مقدمه
بستری شدن در همه سنین بهویژه در دوران کودکی تجربهای تنشزا محسوب میشود [
1]. اگرچه در دهههای اخیر مرگومیر کودکان کاهش یافته است، اما بهدلیل افزایش بیماریهای مزمن و نیاز به خدمات تخصصی، بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان افزایش یافته است [
2]. سالانه حداقل 200 کودک از هر 100000 نفر بهدلیل بیماری شدید، نیاز به پذیرش و بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان دارند [
3]. بیشتر کودکانی که در بخش مراقبت ویژه کودکان پذیرش میشوند، شرایط تهدیدکننده زندگی دارند [
4]. بیماری و بستری شدن در بخش مراقبت ویژه کودکان، اولین بحرانی است که والدین با آن مواجه میشوند و این امر برای آنان بسیار تنشزا است [
5] و پیامدهای مختلف جسمی، روانی و اجتماعی را درپی دارد [
6،
7]، بهطوریکه اغلب والدین به دنبال بستری کودک در بخش مراقبت ویژه دچار اضطراب، ترس و استرس پس از سانحه میشوند [
8].
نتایج مطالعهای نشان داد که 24 درصد از والدین دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه اضطراب شدید و 51 درصد افسردگی شدید و 26 درصد مشکلات در تصمیمگیری را تجربه کردهاند [
9]. نتایج مطالعهای در ایران نشان داد که به حمایت والدین در بخش مراقبت ویژه کودکان از طرف تیم مراقبتی کمتر پرداخته شده است [
10]. بنابراین ارائه مداخلات مناسب به منظور کاهش اضطراب و استرس و حمایت والدین ضروری است [
11]. غربالگری روانی والدین دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه اطفال یکی از استانداردهای مراقبتی است [
12]. خودکارآمدی مؤثرترین و تأثیرگذارترین مکانیسم را در عملکرد شناختی انسان دارد. بهعلاوه مهمترین پیشنیاز برای پیشبینی رفتار در شرایط استرسزا است [
13]. خودکارآمدی لزوماً اندازهگیری مهارت یا توانایی نیست، بلکه بازتاب اعتمادی است که یک فرد نسبت به توانایی خود برای انجام یک کار دارد. همچنین حمایت از خودکارآمدی والدین گامی برای اطمینان از اجرای موفقیتآمیز برنامههای مراقبتی در شرایط دشوار است [
14]. یک برنامه آموزشی با ارائه اطلاعات مناسب در مورد شرایط کودک و نحوه رفتار والدین با او، مکانیسم سازگاری والدین و خودکارآمدی آنان را بهبود میبخشد [
13].
مراقبت در بخش مراقبت ویژه کودکان با مراقبتهای ویژه بزرگسالان متفاوت است، زیرا کودکان بهدلیل مراحل رشد و تواناییهایشان (هم جسمی و هم شناختی) آسیبپذیر هستند و بنابراین پرستاران در ارائه مراقبت در بخش مراقبت ویژه کودکان باید رویکرد خانوادهمحور داشته باشند [
15]. چنین بخشی نیازمند پرستاران آموزشدیده و متخصص است که بتوانند مراقبت تخصصی ارائه کنند [
16]. این در حالی است که پرستاران با افزایش بارکاری و شلوغی این بخش مواجه میشوند [
17]. بیشتر کشورهای در حال توسعه با چالش نیروی مراقبتی ماهر و کافی برای بهکارگیری در بخشهای مراقبت ویژه کودکان روبهرو هستند [
18]. رویکرد مراقبت خانوادهمحور شامل 4 مفهوم اصلی احترام و کرامت، اشتراک اطلاعات و مشارکت و همکاری در بخش مراقبت ویژه کودکان است [
19]. پرستاران نقش کلیدی در آموزش، حمایت روانی والدین و برآوردن نیازها و توانمندسازی آنان در رویکرد خانوادهمحور دارند [
20].
امروزه از تکنولوژی شبکه اجتماعی مجازی بهدلیل مقرونبهصرفه بودن و دسترسی آسانتر برای آموزش از راه دور بسیار استفاده میشود [
21]. تکنولوژی شبکه اجتماعی مجازی برای بهبود مراقبت در مدیریت بیماریهای مزمن و پیشگیری از بیماریها استفاده شده است [
22]. اگرچه استفاده از این فناوری توسط سازمان بهداشت جهانی توصیه شده است [
23]. بهعلاوه از این تکنولوژی بیشتر برای خودمدیریتی بیماران استفاده شده است و در مراقبین کمتر مورد استفاده قرار گرفته است [
24].
ازآنجاکه با افزایش شرایط مزمن نیاز به خدمات تخصصی بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان افزایش یافته است و بستری کودک، والدین را با چالشهای مختلف روبهرو میسازد، بنابراین ارائه مداخلات مناسب به منظور کاهش اضطراب و استرس و حمایت والدین از وظایف تیم مراقبتی بهویژه پرستاران است. بهعلاوه نقش مهم پرستار در رویکرد خانوادهمحور، حمایت خانواده است. باتوجهبه این که بخش مراقبت ویژه کودکان نیازمند پرستاران متخصص است و از طرف دیگر کارکنان ماهر برای این بخشها کافی نیست، نظر به توصیه سازمان بهداشت جهانی جهت بررسی از اطمینان کیفیت تکنولوژی شبکه اجتماعی مجازی در مراقبین، این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزش مجازی مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی بر اضطراب و خودکارآمدی مادران دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان انجام شد.
