جلد 38 -                   جلد 38 - صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Saber S, Mardani-Hamooleh M, Seyedfatemi N, Kianian T, Bahrami R. Concept Analysis of Relapse in Chronic Mental Disorders Using Rodgers’ Evolutionary Approach. IJN 2025; 38 (S1 )
URL: http://ijn.iums.ac.ir/article-1-3883-fa.html
صابر سامان، مردانی حموله مرجان، سیدفاطمی نعیمه، کیانیان تکتم، بهرامی راحله. تحلیل مفهوم عود اختلالات روانی مزمن: رویکرد تکاملی راجرز. نشریه پرستاری ایران. 1404; 38 (S1 )

URL: http://ijn.iums.ac.ir/article-1-3883-fa.html


1- گروه روانپرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی، تهران، ایران.
2- گروه روانپرستاری، مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری و مامایی، پژوهشکده مدیریت سلامت، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، تهران، ایران. ، mardanihamoole.m@iums.ac.ir
3- گروه روانپرستاری، مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری و مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، تهران، ایران.
4- گروه پرستاری سلامت جامعه، مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری، دانشگاه علوم پرشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، تهران، ایران.
5- دانشکده پرستاری و نوآوری سلامت ادسون، دانشگاه آریزونا، فینیکس، آریزونا، ایالات متحده آمریکا.
متن کامل [PDF 7549 kb]   (34 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (117 مشاهده)
متن کامل:   (15 مشاهده)
مقدمه
به‌طور تخمینی 900 میلیون نفر در جهان از اختلالات روانی رنج می‌برند [1]. در ایران، شیوع اختلالات روانی در حدود 25-31 درصد گزارش شده است [2]. این اختلالات یکی از پنج علت ناتوانی‌ها در جهان هستند که همه‌ جوانب زندگی فرد را دربر می‌گیرند، تأثیرات اساسی بر زندگی فرد، خانواده و نظام اجتماعی می‌گذارند و فرد را از یک زندگی عادی محروم می‌کنند [3]. اغلب اختلالات روانی ازجمله اختلال افسردگی اساسی، اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی در زمره‌ اختلالات روانی مزمن قرار می‌گیرند و عودهای مکرری را به همراه دارند [4]. آمارهای متفاوتی از عود اختلالات روانی مزمن گزارش شده است. به‌عنوان نمونه گزارش شده که 90 درصد از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در طول عمر خود دارای حداقل یک عود هستند [5]. همچنین بیان شده 60 درصد از بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، عود بیماری را تجربه می‌کنند [6]. در همین رابطه، مشخص شده 82 درصد از مبتلایان به اسکیزوفرنی در 5 سال اول درمان، عود بیماری را تجربه می‌کنند و 78 درصد از آن‌ها برای بار دوم بیماری را تجربه می‌کنند [7]. 
عود بیماری زمانی حادث می‌شود که بیمار بعد از بهبودی دوباره به بیماری مبتلا می‌شود. عود اختلالات روانی، فرایند بهبودی بیمار را مختل می‌کند و خطر مقاومت به درمان را افزایش می‌دهد [8]. عود بیماری با بروز علائم اولیه بیماری و خطر افزایش خودکشی برای بیماران همراه است. عود، یک چالش در میان بیماران مبتلا به اختلالات روانی مزمن است که با بار اجتماعی زیادی همراه است [9]. این پدیده به‌شدت برای بیمار و خانواده نگران‌کننده است، زیرا نه‌تنها روند درمان را کند می‌کند بلکه بار اقتصادی سنگینی برای فرد، خانواده، جامعه و سیستم مراقبت سلامت نیز ایجاد می‌کند و کاهش عملکرد اجتماعی، بیکاری و انزوا را برای بیمار به همراه دارد [7].
 ضمن آن‌که بیشترین زمان آسیب‌پذیری خانواده‌ها در زمان عود بیماری رخ می‌دهد، درحالی‌که در این زمان بیمار، بیش‌ازپیش به امیدوار بودن خانواده نیازمند است تا بتواند نسبت به آینده خوش‌بین بماند [10]. ازسوی‌دیگر، عودهای مکرر بیماری به بستری مجدد بیمار در بیمارستان‌ها منجر شده و ضریب اشغال تخت در بخش‌های روان‌پزشکی را افزایش می‌دهد [5]. براین‌اساس، پرستاران شاغل در بخش‌های روانپزشکی ممکن است در طول 1 سال چندین بار و به‌طور مکرر با پدیده عود اختلالات روانی در بیماران مواجه شوند که به معنای رویارویی مکرر با درد و رنج روان‌شناختی آنان خواهد بود و تداوم این رویارویی می‌تواند سبب تهدید سلامت روانی این گروه از پرستاران گردد [10].
با اهمیت مفهوم عود اختلالات روانی مزمن، دانش موجود در این زمینه، به‌خوبی تبیین نشده و تعریف جامعی برای آن ارائه نشده است. بنابراین، باتوجه‌به این‌که تعریف واحدی از مفهوم عود اختلالات روانی مزمن در دسترس نمی‌باشد و کاربرد این مفهوم در شرایط کنونی دارای ابهام است و شفاف نمی‌باشد، پژوهشگر بر آن شد تا به تحلیل این مفهوم  بپردازد. در تمامی رشته‌های علمی، دانشمندان برای مطالعه و تحلیل منظم واقعیت‌ها و پدیده‌های ویژه موجود در قلمرو علمی خاص خود، به مفاهیم نیاز دارند و ازاین‌رو به تعاریف آن‌ها می پردازند. 
بحث درمورد مفاهیم، به اجماع افکار درمورد آن‌ها کمک می‌کند و خطر استفاده بدون تفکر از آن‌ها را کاهش می‌دهد. تحلیل مفهوم علاوه‌بر کمک به طبقه‌بندی پدیده‌ها به تفسیر مشترک افراد از پدیده‌ها، پیشگیری از برداشت‌های شخصی و بروز تعارض، شفاف‌سازی بسیاری از موارد پنهان و درنهایت تقویت رشته‌های علمی می‌شود. لذا ازآنجاکه حقیقت انسان و پدیده‌های مربوط به آن دائماً در حال تغییر هستند، عناصر وابستگی به هم دارند و تنها در بافت مجموعه‌ای از عوامل زمینه‌ای قابل‌تفسیر می‌باشند [11] و این دیدگاه با رویکرد تکاملی تحلیل مفهوم راجرز مطابقت دارد، برای مطالعه حاضر از این رویکرد استفاده شد. نتایج این مطالعه، راهی را برای شناسایی بیشتر مفهوم عود اختلالات روانی مزمن در بافت علوم پزشکی به‌ویژه حوزه سلامت روان پیشنهاد می‌کند. باتوجه‌به مطالب پیش‌گفت، این مطالعه با هدف روشن ساختن مفهوم عود اختلالات روانی مزمن، درک و شناخت بیشتر ویژگی‌ها، پیشایندها و پسایندهای آن و تغییرات آن در گذر زمان با استفاده از رویکرد تکاملی راجرز انجام شد.
