جلد 38 -                   جلد 38 - صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Gorgi Z, Jamshidimanesh M. Predictive Factors of Sexual Compatibility in Married Women Referring to Selected Health Centers in Tehran, Iran. IJN 2025; 38 (S1 ) : 518.5
URL: http://ijn.iums.ac.ir/article-1-3870-fa.html
گرجی زهرا، جمشیدی منش منصوره. عوامل پیش‌گویی‌کننده سازگاری جنسی زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز سلامت منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران در شهر تهران. نشریه پرستاری ایران. 1404; 38 (S1 )

URL: http://ijn.iums.ac.ir/article-1-3870-fa.html


1- گروه مامایی و بهداشت باروری، دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران ایران.
2- گروه مامایی و بهداشت باروری، دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران ایران. ، jamshidimanesh@yahoo.com
متن کامل [PDF 4912 kb]   (465 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1567 مشاهده)
متن کامل:   (503 مشاهده)
مقدمه:
خانواده یکی از عوامل بنیادی جامعه بوده و لازمه ادامه و سلامت آن، روابط سالم بین همسران است [1]. در زندگی زناشویی، یکی ازموضوعات اصلی که نقش مهم دارد، موضوع سلامت جنسی است [2]. سلامت جنسی عامل مهمی در ادامه زندگی زناشویی و تعادل در سازگاری جنسی زوجین است [3]. سازگاری جنسی یک متغیر تأثیرگذار بر حفظ ارکان خانواده محسوب می‌شود [4]. هلبرت سال 2000 در تعریف سازگاری جنسی چنین گفت: در روابط جنسی، به نگرش مشابه در عناصر رفتاری، عاطفی و شناختی بین دو نفر که رابطه صمیمی دارند سازگاری جنسی گفته می‌شود [5]. نکولعل در سال 1399، سازگاری جنسی را در چهار مؤلفه که زیرمجموعه‌های سازگاری جنسی بودند در کنار سازگاری کل جنسی در زنان ایرانی تدوین کرد. این 4 مؤلفه شامل پیش‌نیاز سازگاری جنسی، توافق در سازگاری جنسی، بازدارنده های سازگاری جنسی و پیامد سازگاری جنسی مشخص شدند [6].
 تعاریف سازگاری جنسی زوجین و رضایت جنسی زوجین با یکدیگر متفاوت است. همچنانکه گلن در سال 1998 پیشنهاد داد، رضایت جنسی زوجین در تضاد با سازگاری جنسی زوجین است. وی چنین اظهار کرده است که رضایت جنسی زوجین با دانستن احساس افراد نسبت به ازدواج شان اندازه‌گیری می‌شود، درحالی‌که سازگاری جنسی زوجین با تعارض، ارتباط و سایر ویژگی‌های رابطه‌ای بررسی می‌شود. از منظر فرآیندهای رابطه درون فردی رضایت جنسی بر ارزیابی ذهنی فرد از ازدواج خود تمرکز دارد، درحالی‌که در مورد سازگاری جنسی، الگوهای تعاملی مانند همراهی، ارتباط و تعارض مورد مطالعه قرار می‌گیرند [7]. در یک مطالعه کیفی توسط نکولعل در سال 1398 سازگاری جنسی زوجین، با یک مضمون اصلی تحت عنوان همراهی جنسی زوجین در سه دسته‌بندی آشکار شد که شامل برآورده کردن نیاز های جنسی یکدیگر، برخورد با ناسازگاری‌های جنسی و دستیابی به رضایت جنسی متقابل بود [8].
 با بررسی ادبیات موجود در این زمینه و جست‌وجوی مطالعات مشخص شد در مورد سازگاری جنسی به‌ویژه زوجین ایرانی مطالعات محدودی انجام شده است. هنوز نتایج در این زمینه به وضوح مشخص نیست و مطالعات در مورد عوامل تأثیرگذار بر سازگاری جنسی در زنان ایرانی نیز اندک است. آبادیان در مطالعه خود نتیجه‌گیری کرد که سازگاری جنسی در ازدواج با علاقه متقابل، پذیرش، درک یکدیگر و ارضای نیازها ایجاد می‌شود اما برخی از زنان به سازگاری جنسی توجه‌ای ندارند [9].
 در مالزی طی یک مطالعه مشخص شد بین سازگاری زناشویی، رضایت جنسی و سازگاری جنسی ارتباط وجود دارد [10]. ناسازگاری جنسی به اختلالات و مشکلات جنسی منجر می‌شود. این ناسازگاری درنتیجه نارضایتی از رابطه جنسی بوده که به پیامدهای ناخوشایندی مانند از هم پاشیدگی خانواده و یا روابط خارج از ازدواج منجر خواهد شد [11]. از عواقب ناسازگاری جنسی طلاق و جدایی نیز گزارش شده است [12]. زنان با ناسازگاری جنسی بالاتر، افسردگی و اضطراب بیشتری را تجربه می‌کنند [13]. مطالعه دیگری در مالزی نشان داده است که طی 5 سال اول بعد از ازدواج یک‌سوم ازدواج‌ها به طلاق می‌انجامند که عامل اصلی آن ناسازگاری جنسی است و این موضوع به‌دلیل خیانت و بی مسئولیتی شریک زندگی اتفاق می‌افتد [12]. مطالعات زیادی ادعا کرده‌اند نارضایتی ازدواج و ناسازگاری جنسی یک عامل تعیین‌کننده مهم برای جدایی و به دنبال آن ایجاد مشکلات در سلامت روان افراد است [2، 14]. 
طلاق یکی از مشکلات اجتماعی است که به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بر تعادل روانشناختی زوجین، فرزندان، خوشاوندان و دوستان اثر می‌گذارد و نه‌تنها سیستم اقتصادی بلکه کیفیت و کمیت جمعیت، زندگی انسان‌ها و ارزش‌های اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد [8]. طی یک مطالعه مشخص شد سازگاری جنسی با عواملی مانند خودآگاهی مثبت، تصویر ذهنی بدن، بلوغ شخصیتی-روانی و برخی از رفتارهای جنسی ارتباط دارد و تطابق جنسی زوجین یک مؤلفه ضروری برای سازگاری جنسی است. در این تطابق، زوجین برای رفع نیازهای جنسی یکدیگر و حل مشکلاتی که باعث اختلاف جنسی می شود، مشارکت می کنند و چنین همکاری‌هایی برای دستیابی به توافقات، تفاهمات جنسی و علاقه برای ادامه روابط جنسی است. اگرچه در طول زندگی جنسی طولانی‌مدت، اختلافات جنسی اجتناب‌ناپذیر است بااین‌حال، زوج‌های سازگار براساس توافق، تفاهم و عشق به این موقعیت دست می‌یابند و ویژگی بارز زوج‌های دارای سازگاری جنسی شامل احترام متقابل، پذیرش، بخشش، توجه، گفت‌وگو با شریک زندگی در مورد رابطه جنسی، صبر و انعطاف‌پذیری در روابط جنسی است [15]. 
نکته مهم این است که دشواری ارزیابی سازگاری جنسی به‌دلیل مفهوم چند بعدی و ذهنی آن است که به نظر می‌رسد با بسیاری عوامل مرتبط  باشد و مورد توجه محققان نیز قرار نگرفته است. بررسی عواملی که در به وجود آوردن یا عدم وجود سازگاری جنسی نقش دارند، باید شناسایی شوند. سن، طول مدت رابطه جنسی و تکرار تعاملات جنسی از عواملی هستند که ممکن است در سازگاری جنسی مؤثر باشند [16].
 همچنانکه مشخص شده است در سال‌های اول رابطه، تکرار فعالیت جنسی بیشتر است [17]. اهمیت سازگاری جنسی بر این است که این مقوله باعث بهبود روابط بین زوج‌ها و تقویت ثبات روابط عاشقانه می‌شود [6] و ارزیابی سازگاری جنسی برای زوجینی که می‌خواهند یک رابطه رومانتیک و ماندگار داشته باشند، یک رکن اساسی است [4]. همچنین ناسازگاری جنسی و عواقب آن در زنان بیشتر از مردان گزارش شده است [18]. به همین منظور ضروری به نظر می‌رسید تا عوامل مؤثر در سازگاری جنسی به‌ویژه در زنان تعیین شود. هدف از مطالعه حاضر تعیین عوامل مرتبط با سازگاری جنسی زنان متأهل در شهر تهران بود. 