روش بررسی
مطالعه حاضر، یک مطالعه نیمهآزمایشی با گروه کنترل میباشد. جامعه پژوهش را مادران دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان بیمارستانهای آموزشی درمانی شهرکرد تشکیل دادند. از بین آنها تعداد 60 نفر که دارای معیارهای ورود بودند، بهصورت نمونهگیری دردسترس انتخاب و وارد مطالعه شدند. حجم نمونه با استفاده از فرمول حجم نمونه در سطح آلفای 0/05 و توان آزمون 80 درصد و باتوجهبه مطالعه مشابه قبلی [
22]، تعداد بهدستآمده در هر گروه براساس فرمول 25 نفر بود که با درنظر گرفتن حداقل 10 درصد ریزش، تعداد 30 نفر در هر گروه محاسبه شد.
معیارهای ورود شامل والدین با سن بالای 18 سال [
22]، دارای کودک بستری در بخش مراقبتهای ویژه کودکان، نداشتن تجربه قبلی از بستری کودک در بخش مراقبت ویژه کودکان یا فوت کودک، والدینی که سابقه هیچگونه بیماری اعصاب و روان و مصرف داروهای اعصاب و روان را نداشته باشند و معتاد نباشند، نداشتن سابقه متارکه با همسر، قادر به خواندن و نوشتن فارسی، عدم عضویت در تیم سلامت و درمان، داشتن تلفن همراه هوشمند توسط حداقل یکی از والدین و دسترسی به برنامه واتساپ حداقل روزی 1 ساعت و داشتن رضایت برای شرکت در مطالعه بود. مادران با سابقه بستری کودک در بخش مراقبتهای ویژه، والدین با تجربه مرگ کودک بستری و مادرانی که در زمان مطالعه برای آنها حادثه استرسزا مانند طلاق یا از دست دادن کار رخ داد، از مطالعه خارج شدند.
پس از تصویب طرح تحقیقاتی در معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرکرد، مجوز لازم جهت جمعآوری دادهها دریافت شد. پژوهشگر با مراجعه به بخش مدیریت مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرکرد و ارائه توضیخات کامل در مورد اهداف مطالعه، مجوز لازم جهت ادامه روند مطالعه را دریافت کرد. مطالعه از اردیبهشت تا شهریور سال 1401 انجام شد. در این مطالعه 60 نفر از مادرانی که کودکان آنها 24 ساعت بعد از پذیرش، تحت ونتیلاتور بودند، بهصورت نمونهگیری مستمر انتخاب و بررسی شدند. جهت جلوگیری از تبادل اطلاعات بین گروه آزمایش و کنترل، گروه کنترل از بیمارستان کاشانی و گروه آزمایش از بیمارستان هاجر وارد مطالعه شدند. پس از ارائه توضیحات کامل در مورد اهداف مطالعه به مادران از آنها رضایتنامه آگاهانه کتبی دریافت شد.
به منظور انجام مطالعه ابتدا پرسشنامه ویژگیهای جمعیتشناختی کودک و والدین از پرونده کودک و با کمک والدین در هر دو گروه تکمیل شد. سپس پرسشنامه اضطراب استاندارد اشپیلبرگر و خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسلم قبل از شروع آموزش توسط والدین بهصورت خودگزارشدهی تکمیل شد. سپس برای گروه آزمایش و گروه کنترل بهصورت مجزا یک گروه واتساپ تشکیل شد. برای گروه آزمایش 4 جلسه آموزشی 60 دقیقهای در طی مدت 4 روز پشت سر هم در نظر گرفته شد [
23] و محتوای آموزشی بهصورت فایل مولتی مدیا (صوتی و تصویری) و پمفلت از طریق واتساپ در اختیار آنها قرار گرفت. البته شارژ اینترنت برای مشارکتکنندگان توسط محقق ارسال شد. برای اطمینان از مطالعه محتوای ارسالی توسط مادران در ابتدای هر جلسه سؤالاتی مرتبط با جلسه قبل پرسیده شد و مرور کوتاهی بر مطالب قبلی شد. سپس فایل آموزشی در اختیار مادران قرار گرفت و درانتها پمفلتی از خلاصه مطالب همان جلسه در اختیار مادران قرار داده شد. محتوای آموزشی که شامل آشنایی با بخش، نحوه مراقبت از کودک و سازگاری با ترس و استرس، نحوه تغذیه و کنترل عفونت بود، با استفاده از کتب و مقالات معتبر تهیه و توسط استاد راهنما و مشاور و فرد صاحبنظر در حوزه روانشناسی روایی محتوای مطالب آموزشی تأیید شد. این محتوای آموزشی در
جدول شماره 1 بهطور کامل شرح داده شده است.