روش بررسی
در این مطالعه برای تحلیل مفهوم عود اختلالات روانی مزمن از رویکرد تکاملی راجرز استفاده شد [12]. در این رویکرد  اعتقاد بر این است که هر مفهوم همواره دارای ماهیتی پویا و در حال تکامل بوده و همیشه نیازمند واضح‌سازی و شفاف شدن می‌باشد. هدف این رویکرد، جست‌وجوی حقیقت مطلق نیست بلکه حقیقت را نسبی و وابسته به زمان و بافت می‌داند. طبق رویکرد راجرز،  هر مفهوم هم در طول زمان و هم در بافت کاربردش همواره با تغییراتی همراه می‌باشد [11]. فرایند تحلیل در این رویکرد، غیرخطی است و شامل یک دسته از مراحل هم‌پوشاننده است که هدف اساسی آن، شفاف کردن مفهوم است. مراحل فرآیند این تحلیل مفهوم دربردارنده تعیین مفهوم موردنظر و بیانات همراه و واژه‌های جایگزین، تعیین و انتخاب محدوده و قلمرو مناسب برای جمع‌آوری اطلاعات، گردآوری داده‌های مرتبط با ویژگی‌های مفهوم و متناسب با تغییرپذیری‌های بافتی ازجمله تغییرات اجتماعی، فرهنگی، بین‌ رشته‌ای و زمانی (بروز پیشایندها و پسایندهای مفهوم)، تحلیل اطلاعات با در نظر گرفتن ویژگی‌های مفهوم، در صورت امکان بیان یک مورد مثال مناسب دررابطه‌با مفهوم و تعیین فرضیه‌ها و دلالت‌های تحلیل به‌منظور تکامل بیشتر مفهوم می‌باشند [12].
در ابتدا جهت بازیابی مقالات انگلیسی، در پایگاه‌های اطلاعاتــی معتبــر بین‌المللی شامل پابمد، ساینس‌دایرکت، وب‌آوساینس، اسکوپوس و و موتور جست‌وجوگر گوگل‌اسکالر در بازه‌ زمانی 2014 تا 2024 با استفاده از کلیدواژه‌های Relapse، Recurrence، Severe Mental Illness، mental illnesses و Chronic mental disorder صورت گرفت. جهت جست‌وجوی مقالات فارسی، کلیه مقالات چاپ‌شده با کلیدواژه‌های عود، واپس‌روی، بیماری روانی شدید، بیماری روانی، اختلال روانی مزمن مورد جست‌وجو قرار گرفتند. گستره جست‌وجوی مقالات فارسی، بانک‌های اطلاعاتی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، مگیران، سامانه اطلاعات پژوهشی پزشکی کشور ایران بود. 
معیار ورود برای مطالعات شامل انتشار در بازه زمانی ذکرشده، انتشار تمام متن به زبان‌های انگلیسی و فارسی‌ در مجلات علمی برخط می‌شد. مطالعات منتشرشده به زبانی غیر از انگلیسی یا فارسی، منابع خاکستری و مطالعاتی که مربوط به عود سایر بیماری‌ها بودند جزء معیارهای خروج بود. علت انتخاب بازه زمانی ذکرشده نیز این بود که محققین در این دوره بیشتر به مفهوم تحت مطالعه پرداخته بودند و طول دوره نیز به اندازه‌ای است که تغییرات مفهوم را می‌تواند نشان دهد. 
نخست، چکیده مقالات انتخاب‌شده براساس عناوین، بازیابی و ازنظر تناسب با اهداف موردمطالعه و با در نظر گرفتن شرایط حذف و پذیرش مورد بررسی قرار گرفتند. پس از بررسی عنوان و چکیده مقالات به‌دست‌آمده از جست‌وجوی اولیه با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، متن کامل آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت و بر پایه ارتباط مقالات باهدف این تحلیل، مقالات مرتبط انتخاب شدند. کلیه پژوهش‌های ایرانی که به زبان انگلیسی در پایگاه داده‌های انگلیسی چاپ شده بودند، نیز در جست‌وجوی پایگاه داده‌های بین‌المللی بررسی شدند. در تمامی مراحل ذکرشده، تیم پژوهش، برای بازبینی انتخاب مقالات در مورد مرتبط بودن، گنجاندن یا حذف یک مقاله به بحث نشستند. در جست‌وجوی اولیه، 1025 مطالعه به دست آمد. از این تعداد، عناوین آن‌ها با درنظر گرفتن معیار ورود و حذف موارد تکراری، بررسی شد و مقالات انتخابی به 456 رسید. چکیده این تعداد مقاله، مجدداً باتوجه‌به معیارهای ورود بررسی و 205 مقاله انتخاب شد. تمام متن این مقالات بررسی و درنهایت 28 مقاله برای مطالعه انتخاب شد [13-40]. 
تحلیل مقالات با رویکرد تحلیل محتوا صورت گرفت. به دنبال خواندن متن مقالات، نکات و موارد مناسب با ویژگی، پیشایند، پسایند، مفاهیم مرتبط، واژه‌های جایگزین و تعریف مفهوم استخراج شدند. سپس در هر قسمت، داده‌ها چندین بار خوانده شده‌اند تا محقق بتواند در آن‌ها غوطه‌‌‌ور گردد و نکات و برچسب‌های کلیدی برای فراهم کردن توصیفات واضح در مورد هر جنبه از مفهوم استخراج گردد. درنهایت، تحلیل استقرایی اطلاعات از مفهوم انجام شد. واحدهای اطلاعاتی شامل کلمات و جملات مرتبط یا پاسخ‌های داده‌شده به این سؤالات بودند: 
- ویژگی‌های اختصاصی عود در اختلالات روانی مزمن چیست؟ 
- عود در اختلالات روانی مزمن چگونه تعریف می‌شود؟ 
- عود در اختلالات روانی مزمن چگونه شکل می‌گیرد؟ 
- چه عواملی با عود در اختلالات روانی مزمن ارتباط دارند؟ 
- عواقب عود در اختلالات روانی مزمن چیست؟
 مقالات براساس مشخصات تحلیل مفهومی که به آن‌ها پرداخته بودند، گروه‌بندی گردیدند. همچنین به‌منظور اطمینان از بی‌طرفی، تأمین اعتبار و کاهش سوگیری، فرایند تحلیل توسط دو نفر دکترای رشته پرستاری که عضو گروه تحقیق نبودند، اما دارای سوابق بالینی در بخش‌های روانپزشکی بوده و با رویکرد تحلیل مفهوم راجرز نیز آشنایی داشتند، صورت گرفت. 
یافته‌ها
در این بخش، ابتدا ویژگی‌ها، پیشایندها و پسایندهای مفهوم تحت مطالعه، مطرح می‌گردد ( ویژگی‌ها، پیشایندها و پسایندهای مستخرج از مقالات با ذکر جزئیات در جدول شماره 1 ارائه شده است) و سپس مفاهیم مرتبط و واژه‌های جایگزین و مثال‌های نمونه ذکر خواهد شد. درنهایت نیز فرضـیات و دلالـت‌هـای تحلیل مفهوم، تعیین می‌گردد.




 ویژگی‌های مفهوم
ویژگی‌های مفهوم، عناصری هستند که سبب شناسایی مفهوم تحت مطالعه می‌شوند [12]. در این طبقه، زیرطبقات علائم مقدماتی و علائم اختصاصی وجود دارد. تحلیل مطالعات نشان داد، شروع علائم عود می‌تواند حاد یا تدریجی باشد، ممکن است ماه‌ها قبل از تشخیص قطعی عود، علائم پیش‌درآمد خفیفی وجود داشته باشند و یا این‌که علائم بیماری به‌صورت حاد، شدید و ناگهانی خود را نشان دهند. 