روش
مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود. 300 نفر از زنان متأهل تحت پوشش از 14 مرکزجامع سلامت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران که اسامی آنان در پرونده الکترونیکی ثبت شده بود و دارای معیار ورود ازجمله ایرانی بودن، متأهل بودن، سنین ۱۸ تا ۵۰ سال، سکونت در شهر تهران، سابقه حداقل 1 سال زندگی متأهلی و زندگی زیر یک سقف با همسر بودند و با معیار عدم ورود که شامل چندهمسری شوهر، داشتن منازعات شدید خانوادگی طی ۳ ماه گذشته و یا اقدام برای طلاق، مشکلات جسمی مانند مصرف برخی از داروها مانند ضد پر فشاری خون، مشکلات روانی مانند افسردگی و یا دریافت داروهایی که تداخل‌کننده با عملکرد جنسی است که به اظهار خود فرد و یا ثبت در پرونده پزشکی بود. 
براساس مطالعه کولیوند در سال ۱۳۹۹ که میانگین و انحراف‌معیار نمره سازگاری جنسی در زنان 98/03±101/4 بود [20] و با در نظر گرفتن احتمال خطای نوع اول 05/0 برای برآورد میانگین، حداقل حجم نمونه قابل‌قبول 284 نفر به دست آمد که با احتساب 10 درصدریزش حدود 300 نفر برآورد شد.
روش نمونه‌گیری در این پژوهش چند مرحله‌ایی بود. دانشگاه علوم پزشکی ایران در شهر تهران، مراکز بهداشتی دو ناحیه غرب و شمال غرب تهران را تحت پوشش دارد. 
در مرحله اول ابتدا باتوجه‌به دو ناحیه غرب و شمال غرب که دارای 7 منطقه از شهرداری است و یا به‌عبارتی 3 منطقه از شهرداری در شهر تهران در ناحیه غرب و 4 منطقه شهرداری در ناحیه شمال غرب که براساس نقشه جغرافیایی شهر تهران در معاونت بهداشتی دانشگاه موجود است، مراکز و پایگاه‌های موجود در این 7 منطقه، فهرست شدند، 
مرحله دوم از درون هر 7 منطقه شهرداری تهران با روش تصادفی ساده مراکز و یا پایگاه‌های بهداشتی انتخاب شدند بدین صورت که از هر منطقه 2 مرکز یا پایگاه سلامت انتخاب شد و در مجموع 14 مرکز یا پایگاه بهداشتی، محیط پژوهش را تشکیل دادند. این روش کمک می‌کرد تا تعمیم‌دهی به جامعه هدف انجام شود. 
در مرحله سوم با روش مستمر  از هر مرکز بین 15 تا 22 نفر از زنان بر اساس معیار ورود و با در نظر گرفتن معیارهای عدم ورود وارد مطالعه شدند. با استفاده از پرونده‌های الکترونیک سلامت موجود در مرکز، با تماس تلفنی ضمن توضیح هدف مطالعه، در صورت تمایل به شرکت، از آنان دعوت به عمل می‌آمد تا برای تکمیل پرسش‌نامه به مرکز مراجعه کنند. در فرصت زمانی ایجادشده برای مراجعه، کنترل وزن، فشار خون و توصیه‌های لازم برای زنان در این سنین که جزء دستورالعمل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است مانند دادن یک قرص ویتامین D 50 هزار واحد در ماه و توصیه به استفاده مداوم برای تک‌تک آن‌ها انجام می‌شد. مطالعه به‌مدت 5 ماه از اردیبهشت تا شهریور سال 1401 به طول انجامید. 
ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش‌نامه جمعیت‌شناختی که متغیرهای سن زن، سن همسر، تحصیلات زن، تحصیلات همسر، شغل زن، شغل همسر، سابقه سوء مصرف دارو و مصرف سیگار، داشتن اتاق خواب خصوصی، تعداد رابطه جنسی در هفته و زندگی با افرادی غیر از اعضای خانواده مانند پدر، مادر، خواهر و برادر زن و یا همسر بود. 
پرسش‌نامه دیگر شامل پرسش‌نامه سازگاری جنسی با همسر بود. این پرسش‌نامه اولین بار در ایران در سال 1396 نکولعل طراحی کرده است. این پرسش‌نامه دارای ۳۵ گویه در ۴ مؤلفه است. مؤلفه‌ها عبارت‌اند از پیش‌نیازهای سازگاری جنسی با 18 گویه، توافق بر چگونگی رابطه جنسی با 7 گویه، بازدارنده‌های سازگاری جنسی با 5 گویه و پیامدهای سازگاری جنسی با 5 گویه. گویه‌ها براساس طیف لیکرت ۴ گزینه‌ایی تنظیم شده است. تمام ۵ سؤال مؤلفه بازدارنده‌های رابطه جنسی به‌صورت معکوس نمره‌گذاری می‌شود. همچنین یکی از سؤالات مؤلفه پیش‌نیازهای سازگاری جنسی تحت عنوان (همسرم به نیاز جنسی من بی‌اعتنایی می‌کند) نیز نمره‌گذاری معکوس دارد. نمره هر مؤلفه به‌صورت جمع نمرات گویه‌های آن مؤلفه است بدین معنا که امتیازدهی به سؤالات با گزینه خیلی زیاد نمره 4، زیاد نمره 3، کم نمره 2 و خیلی کم نمره 1 بود. نمره جمع سؤالات در پیش‌نیازهای سازگاری جنسی 74، توافق بر چگونگی رابطه جنسی با نمره  کل 28، بازدارنده‌های سازگاری جنسی نمره 20 و پیامدهای سازگاری جنسی نیز نمره کل 20 در نظر  گرفته می‌شود و نمره کل به‌صورت مجموع نمرات مؤلفه‌ها  محاسبه می‌شود که کم‌ترین نمره ابزار 35 و بیش‌ترین نمره 142 است.
 این پرسش‌نامه نقطه برش ندارد و نمرات بالاتر نمایانگر سازگاری جنسی مطلوب‌تر با همسر است. پایایی کل ابزار در مطالعه نکولعل تک توسط همبستگی درونی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0/90 و برای مؤلفه‌های آن شامل پیش‌نیازهای سازگاری جنسی 0/91، توافق بر چگونگی رابطه 0/جنسی833، بازدارنده‌های سازگاری جنسی 0/768 و پیامدهای سازگاری جنسی 0/767 گزارش شد. همچنین روایی محتوای کیفی و روایی محتوای کمی توسط CVI , CVR پرسش‌نامه مورد تأیید بوده است [6]. 
در مطالعه حاضر نیز روایی پرسش‌نامه توسط سه تن از اعضای هیئت علمی بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. همچنین پایایی ابزار در مطالعه حاضر مورد بررسی قرار گرفت و توسط ضریب آلفای کرونباخ 0/91 گزارش شد. در انجام این آزمون 30 نفر از زنان متأهل شرکت کردند که از 300 نفر مشارکت‌کنندگان مطالعه نبودند. 