 علائم مقدماتی
علائم مقدماتی در عود اختلالات روانی مزمن شامل علائم فیزیکی، تغییرات شناختی و هیجانی-عاطفی می‌باشند. علائم فیزیکی، ازجمله عوامل پیش‌بینی‌کننده عود در مددجویان می‌باشد. تغییرات فیزیکی چند هفته قبل از عود بیماری به‌صورت تغییر در الگوی خواب، تغییر در عادات غذایی، افت بهداشت فردی و خستگی و کمبود انرژی، می‌تواند به‌عنوان زنگ خطری برای عود قریب‌الوقوع درنظر گرفته شود. این تغییرات می‌توانند شامل مشکلات در به خواب رفتن، بیدار شدن‌های مکرر، کاهش زمان خواب، خواب‌آلودگی، افزایش یا کاهش اشتها، غفلت از آراستگی، احساس خستگی و کمبود انرژی باشد که ممکن است در هر بیمار به‌صورتی متفاوت بروز کند [13-16]. 
یکی دیگر از علائم مقدماتی عود، اختلال در عملکرد شناختی به‌ویژه در عملکرد اجرایی، یادگیری و حافظه، تمرکز و توانایی درکی حرکتی مددجو می‌باشد. ازآنجا‌که افراد از توانایی شناختی خود برای درگیر شدن در زندگی روزمره استفاده می‌کنند، عملکرد شناختی عامل مهمی در نظر گرفته می‌شود. هنگام عودِ بیماری، توانایی‌های شناختی مددجویان مختل شده و مشکلاتی چون افزایش واکنش به استرس، کاهش سرعت تفکر، نشخوار فکری، اختلال در حافظه، تغییر در تمرکز، کاهش توانایی تصمیم‌گیری را تجربه می‌کنند. همچنین ادراکات بصری و هماهنگی ادراکی حرکتی، تمرکز، توانایی در برنامه‌ریزی، اولویت‌بندی، سازماندهی وظایف و ایفای نقش، دستخوش تغییرات می‌گردد که نشان‌دهنده عود قریب‌الوقوع می‌باشد [17-19]. از دیگر علائم مقدماتیِ پیش‌بینی‌کننده عود، مواجه‌شدن با علائم هیجانی- عاطفی می‌باشد. علائم هیجانی-عاطفی با احساسات غیرمعمول و آزاردهنده از جمله نگرانی، اضطراب، خلق پایین به‌صورت خفیف، تحریک‌پذیری، کناره‌گیری از فعالیت‌های اجتماعی و لذت‌بخش مشخص می‌شود. این علائم ممکن است 2 تا 8 هفته قبل از عود در مددجو نمایان شود [20-22]. 
 علائم اختصاصی
علائم اختصاصی عود شامل علائم رفتاری، تغییر در تفکر، اختلال درک، نوسان در خلق و احساس عدم کفایت برنامه‌ مراقبتی درمانی فعلی می‌باشند. علائم رفتاری، به رفتارهای مداوم یا تکراری غیرعادی، مخرب و نامناسب اطلاق می‌شود که می‌تواند به‌صورت پرخاشگری، رفتار مجرمانه، سرکشی، مصرف مواد مخدر، خودآزاری، رفتار جنسی، آسیب به دیگران، احساسات منفی و خودویرانگر بروز کند و یا همراه با تغییرات روانی حرکتی به‌صورت بی قراری، کندی حرکت و دشواری در انجام فعالیت‌های روزانه به‌عنوان نشانه‌هایی برای عود باشند [13، 19، 23]. 

از دیگر علائم اختصاصی عود، اختلال در تفکر می‌باشد. مددجویانی که اختلال در پردازش اطلاعات، تفکر نشخوارکننده، افکار آزاردهنده مانند ترس از دیوانه شدن، افکار عجیب و غریب، تفکر پارانوئید، هذیان بزرگ‌منشی را تجربه می‌کنند با احتمال بیشتری با عود بیماری مواجه می‌شوند [17، 19، 21].
 اختلالات درکی نیز از دیگر علائم اختصاصی می‌باشد. اختلالات درکی می‌تواند به‌صورت هذیان و توهم، اختلال گفتاری، بویایی، لمسی، بینایی و خطاهای ادارکی شنوایی بروز کند. ازجمله علائم اختصاصی دیگر، بروز نوسانات خلقی می‌باشد که شامل تحریک‌پذیری، بی‌قراری، تنش درونی، ناتوانی در ماندن در یک مکان، ناامیدی، غمگینی و نگرانی می‌باشند و از 6 هفته قبل از عود بیماری دیده می‌شوند [24]. احساس عدم کفایت برنامه‌ مراقبتی درمانی نیز از دیگر علائم اختصاصی عود به شمار می‌رود. مددجویان ممکن است، با بروز تغییراتی در علائم بیماری مواجه شوند که غالباً به‌صورت تشدید علائم و بدترشدن وضعیت مددجو نمایان می‌شود [19، 25]. این شرایط نیاز مراقبتی مددجو در منزل را افزایش داده و مددجو نیازمند افزایش سطح دریافت مراقبت‌های روان‌پزشکی خواهد بود [26].  
 پیشایندها
پیشایندها، پیش‌نیازهای مفهوم مورد مطالعه هستند و بر وقوع مفهوم اثر می‌گذارند [12]. عوامل تأثیرگذار بر وقوع عود در دو زیرطبقه‌ عوامل تسهیل‌کننده و عوامل بازدارنده عود قرار گرفتند. 
 عوامل تسهیل‌کننده 
طیف گسترده‌ای از عوامل می‌توانند عود بیماری را تسهیل نمایند. عود می‌تواند تحت تأثیر عوامل فردی که در هر فرد نسبت به دیگری متفاوت‌اند، قرار گیرد. ویژگی‌های شخصیتی، سوابق بیماری، آگاهی مددجو نسبت به بیماری و برنامه درمانی، وضعیت اجتماعی اقتصادی، اعتیاد و عملکرد طبیعی فیزیولوژیک بدن ازجمله عواملی هستند که به‌صورت کاملاً فردی می‌توانند مددجو را مستعد عود بیماری کنند؛ ازجمله ویژگی‌های شخصیتی که مددجو را مستعد عود می‌کند می‌توان به سن پایین، جنسیت مؤنث، تجرد، سابقه خانوادگی، تحصیلات پایین، بیکاری، محل سکونت، شغل نامناسب با علائق و توانمندی فرد، درآمد خانوار، سوء مصرف مواد مخدر، مهارت‌های مقابله‌ای ضعیف، عزت‌نفس پایین، درون‌گرایی، خودکارآمدی پایین، ناکافی بودن رفتارهای سازگارانه و ضعف در حل مسئله اشاره کرد [27-32]. 
‎سوابق بیماری ازجمله به‌‌صورت سابقه پزشکی قانونی، سابقه اقدام به خودکشی یا سابقه آسیب رساندن به خود، مدت‌زمانی که بیماری به‌صورت درمان‌نشده باقی‌مانده است، علائم باقیمانده پس از درمان، درجه پیشرفت بیماری، کاهش پاسخ به درمان، نحوه شروع بیماری به‌صورت تدریجی، اختلالات اضطرابی گذشته، سابقه قبلی عود بیماری، مدت‌زمان کوتاه‌تر بهبودی، مدت‌زمان بیماری و دوره‌های زمانی کوتاه‌تر بین شروع بیماری و رسیدن به پاسخ بالینی می‌توانند عود را تسهیل نماید [33-35]. 
عوامل مربوط به خانواده از دیگر عوامل تسهیل‌کننده عود است. خانواده نقش بسزایی در وقوع عود دارد. مجموعه‌ای از ویژگی‌های خانواده شامل نوع خانواده، سابقه اختلال روانی در خانواده، عوامل ژنتیک و وراثت، توان مراقبتی خانواده، وضعیت مسکن، وضعیت حمایت مددجو توسط خانواده در بروز یا عدم بروز عود نقش مؤثری دارند. خانواده‌هایی که نسبت به مددجوی مبتلا به اختلال روان نگرش منفی و احساس شرم دارد و دائماً، مددجو را مورد احساسات منفی و انتقاد قرار می‌دهد، عود را تسهیل و زمینه‌ساز وقوع آن هستند [36، 37].  
انگ اجتماعی از دیگر تسهیل‌کننده‌های عود می‌باشد. مددجویان معمولاً به‌دلیل نگرش منفی جامعه، انتقاد و نکوهش از طرف اطرافیان، مراقبین و خانواده دچار سرخوردگی می‌شوند و تمایلی به مراجعه به پزشک، مصرف دارو و پیگیری درمان ندارند که می‌تواند موجب عود شود [25، 33].
 عوامل مربوط به بیماری از دیگر عوامل تسهیل‌کننده محسوب می‌شود. این عوامل شامل ماهیت بیماری، تاریخچه‌ بستری، وجود هم‌زمانِ بیماری‌های جسمی، درمان و مدیریت بیماری و انواع علائم و نشانه‌های متنوع می‌باشد [18، 23]. یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر عود، ناکارآمدی مدیریت بیماری می‌باشد. به‌دلیل ماهیت چندبعدی درمان، ناکارآمدی برنامه‌ درمانی، پیگیری ناقص درمان، عدم تبعیت دارویی و عوارض جانبی داروها، سبب ناکارآمد شدن مدیریت بیماری و درنتیجه بروز عود می‌شود [16، 25، 27]. 
نارسایی در نظام مراقبتی که به‌علت ضعف در پاسخ‌گو بودن تیم سلامت به نیازهای درمانی و غیردرمانی مددجویان حاصل‌شده است، می‌تواند تسهیل‌کننده عود باشد. ضعف در ارائه مراقبت مطلوب می‌تواند سبب نارسایی نظام مراقبتی در امر ارتقای سلامت روانی شود. زمانی که علائم هشداردهنده‌ اولیه عود و نیازهای درمانی و مراقبتی مددجو شناخته نشوند و مطابق با آن خدمات شایسته و در دسترس ارائه نشود، زمینه‌ عود فراهم خواهد شد [23، 25]. استرس‌های درک‌شده، یکی از عوامل مهم تسهیل‌کننده‌ عود است. استرس‌های درک‌شده ممکن است مربوط به دوران کودکی ازجمله سوءاستفاده فیزیکی، جنسی یا عاطفی، درگیری خانوادگی، خشونت، یا غفلت بوده و یا طی شرایط استرس‌زای اخیر مانند تجربه‌ از دست دادن و اندوه، درگیری بین عزیزان، یک رویداد ناخوشایند مانند شکست درک‌شده یا ناامیدی، مددجو را تحت تأثیر قرار داده است و بروز قریب‌الوقوع عود را تسهیل کند [18، 23، 25]. 

 عوامل بازدارنده 
با در نظر داشتن برخی عوامل می‌توان زمینه را برای جلوگیری از وقوع عود فراهم نمود. تحلیل مطالعات، خانواده کارآمد و حمایت اجتماعی را دو عنصر مهم در این ‌باره نشان داد که تحت عوامل بازدارنده عود شناخته شدند. از ویژگی‌های یک خانواده کارآمد که مانع بروز عود مجدد اختلالات روانی می‌شود، می‌توان به آگاهی خانواده دررابطه‌با علائم زودرس عود، اهمیت داروهای تثبیت‌کننده و تشویق مددجویان جهت همکاری با برنامه‌های درمانی و پیشگیری از عود اشاره کرد. همچنین همکاری و هماهنگی اعضای خانواده با مددجو در راستای کاهش استرس‌های محیط خانه، پذیریش مددجو و بیماری‌اش، مهارت‌های مقابله‌ای و مدیریت هیجانات خانواده و توانایی تشخیص علائم هشدارهای اولیه و علائم بیماری از رفتار عادی از دیگر ویژگی‌های یک خانواده کارآمد می‌باشد [38، 39]. نتایج بر نقش حمایت اجتماعی از ابعاد مختلف عاطفی، اطلاعاتی و ابزاری با تکیه بر نقش حمایتی همتایان، نظام مراقبتی و سازمان‌های حمایت‌کننده از مددجویان به‌عنوان عامل بازدارنده عود، تأکید دارند [38-40]. 
 پسایندها
نتایجی که به دنبال وقوع یک مفهوم پدیدار می‌شوند، پسایند نام دارند [12]. پسایندهای ناشی از عود در دو زیرطبقه بار بیماری بر مددجو و بار بیماری بر خانواده طبقه‌بندی شدند.
 بار بیماری بر مددجو
بار بیماری بر مددجو دربردارنده هزینه‌های قابل‌مشاهده و ملموس برای مددجو است که از عود ناشی می‌شود و در طیف گسترده‌ای در ابعاد جسمی و روانی- اجتماعی زندگی مددجو احساس می‌شود. یکی از پسایندهای عود اختلالات روانی مزمن بر مددجویان، بار جسمی بیماری می‌باشد. مددجویان مبتلا به اختلالات روانی عودکننده به‌دلیل بدتر شدن بیماری، مشقت جسمی بسیاری را متحمل می‌شوند. عود، پاسخ آینده بیمار به درمان را بدتر می‌کند، کیفیت زندگی آن‌ها را کاهش می‌دهد و به انزوای اجتماعی، افزایش ناتوانی، وخامت در عملکردهای شناختی، پرخاشگری، کاهش پاسخ به درمان و مقاوم شدن مددجو منجر می‌شود [26-28، 35]. از دیگر پسایندهای عود می‌توان به بار روانی- اجتماعی بیماری اشاره کرد که طی آن، عود بیماری به‌‌واسطه‌ انزوا و طردشدگی و بازماندن از زندگی معمول، مددجو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. عود بر مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی مددجویان تأثیر می‌گذارد و آن‌ها را از اجتماع دور می‌کند [29] که این مسئله تأثیر بیشتری بر زندگی مددجویان جوان‌تر داشته و باعث کناره‌گیری آنان از مدرسه، محل کار، دوستان و اجتماع می‌شود [28].