تجزیه‌وتحلیل داده‌ها
به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار STATA نسخه 14 استفاده شد. نرمالیته داده‌ها با استفاده از آزمون شاپیرو ویلک سنجیده شد (0/46=P) که نرمال گزارش شد. برخی از داده‌ها نرمال نبودند که P آن‌ها از 0/05 کمتر بود و با آزمون‌های نان پارامتریک مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. در آمار توصیفی داده‌ها با استفاده از فراوانی و درصد و برای متغیرهای کیفی، میانگین و انحراف‌معیار یا میانه و دامنه میان چارکی برای داده‌های کمی نرمال و غیر نرمال به‌ترتیب استفاده شد. 
جهت بررسی عوامل مؤثر بر سازگاری جنسی با همسر در زنان متاهل ابتدا ارتباط متغیرهای مستقل ( شامل متغیرهای جمعیت‌شناختی) و متغیر وابسته با استفاده از آزمون تی مستقل و آنووا در صورت نرمال بودن و یومن ویتنی و کروسکال والیس در صورت غیرنرمال بودن استفاده شد. متغیرهایی که زیر0/2 معنادار بودند، وارد مدل رگرسیونی خطی چندگانه به روش Enter شدند. برای بررسی عدم هم‌خطی متغیرهای مستقل از آزمون VIF استفاده شد که مقادیر نزدیک به 1 نشان‌دهنده عدم هم‌خطی متغیرهای مستقل است. معناداری آماری کمتر از 0/05 و فاصله اطمینان 95 درصد در نظر گرفته شد.