 بار بیماری بر خانواده
عود بار اقتصادی را به‌واسطه‌ تحمیل هزینه بر خانواده‌ها وارد می‌سازد. خانواده‌ها اغلب تحت‌فشار بار جسمی–عاطفی عود قرار می‌گیرند که با فرسودگی و تنش عاطفی همراه است. خانواده‌ها هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم را برای خدمات درمانی و مراقبتی ازجمله آموزش، مراجعه منظم به مراکز درمانی، هزینه‌های حمل‌ونقل به بیمارستان‌ها و نیازهای روزانه متحمل می‌شوند [18-20، 37]. از دیگر پسایندهای عود، بار جسمی–عاطفی تحمیل شده بر خانواده و مراقبین این مددجویان می‌باشد. عود می‌تواند با وخامت عملکرد پیش‌رونده و بدتر شدن نتیجه بالینی بر فشار مراقبتی مراقبین و خانواده‌ها بیفزاید [21، 24، 26]. خانواده‌ها با داشتن مسئولیت‌های مرتبط با مراقب بودن، اغلب از خستگی جسمی و روانی رنج می‌برند و عودهای مکرر بر بار جسمی و عاطفی واردشده بر خانواده می‌افزاید [39، 40]. 
براساس تحلیل داده‌های برگرفته از مرور مطالعات، می‌توان این تعریف را برای عود اختلالات روانی مزمن ارائه نمود: «عود در اختلالات روانی مزمن یک پدیده‌ چندعاملی است که می‌تواند با علائم مقدماتی شروع‌شده و به‌تدریج با علائم اختصاصی‌تر خود را نشان دهد. عوامل متعددی می‌توانند، زمینه‌سازِ تسهیل و یا بازداری از عود در این اختلالات شوند. در این راستا، عواملی همچون مددجوی مستعد عود، عوامل مربوط به خانواده، انگ اجتماعی، عوامل مربوط به بیماری، ناکارآمدی مدیریت بیماری، نارسایی نظام مراقبتی و استرس‌های درک‌شده در وقوع دوره‌های مجدد عود بیماری دخیل هستند. وقوع عود می‌تواند بهای سنگین و همه‌گیری را درپی داشته باشد و مددجو و خانواده را درگیر سازد اما می‌توان با تکیه ‌بر کارآمدی خانواده و ارتقای حمایت اجتماعی وقوع آن را کاهش داد.»
مفاهیم مرتبط و واژه‌های جایگزین
مفاهیم مرتبط، بخشی از روابط و وابستگی‌های مفهوم اصلی را دارند اما واجد تمام ویژگی‌های مفهوم مورد مطالعه نیستند [12]. واژه‌ای که در این مطالعه، طی جریان تحلیل مطالعات موردبررسی بیشترین ارتباط را با مفهوم تحت مطالعه داشت، «بستری مجدد بیماری مزمن روانی» بود.

واژه‌های جایگزین به معنای بیان مفهوم با بیاناتی غیر از مفهوم انتخابی برای مطالعه می‌باشند. در طی فرآیند تحلیل، مشخص شد مفهوم عود اختلالات روانی مزمن با واژه‌های (sever mental illness recurrence و recurrence serious mental illness) قابل‌جایگزین است.
منابع
منابع، زمینه‌ها و موقعیت‌هایی هستند که مفهوم موردنظر در آن شرایط استفاده می‌شوند [12]. محیط‌های مراقبتی و بالینی، منابع عمده در به‌کارگیری مفهوم عود اختلالات روانی مزمن می‌باشند.
بیان مثال متناسب با مفهوم
مثال‌ها برای نمایش عملی مفهوم مفید هستند. ارائه مثال به مشخص نمودن ویژگی‌های مهم مفهوم موردمطالعه در بستر و زمینه اصلی منجر می‌شود که این امر به واضح‌تر شدن و کاربرد مؤثرتر آن مفهوم می‌انجامد [12]. مثال نمونه زیر به‌طور ضمنی به معیارهای لازم در زمینه ویژگی‌ها، پیشایندها و پسایندهای مفهوم تحت مطالعه اشاره نموده است.
مددجو خانم «الف» 27 ساله، مجرد، بیکار با تحصیلات کمتر از دیپلم و دارای سابقه خانوادگی اختلالات روانی برای چهارمین بار در بخش روانپزشکی با تشخیص اختلال دوقطبی بستری شده‌اند. مددجو ماه گذشته خواهرش را در نتیجه تصادف رانندگی از دست داده است. به گفته مادرش، در دو هفته اخیر در رعایت بهداشت فردی ناتوان بوده و دارای علائمی مانند پرخاشگری و کاهش در انرژی، خواب و اشتها شده‌اند. مادر مدجو اظهار می‌کند که به‌دلیل ابتلای مکرر فرزند به اختلال روانی و بستری شدن‌های پیاپی نوعی شرم اجتماعی احساس می‌کند که این شرم مانع از تعاملات اجتماعی مددجو و خانواده با سایرین می‌شود و در این خصوص نوعی از انزوا برای مددجو و خانواده به‌دلیل دوره‌های بازگشت بیماری وجود دارد که خانواده را از ادامه درمان باز می‌دارد. مادر بیان کرد که تکرار مراجعات به بیمارستان و اقدام برای درمان مددجو، علاوه‌براین که خانواده را با خستگی روانی مواجه نموده، هزینه‌های زیادی نیز ازنظر اقتصادی به آنان تحمیل می‌کند، به‌طوری‌که درنهایت کیفیت زندگی مددجو و خانواده را با افت مواجه می‌نماید. ازطرفی، مادر مددجو اظهار کرد که علی‌رغم مشکلات موجود، خانواده آنان سعی در حمایت و همراهی از فرزندشان دارد. 
بیان مثال مرتبط با مفهوم
مثال مرتبط با مفهوم مواردی هستند که همه ویژگی‌های مفهوم را دربر نگرفته‌اند اما با آن ارتباط دارند و می‌تواند با مفهوم مورد نظر در یک شبکه مرتبط به هم قرار گیرند [12].
مددجو آقای «ح» 53 ساله دارای مدرک تحصیلی لسیانس، متارکه نموده، صاحب دو فرزند و شاغل در یک کارخانه است که با تشخیص اختلال افسردگی اساسی به درمانگاه روانپزشکی مراجعه نموده است. مددجو دارای 5 بار سابقه بستری است. او پس از هر بار ترخیص از بیمارستان، داروهای خود را مصرف نمی‌کند و از فعالیت‌های لذت‌بخش برای دیگران هیچ‌گونه لذتی نمی‌برد. وی دارای افکار خودکشی می‌باشد و از طرف والدین و دوستانش به‌دلیل ابتلای مکرر به اختلال روانی مورد ملامت قرار می‌گیرد، به‌طوری‌که هیچ حمایتی ازسوی خانواده و اجتماع دریافت نمی‌کند. همچنین، از طرف کارفرما تهدید به اخراج از کارخانه شده است. وی در 4 ماه اخیر حقوقی دریافت نکرده است و قادر به پرداخت هزینه‌های درمانی نیست.
بیان مثال مرزی
مواردی که ممکن است به تولید دانش و اضافه شدن به بدنه دانش در یک زمینه خاص منجر نشوند، برای مفهوم، مثال مرزی به شمار می‌آیند. این موارد، موقعیت‌هایی هستند که مفهوم تحت شرایطی خاص در آن‌ها ظاهر می‌شود [12]. 