یافته‌ها
در این مطالعه داده‌های 300 نفر از زنان شرکت‌کننده واجد شرایط مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بیشتر زنان در گروه سنی 30 تا 39 سال و خانه دار بودند. 55/34 درصد زنان در سطح دانشگاهی تحصیل کرده بودند. بیشتر همسران در سن 40 تا 50 سال بودند. سطح تحصیلات 42/66 درصد همسران دانشگاهی بود. شغل 56/33 درصد همسران آزاد بود. 16/33 درصد همسران سابقه مصرف سیگار، قلیان و سوء مصرف مواد داشتند. با استفاده از آزمون کروسکال والیس و آزمون یومن ویتنی متغیرهایی که سطح معناداری کمتر از 0/2 داشتند، وارد مدل رگرسیونی شدند که جدول شماره 1 این اطلاعات را نمایش می دهد.




ازآنجاکه سازگاری جنسی تابع توزیع نرمال نبود توسط میانه و دامنه میان چارکی محاسبه شد، مشخص شد کل سازگاری جنسی دارای میانه 104 با دامنه میان چارکی 40 است. مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده آن شامل پیش نیاز سازگاری جنسی با میانه 54 ، مؤلفه توافق در سازگاری جنسی با میانه 20، مؤلفه بازدارنده سازگاری جنسی و مؤلفه‌های پیامدهای سازگاری جنسی با میانه 15 و گزارش شد که در جدول شماره 1 نشان داده شده است.
در مدل رگرسیونی خطی چندمتغیره مشخص شد با ثابت درنظرگرفتن سایر متغیرها میانگین نمره سازگاری جنسی با شغل زنان و همسران زنان که دارای شیفت شب بودند ارتباط معنی‌دار داشت و به‌ترتیب شامل (P=0/04, B=14/84) و (P=0/01, B=12/23) بود. میانگین نمره سازگاری جنسی در زنان با همسران دارای سابقه مصرف سیگار یا قلیان داشتند ارتباط معنی‌داری وجود داشت  (P=0/03, B=6/57). داشتن اتاق خواب خصوصی و جدا با سازگاری جنسی ارتباط معنی‌دار داشت (P=0/01, B=7/86). تعداد رابطه جنسی با سازگاری جنسی نیز دارای ارتباط معنی‌دار بود (P=0/001, B=20/48). 
نتایج در جدول شماره 2 نمایش داده شده است. به‌عبارتی دیگر مشخص شد میانگین نمره سازگاری جنسی گروه زنان شاغل و دارای نوبت کاری شب به‌طور معنی‌دار 14 واحد نسبت به زنان خانه‌دار کمتر بود. نتایج نشان داد زنانی که همسران شان دارای شغل اداری بودند نسبت به همسران دارای شغل‌های شیفت شب 12 برابر سازگاری جنسی بیشتری داشتند. میانگین نمره سازگاری جنسی در زنانی که همسران آن‌ها سابقه مصرف سیگار یا قلیان و مواد نداشتند ۶ برابر بیشتر از آن‌هایی بود که مصرف سیگار یا قلیان و یا مواد داشتند. میانگین نمره سازگاری جنسی زوجینی که دارای اتاق خواب مخصوص به خود بودند حدود 8 برابر بیشتر از زنانی بود که اتاق خواب خصوصی نداشتند. سن زنان و سن همسران، تحصیلات زنان و همسران با سازگاری جنسی ارتباط معنی‌دار نداشت. تعداد رابطه جنسی با سازگاری جنسی رابطه معنی‌داری داشت و هرچه تعداد روابط جنسی در هفته بیشتر بود نمره سازگاری بالاتر بود. نتایج نشان داد 35 درصد از واریانس سازگاری جنسی زنان متأهل و ساکن در شهر تهران مراجعه‌کننده به مراکز منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران مربوط به نوع شغل زنان شاغل و یا شغل همسران آن‌ها، داشتن اتاق خواب مخصوص و جدا زوجین، تعداد روابط جنسی در هفته و مصرف سیگار، قلیان و یا سوء مصرف مواد بوده است.