مددجو خانم «ر» 29 ساله با تشخیص اسکیزوفرنی در بخش روانپزشکی بستری است و دارای 6 بار سابقه بستری قبلی می‌باشد. مددجو به‌شدت برای خوردن دارو در بخش مقاومت از خود نشان می‌دهد. پزشک تصمیم می‌گیرد برای مددجو شوک درمانی آغاز شود اما وی به‌دلیل ماهیت بیماری، قادر به امضای رضایت‌نامه برای این کار نیست. از طرفی پدر بیمار که قیم اوست برای اجرای شوک درمانی رضایت نمی‌دهد و معتقد است با این کار فرزندش مورد شکنجه قرار می‌گیرد. در مثال فوق، بیمار خودش نتوانست رضایت بدهد و پدرش نیز نتوانست برای او تصمیم درست را اتخاذ نماید. تصمیمی که می‌توانست به بهبودی نسبی بیمار انجامیده و از عود بعدی اختلال روانی وی جلوگیری نماید.
تعیین فرضیات و دلالت های تحلیل برای مفهوم
این مرحله، فرصت بحث برای به‌کارگیری نتایج ناشی از فرایند تحلیل را فراهم می‌کند [12]. یافته‌های این تحلیل مفهوم نشان داد علائم مقدماتی و اختصاصی، ویژگی‌های مهمی در تعریف مفهوم به شمار می‌آیند. پسایندهای بار بیماری بر مددجو و بار بیماری بر خانواده درخصوص عود، متأثر از طیفی از تسهیل‌کننده‌های عود و بازدارنده‌های آن می‌باشند. عود اختلالات روانی مزمن حلقه اتصال پیشایندها و پسایندها هستند و بدون مفهوم اصلی، این حلقه گسیخته شده و پیوند پیشایندها و پسایندها ناممکن می‌شود.
بحث
تحلیل مفهوم عود اختلالات روانی مزمن به روشن‌سازی ابعاد آن انجامید. نتایج نشان داد این مفهوم، مفهومی چندبعدی است که دربردارنده گستره‌ای از ویژگی‌ها، پیشایندها و پسایندها می‌باشد.
 مطالعه حاضر گویای آن است که مفهوم تحت مطالعه دارای ویژگی‌های علائم مقدماتی و اختصاصی است. علائم مقدماتی عود در اختلالات روانی مزمن، علائم هشداردهنده ظریفی هستند که مددجو یا مراقبان قبل از این‌که عود کامل بیماری قریب‌الوقوع باشد، متوجه آن می‌شوند. عود بیماری می‌تواند با علائم هشداردهنده اولیه و روندی تدریجی آغاز شود و درصورتی‌که زود تشخیص داده شوند می‌توان از عود کامل علائم جلوگیری کرد [13-16]. علائم اختصاصی عود نیز می‌توانند به‌صورت کاملاً بارز و شدید خود را نشان دهند، به‌‌گونه‌ای‌که برای مددجویان و اعضای خانواده مشکل‌آفرین باشد [19، 21، 23]. 
دیگر یافته‌های مطالعه حاضر بیانگر این مهم می‌باشند که براساس پیشایندهای مفهوم موردمطالعه، برای عود، تسهیل‌کننده‌ها و بازدارنده‌هایی وجود دارند. به بیان روشن‌تر، عوامل بسیاری بر عود تأثیرگذار هستند که درواقع پیشایندهای مفهوم تحت مطالعه محسوب می‌گردند. پیشایندهای تسهیل‌کننده مفهوم، بیانگر آن بود که برای عود عواملی هستند که می‌توانند نقش تسهیل‌کننده بر وقوع هرچه سریع‌تر دوره‌های برگشت بیماری داشته باشند [18، 25، 33]. مطابق مرور متون، سایر پیشایندهای مفهوم موردمطالعه، بازدارنده‌‌های این مفهوم می‌باشند که این گروه از پیشایندها، نشان می‌دادند عود دوباره با فاصله‌ اتفاق می‌افتد [37-40]. سایر یافته‌ها نشان داد پسایندهای مفهوم عود به‌صورت بار بیماری بر مددجو [26-29] و بار بیماری بر خانواده [19، 26، 39] قابل‌تأمل می‌باشند. مروری بر متون نشان داد عود پسایندهای چندگانه دارد و می‌تواند بر مددجو و خانواده آثار روانی و اجتماعی متعددی داشته باشد.
مرور مطالعات انجام‌شده درباره مفهوم تحت مطالعه نشان داد علی‌رغم گوناگونی این تحقیقات، تعریف واحدی از مفهوم ارائه نشده و این مطالعات به تحلیل ماهیت مفهوم و ابعاد آن نپرداخته‌اند، درحالی‌که مطالعه حاضر به شناسایی و شفاف‌سازی ماهیت مفهوم و ابعاد سازنده آن اقدام و تعریف جامعی از مفهوم ارائه داده است. در این مطالعه، تعریف دقیقی از مفهوم عود اختلالات روانی مزمن ارائه شد. به کمک این تعریف، سیاست‌گذاران عرصه سلامت روان قادر خواهند بود چارچوب مراقبت‌های اثربخش در بالین را به‌منظور پیشگیری از عود این اختلالات مورد بازنگری قرار دهند. افزون بر آن، نتایج این مطالعه می‌تواند در طراحی ابزار عود اختلالات روانی مزمن مفید باشد.
نتیجه‌گیری
باتوجه‌به یافته‌های این مطالعه، می‌توان چنین نتیجه گرفت که توجه به ویژگی‌ها، پیشایندها و پسایندهای مشخص‌شده در مطالعه حاضر به شناسایی بهتر مفهوم عود اختلالات روانی مزمن کمک خواهد نمود و آگاهی نسبت به این مفهوم می‌تواند به ارتقای جایگاه، اهمیت و کاربرد آن برای حرفه‌مندان عرصه سلامت روانی به‌ویژه پرستاران شاغل در بخش‌های روانپزشکی منجر شود، زیرا این افراد عمیقاً درگیر مفهوم عود اختلالات روانی می‌باشند. این گروه از پرستاران با شناسایی ویژگی‌های مفهوم، قادر می‌شوند بستر مناسب برای رخداد بیشترِ پیشایندهای بازدارنده آن فراهم نموده و درنتیجه مواجهه بیشتری نیز با پسایندهای ناشی از عدم عود اختلالات روانی مزمن داشته باشند. به بیان بهتر، نتایج این تحلیل مفهوم، به تیم سلامت روان به‌ویژه روانپرستاران کمک می‌کند تا از طریق شناسایی ویژگی‌های مفهوم به جلوگیری از وقوع پیشایندهای تسهیل‌کننده پرداخته و درنهایت از بار پسایندهای ناگوار ناشی از عود اختلالات روانی مزمن بکاهند. همچنین یافته‌های این مطالعه می‌تواند راهنمایی برای دست‌اندرکاران و متولیان امر آموزش پرستاری سلامت روان باشد تا این مفهوم مهم در برنامه‌های آموزشی دانشجویان پرستاری مورد عنایت بیشتری قرار گیرد. ازدیگرسوی، یافته‌های این مطالعه قادر است با واضح‌سازی مفهوم تحت مطالعه، به توسعه و تکامل نظریه‌هایی نیز در این خصوص یاری برساند، زیرا مفاهیم آجرهای سازنده نظریه‌ها هستند. 