بحث
در این مطالعه با استفاده از میانه نمره ابزار، سازگاری کل جنسی زنان در حد مطلوب گزارش شد. دلایل متعددی می‌تواند بر این سطح از سازگاری جنسی اثرگذار بوده باشد که باید با اطلاعات جمعیت‌شناسی و برخی از روابط بین فردی موجود زنان به آن پرداخت. در یک مطالعه در سال 1396 در شهر سنندج مشخص شد میانگین نمره سازگاری جنسی در 8/43 درصد از زنان تازه ازدواج کرده مطلوب بوده است [19]. به نظر می‌رسد تفاوت در فراوانی نمره سازگاری جنسی زنان با گزارشات متعدد در جاهای مختلف به ابزارهای موجود برای تعیین این متغیر بستگی داشته باشد.  
در این مطالعه شغل زنان و همسران آن‌ها سازگاری جنسی را پیشگویی کرد. مشخص شد زنان شاغل نسبت به زنان خانه‌دار سازگاری جنسی کمتری داشته‌اند. هم‌راستا با مطالعه حاضر، یک مطالعه که هدف آن تبیین تجارب زنان شاغل از زندگی جنسی شان بود، رضایت شغلی و امنیت شغلی که از دستاوردهای شغلی و بعد روانی سلامت به شمار می‌رود، رضایت جنسی و زناشویی آن‌ها را ارتقا داده بود، درحالی‌که فرسودگی شغلی، تعارضات شغلی، اختلاف درآمد زنان با شوهران، وجود نگاه جنسیتی نسبت به زنان شاغل در محیط کار و تبعیض بین زن و مرد که از عوارض شغلی شناخته شده بود، رضایت جنسی و رضایت زناشویی را کاهش داده بود [9]. ازآنجاکه رضایت جنسی در ارتباط نزدیک با سازگاری جنسی است به نظر می‌رسد شغل زنان و همسران بر این مقوله نیز اثرگذار باشد. در مطالعه حاضر زنانی که دارای نوبت کاری شب بودند، سازگاری جنسی کمتری نسبت به زنان خانه‌دار داشتند. 
در این مطالعه سطح تحصیلات زنان و همسران آن‌ها با سازگاری جنسی ارتباط نداشت. در حقیقت مشخص شد سطح تحصیلات زنان و مردان در این مطالعه از عوامل پیشگویی‌کننده سازگاری جنسی نیست. متناقض با نتایج ما طی یک مطالعه گزارش شد ویژگی‌های فردی و اجتماعی افراد بر سازگاری جنسی اثرگذار است و در حقیقت این ویژگی‌ها در روابط فردی و بین فردی باعث می‌شود تا تفاهمات و توافقات با بهبود روابط بین فردی ایجاد شود که یکی از عوامل مهم آن سطح تحصیلات بود [16]. در این زمینه شواهد ناشی از یک مطالعه دیگر نشان داد که متغیرهای بلوغ مانند خودآگاهی، توانایی کنترل بر رفتارهای تکانشی به‌ویژه رفتارهای پرخاشگرانه، غلبه بر احساسات، احساس مسئولیت بالا و رفتارهای اجتماعی گرم به‌طور قابل‌توجهی با سازگاری جنسی مرتبط بوده است [20]. براین‌اساس به نظر می‌رسد افراد با تحصیلات بیشتر به بلوغ بالاتری دست می‌یابند، در مطالعه حاضر سن زنان با سازگاری جنسی ارتباط معنی‌دار نداشت. 
تعداد روابط جنسی در این مطالعه با سازگاری جنسی ارتباط معنی‌داری داشت. در این راستا یک مطالعه مشخص کرده بود تکرار رابطه جنسی و مهارت گفت‌وگوی جنسی با رضایت جنسی رابطه مستقیم داشته است [21]. در این زمینه یک گزارش مشخص کرده بود، افزایش تعداد رابطه جنسی زنان همراه با یک تصویر خوب از خود در ذهن است و زنان احساس جذابیت برای شریک جنسی خود می‌کنند که درواقع این همان بخشی از سازگاری جنسی است [22]. نتایج یک مطالعه نشان داد با انجام یک مداخله آموزشی تلفیقی رفتار درمانی شناختی مثبت‌نگر رضایت جنسی همراه با سازگاری زناشویی در زنان نابارور افزایش یافته بود [23]. هم‌راستا با مطالعه حاضر نیز نتایج یک مطالعه دیگر نشان داد، رابطه جنسی و تکرار آن با رضایت جنسی ارتباط دارد و وجود رابطه جنسی، رضایت جنسی را پیش‌بینی کرده بود، به این دلیل که رضایت جنسی با سازگاری جنسی متفاوت است در مطالعه ما رابطه جنسی مکرر با سازگاری جنسی بالاتر همراه بود اما در آن مطالعه این ارتباط وجود نداشت، درحالی‌که تکرار رابطه جنسی پیشگویی‌کننده سازگاری جنسی نبود [24]. 