یکی از محدودیت‌های این پژوهش، عدم امکان استفاده از مقالات تمام متنی بود که به زبان غیرانگلیسی منتشر شده بودند، زیرا ممکن است سبب پدیدار شدن تصویر ناکامل از مفهوم مورد بررسی شده باشد. همچنین در این مطالعه تحلیل مفهوم عود اختلالات روانی در اختلال خاصی مد نظر نبود. باتوجه‌به این‌که احتمال دارد در یک اختلال به‌خصوص، ویژگی‌ها، پیشایندها و پسایندهای مفهوم به‌صورت دیگری آشکار شوند که وابسته به ماهیت خاص آن اختلال است، پیشنهاد می‌شود سایر پژوهشگران مطالعه مشابهی در زمینه یک بیماری به‌خصوص انجام دهند. 
درواقع، تعریف برگرفته از تحلیـل داده‌هـا که در این مطالعه ارائه شد، یک تعریف نظری حاصل از مـرور متـون اسـت کـه زمینـه را بـرای مطالعـات در عرصـه عود اختلالات روانی مزمن فراهم می‌نماید تا پژوهشگران بتواننـد بـاتوجـه‌بـه شرایط موجود، تعریف عملی مفهوم عود اختلالات روانی مزمن را به دست آورند. این مهم، علاوه‌بر عرصه پژوهش، فرصـت مناسب را برای توسعه مفهوم و به‌کارگیری آن در عرصه‌های آموزشی، بالینی و مــدیریتی نیز فراهم می‌نماید.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مقاله برگرفته از طرح تحقیقاتی مربوط به مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران با کد اخلاق (IR.IUMS.REC.1402.396) باشد.
حامی مالی
این مقاله بخشی از یک طرح تحقیقاتی است که با حمایت مالی مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است.
مشارکت نویسندگان
همه نویسندگان به‌طور یکسان در مفهوم و طراحی مطالعه، جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، تفسیر نتایج و تهیه پیش‌نویس مقاله مشارکت داشتند.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
قدردانی و تشکر
نویسندگان از مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران برای حمایت مالی تشکر می‌کنند.
References
  1. Moureau L, Verhofstadt M, Liégeois A. Mapping the ethical aspects in end-of-life care for persons with a severe and persistent mental illness: A scoping review of the literature. Front Psychiatry. 2023; 14:1094038. [DOI:10.3389/fpsyt.2023.1094038] [PMID]
  2. Saber S, Mardani-Hamooleh M, Seyedfatemi N, Hamidi H. Nurses’ perception regarding barriers of palliative care provision for people with severe mental illness: A qualitative study. Prog Palliat Care. 2022; 30(5):288-94. [DOI:10.1080/09699260.2022.2053394]
  3. den Boer K, de Veer AJE, Schoonmade LJ, Verhaegh KJ, van Meijel B, Francke AL. A systematic review of palliative care tools and interventions for people with severe mental illness. BMC Psychiatry. 2019; 19(1):106. [DOI:10.1186/s12888-019-2078-7] [PMID]
  4. tteli S, Schori D, Schmidt H, Seifritz E, Jäger M. Utilization and Effectiveness of Home Treatment for People With Acute Severe Mental Illness: A Propensity-Score Matching Analysis of 19 Months of Observation. Front Psychiatry. 2018; 9:495. [DOI:10.3389/fpsyt.2018.00495] [PMID]
  5. Ayano G, Duko B. Relapse and hospitalization in patients with schizophrenia and bipolar disorder at the St Amanuel Mental Specialized Hospital, Addis Ababa, Ethiopia: A comparative quantitative cross-sectional study. Neuropsychiatr Dis Treat. 2017; 13:1527-31. [DOI:10.2147/NDT.S139075] [PMID]
  6. Kennard BD, Mayes TL, Chahal Z, Nakonezny PA, Moorehead A, Emslie GJ. Predictors and moderators of relapse in children and adolescents with major depressive disorder. J Clin Psychiatry. 2018; 79(2):15m10330. [DOI:10.4088/JCP.15m10330] [PMID]
  7. Sullivan S, Northstone K, Gadd C, Walker J, Margelyte R, Richards A, et al. Models to predict relapse in psychosis: A systematic review. Plos One. 2017; 12(9):e0183998. [DOI:10.1371/journal.pone.0183998] [PMID]
  8. Moges S, Belete T, Mekonen T, Menberu M. Lifetime relapse and its associated factors among people with schizophrenia spectrum disorders who are on follow up at Comprehensive Specialized Hospitals in Amhara region, Ethiopia: A cross-sectional study. Int J Ment Health Syst. 2021; 15(1):42. [DOI:10.1186/s13033-021-00464-0] [PMID]
  9. Belete H, Ali T, Legas G. Relapse and clinical characteristics of patients with bipolar disorders in Central Ethiopia: A cross-sectional study. Psychiatry J. 2020; 2020:8986014[DOI:10.1155/2020/8986014] [PMID]
  10. Leach MJ, Jones M, Bressington D, Nolan F, Jones A, Muyambi K, et al. The association between mental health nursing and hospital admissions for people with serious mental illness: A protocol for a systematic review. Syst Rev. 2018; 7(1):2. [DOI:10.1186/s13643-017-0658-5] [PMID]
  11. Brilowski GA, Wendler MC. An evolutionary concept analysis of caring. J Adv Nurs. 2005; 50(6):641-50. [DOI:10.1111/j.1365-2648.2005.03449.x] [PMID]
  12. Rodgers BL, Knafl KA. Concept development in nursing: Foundation, techniques and application. 2nded. Philadelphia. W.B. Saunders; 2000. [Link]
  13. Maramis MM, Sofyan Almahdy M, Atika A, Bagus Jaya Lesmana C, Gerick Pantouw J. The biopsychosocial-spiritual factors influencing relapse of patients with schizophrenia. Int J Soc Psychiatry. 2022; 68(8):1824-33.  [DOI:10.1177/00207640211065678] [PMID]
  14. Gumley A, Bradstreet S, Ainsworth J, Allan S, Alvarez-Jimenez M, Beattie L, et al. Early Signs Monitoring to Prevent Relapse in Psychosis and Promote Well-Being, Engagement, and Recovery: Protocol for a Feasibility Cluster Randomized Controlled Trial Harnessing Mobile Phone Technology Blended With Peer Support. JMIR Res Protoc. 2020; 9(1):e15058.  [DOI:10.2196/15058] [PMID]
  15. Etain B, Bellivier F, Olié E, Aouizerate B, Aubin V, Belzeaux R, et al. Clinical predictors of recurrences in bipolar disorders type 1 and 2: A FACE-BD longitudinal study. J Psychiatr Res. 2021; 134:129-37. [DOI:10.1016/j.jpsychires.2020.12.041] [PMID]
  16. Barnett I, Torous J, Staples P, Sandoval L, Keshavan M, Onnela JP. Relapse prediction in schizophrenia through digital phenotyping: A pilot study. Neuropsychopharmacology. 2018; 43(8):1660-16. [DOI:10.1038/s41386-018-0030-z] [PMID]
  17. Eisner E, Drake R, Lobban F, Bucci S, Emsley R, Barrowclough C. Comparing early signs and basic symptoms as methods for predicting psychotic relapse in clinical practice. Schizophr Res. 2018; 192:124-30. [DOI:10.1016/j.schres.2017.04.050] [PMID]
  18. Noroozi M, Alibeigi N, Armoon B, Rezaei O, Sayadnasiri M, Nejati S, et al. Patterns of relapse risks and related factors among patients with schizophrenia in razi hospital, iran: A latent class analysis. Pol Psychol Bull. 2018; 49(3):355-9.  [DOI:10.24425/119502]
  19. Gaebel W, Riesbeck M. Are there clinically useful predictors and early warning signs for pending relapse? Schizophr Res. 2014; 152(2-3):469-77. [DOI:10.1016/j.schres.2013.08.003] [PMID]
  20. Salvat-Pujol N, Labad J, Urretavizcaya M, de Arriba-Arnau A, Segalàs C, Real E, et al. Hypothalamic-pituitary-adrenal axis activity and cognition in major depression: The role of remission status. Psychoneuroendocrinology. 2017; 76:38-48.   [DOI:10.1016/j.psyneuen.2016.11.007] [PMID]
  21. Saito Y, Sakurai H, Kane JM, Schooler NR, Suzuki T, Mimura M, et al. Predicting relapse with residual symptoms in schizophrenia: A secondary analysis of the PROACTIVE trial. Schizophr Res. 2020; 215:173-80. [DOI:10.1016/j.schres.2019.10.037] [PMID]
  22. Rotenberg LS, Borges-Júnior RG, Lafer B, Salvini R, Dias RDS. Exploring machine learning to predict depressive relapses of bipolar disorder patients. J Affect Disord. 2021; 295:681-7. [DOI:10.1016/j.jad.2021.08.127] [PMID]
  23. Moriarty AS, Castleton J, Gilbody S, McMillan D, Ali S, Riley RD, et al. Predicting and preventing relapse of depression in primary care. Br J Gen Pract. 2020; 70(691):54-5.   [DOI:10.3399/bjgp20X707753] [PMID]
  24. Spaniel F, Bakstein E, Anyz J, Hlinka J, Sieger T, Hrdlicka J, et al. Relapse in schizophrenia: Definitively not a bolt from the blue. Neurosci Lett. 2018; 669:68-74.  [DOI:10.1016/j.neulet.2016.04.044] [PMID]
  25. Vivalya BMN, Vagheni MM, Piripiri AL, Masuka RK, Omba AN, Mankubu AN, et al. Prevalence and factors associated with relapse and long hospital stay among adult psychiatric patients with a history of childhood trauma. Psychiatry Res. 2022; 316:114745. [DOI:10.1016/j.psychres.2022.114745] [PMID]
  26. Alphs L, Nasrallah HA, Bossie CA, Fu DJ, Gopal S, Hough D, et al. Factors associated with relapse in schizophrenia despite adherence to long-acting injectable antipsychotic therapy. Int Clin Psychopharmacol. 2016; 31(4):202-9.  [DOI:10.1097/YIC.0000000000000125] [PMID]
  27. Brouwer ME, Williams AD, Forand NR, DeRubeis RJ, Bockting CLH. Dysfunctional attitudes or extreme response style as predictors of depressive relapse and recurrence after mobile cognitive therapy for recurrent depression. J Affect Disord. 2019; 243:48-54. [DOI:10.1016/j.jad.2018.09.002] [PMID]
  28. Lee SU, Soh M, Ryu V, Kim CE, Park S, Roh S, et al. Analysis of the Health Insurance Review and Assessment Service data from 2011 to 2015. Int J Ment Health Syst. 2018 ; 12:9.  [PMID]   
  29. Sun Y, Tong J, Feng Y, Fang H, Jiang T, Zhao L, et al. Attitude and influencing factors of patients with schizophrenia toward long-acting injections: A community-based cross-sectional investigation in China. Front Public Health. 2022; 10:951544. [DOI:10.3389/fpubh.2022.951544] [PMID]
  30. Sureshkumar K, Kailash S, Dalal PK, Reddy MM, Sinha PK. Psychosocial Factors Associated with Relapse in Patients with Alcohol Dependence. Indian J Psychol Med. 2017; 39(3):312-5.  [DOI:10.4103/0253-7176.207337] [PMID]
  31. Parami S, Tapak L, Poorolajal J, Moghimbeigi A, Ghaleiha A. Identifying factors associated with the hospital readmission rate among patients with major depressive disorder. BMC Psychiatry. 2021; 21(1):542. [DOI:10.1186/s12888-021-03559-7] [PMID]
  32. Mumbere Vagheni M, Mutume Nzanzu Vivalya B, Kasereka Muyisa L, Kasereka Masuka R, Manzekele Bin Kitoko G. Prevalence and predictors of relapse among adolescent patients with mental illness in Butembo city (Eastern Part of the Democratic Republic of Congo). Psychiatry Res. 2022; 308:114342. [DOI:10.1016/j.psychres.2021.114342] [PMID]
  33. Ali S, Rhodes L, Moreea O, McMillan D, Gilbody S, Leach C, et al. How durable is the effect of low intensity CBT for depression and anxiety? Remission and relapse in a longitudinal cohort study. Behav Res Ther. 2017; 94:1-8. [DOI:10.1016/j.brat.2017.04.006] [PMID]
  34. Vigod SN, Kurdyak PA, Seitz D, Herrmann N, Fung K, Lin E, et al. READMIT: A clinical risk index to predict 30-day readmission after discharge from acute psychiatric units. J Psychiatr Res. 2015; 61:205-13. [DOI:10.1016/j.jpsychires.2014.12.003] [PMID]
  35. Taylor CL, Broadbent M, Khondoker M, Stewart RJ, Howard LM. Predictors of severe relapse in pregnant women with psychotic or bipolar disorders. J Psychiatr Res. 2018; 104:100-7.   [DOI:10.1016/j.jpsychires.2018.06.019] [PMID]
  36. Berwian IM, Wenzel JG, Kuehn L, Schnuerer I, Kasper L, Veer IM, et al. The relationship between resting-state functional connectivity, antidepressant discontinuation and depression relapse. Sci Rep. 2020; 10(1):22346. [DOI:10.1038/s41598-020-79170-9] [PMID]
  37. Lye MS, Tey YY, Tor YS, Shahabudin AF, Ibrahim N, Ling KH, et al. Predictors of recurrence of major depressive disorder. Plos One. 2020; 15(3):e0230363. [DOI:10.1371/journal.pone.0230363] [PMID]
  38. Sud D, Bradley E, Tritter J, Maidment I. The impact of providing care for physical health in severe mental illness on informal carers: A qualitative study. BMC Psychiatry. 2024; 24(1):426.   [DOI:10.1186/s12888-024-05864-3] [PMID]
  39. Lal S, Malla A, Marandola G, Thériault J, Tibbo P, Manchanda R, et al. “Worried about relapse”: Family members’ experiences and perspectives of relapse in first-episode psychosis. Early Interv Psychiatry. 2019; 13(1):24-9. [DOI:10.1111/eip.12440] [PMID]
  40. Denissoff A, Taipale H, Tiihonen J, Di Forti M, Mittendorfer-Rutz E, Tanskanen A, et al. Antipsychotic Use and Psychiatric Hospitalization in First-Episode Non-affective Psychosis and Cannabis Use Disorder: A Swedish Nationwide Cohort Study. Schizophr Bull. 2024; 50(6):1287-94.  [DOI:10.1093/schbul/sbae034] [PMID]
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: پرستاری
دریافت: 1403/12/1 | پذیرش: 1404/10/1 | انتشار: 1404/1/1

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به {نشریه پرستاری ایران} می باشد.

Designed & Developed by : Yektaweb