در مطالعه حاضر مشخص شد زنان با داشتن اتاق خواب خصوصی، سازگاری جنسی بیشتری نسبت به زنان بدون اتاق خواب خصوصی داشته‌اند. به نظر می‌رسد زنانی که اتاق خواب خصوصی داشته اند، به‌دلیل حفظ حریم خصوصی در مقایسه با زنانی که از اتاق خواب خصوصی بهره‌مند نبودند، فرصت بیشتری برای برقراری ارتباط و یا گفت‌وگو درمورد رابطه جنسی خود با همسر داشته و به تفاهم عمیق‌تری دست می‌یافتند که درنتیجه منجر به سازگاری جنسی بهتر در آنان در مقایسه با زنان فاقد اتاق خواب خصوصی بوده است.
نتایج مطالعه اخیر نشان داد زنان با همسران دارای مصرف سیگار و یا سوء مصرف مواد سازگاری جنسی کمتری داشتند. در این راستا یک مطالعه نشان داد نمره خودپنداره جنسی زنانی که دارای همسر مصرف‌کننده سیگار و یا مواد بودند و یا با افراد دیگری به‌جز اعضای خانواده مانند مادر و پدر خود و یا مادر و پدر همسر در یک خانه زندگی می‌کردند، نمره سازگاری جنسی کمتری داشتند [25]. 
 
نتیجه‌گیری

مطالعه حاضر نشان داد زنان و یا همسران آن‌ها که شغلی با نوبت کاری شب داشتند، بیشتر در معرض ناسازگاری جنسی بودند. سابقه مصرف دخانیات و قلیان در همسران نیز سازگاری جنسی را کمتر کرده بود، همچنین نتایج گزارش داد ناسازگاری جنسی با داشتن اتاق خواب جدا برای زوجین و تعدد رابطه‌های جنسی کمتر بوده است، درحالی‌که تحصیلات زوجین و سن آن‌ها با سازگاری جنسی رابطه‌ای نداشت، به نظر می‌رسد روابط زناشویی و جنسی زوجین به‌ویژه زنان با شرایط فوق شامل شاغلان با شیفت‌های شبانه و یا مصرف سیگار و قلیان توسط همسران آن‌ها در معرض شکنندگی قرار گیرد. مشاورانی که در زمینه مامایی، زوج درمانی و یا خانواده درمانی مشغول به کار هستند، باتوجه‌به نتایج مطالعه حاضر و با آگاهی ویژه در این زمینه به این نکته توجه بیشتری داشته و برای داشتن سازگاری بیشتر جنسی حفظ حریم روابط از قبیل اختصاص دادن اتاق خواب خصوصی و تعداد روابط جنسی در محتوی مشاوره ای لحاظ نمایند. 
توصیه می شود مطالعات کیفی در زمینه راهکارهای مناسب برای کاهش خطر ناسازگاری جنسی زوجین که ناشی از شرایط فوق است، انجام گیرد. ازآنجاکه فقط 35 درصد از واریانس سازگاری جنسی زنان متأهل ساکن در شهر تهران مشخص شد بررسی سایر عوامل مرتبط در مطالعات بعدی پیشنهاد می‌شود. 
از محدودیت پژوهش باید اذعان کرد که به‌دلیل خودگزارشی سازگاری جنسی توسط زنان با استفاده از پرسش‌نامه موجود امکان سنجش نمره واقعی سازگاری ممکن است تا حدودی تحت تأثیر قرار گرفته باشد.  تعداد جمعیت زنان شاغل در مطالعه حاضر در شیفت شب کم بود اما می‌توان در مطالعات آینده این ویژگی را با تعداد بیشتری از زنان شاغل مورد بررسی قرار داد و همچنین با انجام مطالعات کیفی دیدگاه زنان دارای شغل‌های شیفت شب در زمینه سازگاری جنسی را به‌صورت عمیق مورد بررسی قرار داد. 

ملاحظات اخلاقی

پیروی از اصول اخلاق پژوهش

رعایت دستورالعمل‌های اخلاقی این مطالعه در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی ایران با کد (IR.IUMS.REC.1398.1125) تأیید شده است. در این مقاله، تمام اصول اخلاقی رعایت شده است. اهداف و روش‌های مطالعه به شرکت‌کنندگان اطلاع داده شد. به شرکت‌کنندگان در مورد محرمانه بودن اطلاعاتشان اطمینان داده شد و آن‌ها می‌توانستند در هر زمان از مطالعه خارج شوند و در صورت تمایل، نتایج تحقیق در اختیار آن‌ها قرار گیرد

حامی مالی
 این مطالعه برگرفته از پایان‌نامه کارشناسی ارشد زهرا گرجی در گروه مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران است و هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است.

مشارکت نویسندگان
جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل داده و اجرا: زهرا گرجی؛ طراحی مفهوم، طراحی روش مطالعه، تحلیل داده‌ها و نظارت بر اجرا: منصوره جمشیدی‌ منش.

تعارض منافع
نویسندگان هیچ گونه تعارض منافعی ندارند.

تشکر و قدردانی
 نویسندگان از همه شرکت‌کنندگان به‌دلیل همکاری‌شان تشکر می‌کنند.



 
References
  1. Kasapoğlu F, Yabanigül A. Marital satisfaction and life satisfaction: The mediating effect of spirituality. Spirit Psychol Couns. 2018; 3(2):177-95. [DOI:10.37898/spc.2018.3.2.0048] 
  2. Fincham FD, Rogge R, Beach SRH. Relationship satisfaction. The Cambridge handbook of personal relationships, 2nd ed. New York: Cambridge University Press; 2018. [DOI:10.1017/9781316417867.033] 
  3. van den Brink F, Vollmann M, Smeets MAM, Hessen DJ, Woertman L. Relationships between body image, sexual satisfaction, and relationship quality in romantic couples. J Fam Psychol. 2018; 32(4):466-74. [DOI:10.1037/fam0000407] [PMID] 
  4. Nekoolaltak M, Keshavarz Z, Simbar M, Nazari AM, Baghestani AR. Sexual compatibility among Iranian couples: A qualitative study. Sex Relatsh Ther. 2019; 34(1):23-39. [DOI:10.1080/14681994.2017.1347615] 
  5. Hurlbert DF, Apt C, Hurlbert MK, Pierce AP. Sexual compatibility and the sexual desire-motivation relation in females with hypoactive sexual desire disorder. Behav Modif. 2000; 24(3):325-47. [DOI:10.1177/0145445500243002] [PMID] 
  6. Nekoolaltak M, Keshavarz Z, Simbar M, Nazari AM, Baghestani AR. Sexual compatibility with spouse questionnaire: Development and psychometric property evaluation. Int J Commun Based Nurs Midwifery. 2020; 8(3):220. [DOI:10.30476/ijcbnm.2020.82160.1039] [PMID]
  7. Glenn, N. D. (1998). The course of marital success and failure in five American 10-year marriage cohorts. J Marriage Fam. 60(3):569-76. [DOI:10.2307/353529] 
  8. Asghari M, Moradi M, Nekoolaltak M, Jamali J, Danesh F. The effect of counseling based on sexual health model on sexual compatibility of women at risk of emotional divorce. J Midwifery Reprod Health. 2023; 11(1):3580-91. [DOI:10.22038/jmrh.2022.64652.1885]
  9. Abadian K, Keshavarz Z, Milani H, Hamdieh M, Nasiri M. Experiences of married working women about the effects of work on the sexual life: A qualitative study. Sexologies. 2021; 13(2):e101-10. [DOI:10.1016/j.sexol.2021.01.004] 
  10. Tan SA, Goh YS, Sharmilah R, Tan JP. Sexual compatibility and marital satisfaction among married couples in Malaysia: The mediating role of sexual satisfaction. Proceedings of the 13th Next Generation Global Workshop; 2020; 2020:14. [Link]
  11. Haseli A, Shariati M, Nazari AM, Keramat A, Emamian MH. Infidelity and its associated factors: A systematic review. J Sex Med. 2019; 16(8):1155-69. [DOI:10.1016/j.jsxm.2019.04.011] [PMID] 
  12. Sivanandam H. Trivial reasons given for divorce [Internet]. 2018 [Updated 2018 November 14]. Available from: [Link]
  13. Manjula V, Munivenkatappa M, Navaneetham J, Philip M. Quality of marital relationship and sexual interaction in couples with sexual dysfunction: An exploratory study from India. J Psychosexual Health. 2021; 3(4):332-41. [DOI:10.1177/26318318211047547] 
  14. Robles TF, Slatcher RB, Trombello JM, McGinn MM. Marital quality and health: A meta-analytic review. Psychol Bull. 2014; 140(1):140-87. [DOI:10.1037/a0031859] [PMID] [PMCID] 
  15. Ahmadnia E, Ziaei T, Yunesian M, Haseli A, Nazari AM, Keramat A. Sexual compatibility and its associated factors among heterosexual couples: A systemic review. Sex Relatsh Ther. 2023; 38(4):603-21. [DOI:10.1080/14681994.2020.1849608] 
  16. Mark KP, Milhausen RR, Maitland SB. The impact of sexual compatibility on sexual and relationship satisfaction in a sample of young adult heterosexual couples. Sex Relatsh Ther. 2013; 28(3):201-14. [DOI:10.1080/14681994.2013.807336] 
  17. McNulty JK, Wenner CA, Fisher TD. Longitudinal associations among relationship satisfaction, sexual satisfaction, and frequency of sex in early marriage. Arch Sex Behav. 2016; 45(1):85-97. [DOI:10.1007/s10508-014-0444-6] [PMID] [PMCID] 
  18. Peixoto MM, Correia A, Gomes HS, Machado PPP. Sexual satisfaction scale for women: A study with Portuguese women with and without sexual difficulties.  Sex Relatsh Ther. 2020; 35(3):304-19 [DOI:10.1080/14681994.2018.1497789] 
  19. Allahyari P, Kolivand M, Namdari A, Rahmani K. The effect of cognitive-behavioral counseling on the sexual compatibility: A clinical trial study. Curr Psychol. 2020; 1-9. [DOI:10.21203/rs.3.rs-78870/v1] 
  20. Ahmadnia E, Keramat A, Ziaei T, Yunesian M, Nazari AM, Kharaghani R. Psychometric assessment of the Persian version of the hurlbert index of sexual compatibility. Sex Cult. 2021; 25:584-96. [DOI:10.1007/s12119-020-09784-8] 
  21. Velten J, Margraf J. Satisfaction guaranteed? How individual, partner, and relationship factors impact sexual satisfaction within partnerships. Plos One. 2017; 12(2):e0172855. [DOI:10.1371/journal.pone.0172855] [PMID] [PMCID] 
  22. Schoenfeld EA, Loving TJ, Pope MT, Huston TL, Štulhofer A. Does sex really matter? Examining the connections between spouses' nonsexual behaviors, sexual frequency, sexual satisfaction, and marital satisfaction. Arch Sex Behav. 2017; 46(2):489-501. [DOI:10.1007/s10508-015-0672-4] [PMID] 
  23. Ashrafian F, Sadeghi M, Rezaei F, Kazemi Rezaei SV. The effect of integrative positive-cognitive behavioral therapy on sexual satisfaction and marital adjustment of infertile woman. Nursi Midwifery J. 2020; 18(7):597-607. [DOI:10.29252/unmf.18.7.597] 
  24. Roels R, Janssen E. Sexual and relationship satisfaction in young, heterosexual couples: The role of sexual frequency and sexual communication. J Sex Med. 2020; 17(9):1643-52. [DOI:10.1016/j.jsxm.2020.06.013] [PMID] 
  25. Ebadifard R, Kiani Z, Keshavarz Z, Sheikhan Z, Alemrajabi M, Nasiri M. Comparing sexual self-concept in women with obesity pre- and post-bariatric surgery. BMC Public Health. 2024; 24(1):1744. [DOI:10.1186/s12889-024-19279-y] [PMID] [PMCID] 
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: مامایی
دریافت: 1403/10/30 | پذیرش: 1404/1/1 | انتشار: 1404/1/1

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به {نشریه پرستاری ایران} می باشد.

Designed & Developed by : Yektaweb