پژوهشگر با پیگیری تک تک اعضای گروه آزمایش اطمینان حاصل کرد که فایل آموزشی بهطور کامل در اختیار آنها قرار گرفته است. برای گروه کنترل آموزشهای معمول توسط پرستاران بیمارستان بخش مراقبت ویژه که شامل ورود و پذیرش کودک در بخش و همچنین در طی روزهای بستری کودک در بخش ارائه شد. یک هفته پس از اتمام آموزش، پرسشنامههای اضطراب استاندارد اشپیلبرگر و خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسلم توسط هر دو گروه تکمیل شد. در صورت ترخیص، پرسشنامهها از طریق تماس تلفنی پژوهشگر با مادران تکمیل میشد. به منظور جمعآوری دادهها از پرسشنامه 3 بخشی شامل پرسشنامه ویژگیهای جمعیتشناختی والدین و کودک، پرسشنامه اضطراب استاندارد اشپیلبرگر و ابزار خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسلم استفاده شد.
پرسشنامه خصوصیات جمعیتشناختی والدین و فرزندان در 2 بخش اطلاعات مربوط به والدین شامل سن، میزان تحصیلات، شغل والدین، نوع زایمان و همچنین مشخصات کودک شامل سن، جنس، وزن هنگام تولد و هفته بارداری بود.
برای سنجش میزان اضطراب از پرسشنامه استاندارد اشپیلبرگر استفاده شد که این پرسشنامه شامل مقیاسهای جداگانه خودسنجی برای اندازهگیری اضطراب آشکار و پنهان میباشد. مقیاس اضطراب آشکار شامل 20 جمله است که بروز آن موقعیتی است و اختصاص به موقعیتهای تنشزا دارد. مقیاس اضطراب پنهان هم شامل 20 جمله است که احساسات عمومی و معمولی افراد را میسنجد. در پاسخگویی به مقیاس اضطراب آشکار، آزمودنیها از بین عبارات 1.خیلی کم، 2.کم، 3.زیاد و 4.خیلی زیاد، بهترین گزینه را که شدت احساس او را بیان میکند، انتخاب میکنند. در این مطالعه تنها اضطراب آشکار مورد بررسی قرار گرفت. پرسشنامه اشپیلبرگر به 30 زبان دنیا ترجمه شده و با فرهنگ ایرانی نیز تطبیق داده شده و بومیسازی شده است. پایایی این پرسشنامه 0/97 درصد گزارش شد [
25]. بهطورکلی امتیاز 20-42، اضطراب خفیف، امتیاز 43-64، اضطراب متوسط و امتیاز 65-80 بهعنوان اضطراب شدید طبقهبندی میشود [
24]. پایایی پرسشنامه از طریق آلفا کرونباخ در ایران 0/97 تخمین زده شده است [
26].
ابزار خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسلم برای سنجش خودکارآمدی (GSE10) استفاده شده است. این پرسشنامه دارای 20 گویه 4 گزینهای در مقیاس لیکرت شامل اصلاً صحیح نیست (نمره 1)، کمی صحیح است (نمره 2)، تاحدی صحیح است (نمره 3) و کاملاً صحیح است (نمره 4) میباشد. هر گویه بیانکننده رسیدن به یک حالت پایدار از موفقیت میباشد. درکل دامنه نمرات این پرسشنامه بین 10-40 است و نمره بالاتر نشاندهنده خودکارآمدی بالاتر افراد است. نسخه آلمانی ابزار خودکارآمدی عمومی دارای 20 گویه با 2 خردهمقیاس جداگانه خودکارآمدی عمومی و خودکارآمدی اجتماعی بود [
27] که در مطالعهای در ایران ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 0/82 بوده است [
28]. در مطالعه حاضر از ابزار 20 گویهای استفاده شد که پایایی آن 0/94 محاسبه شد. پس از جمعآوری اطلاعات، دادهها وارد نرمافزار SPSSنسخه 18 شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (شامل فراوانی و درصد و میانگین و انحرافمعیار) و آمار تحلیلی شامل آزمونهای تی مستقل، تی زوجی و آزمون کایاسکوئر تحلیل شد. سطح معناداری در این مطالعه 0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها
مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر مداخله آموزش مجازی مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی بر اضطراب و خودکارآمدی مادران دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان انجام شد. در این مطالعه 60 مادر دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و در 2 گروه 30 نفری (آزمایش و کنترل) قرار گرفتند. میانگین سنی مادران موردمطالعه برابر با 4/9±29/10 و میانگین سنی پدران کودکان بستری برابر با 5/06±33/03 بود. هر دو گروه ازنظر سن، سطح تحصیلات و شغل مادر، جنس و سن کودک، سن، سطح تحصیلات و شغل پدر همسان بودند (P>0/05) (
جدول شماره 2).

آزمون تی مستقل نشان میدهد میانگین نمره اضطراب آشکار مادران قبل و بعد از مداخله و همچنین تغییرات قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری نداشته است (P>0/05). آزمون تی زوجی نشان میدهد در گروه آزمایش میانگین نمره اضطراب مادران بعد از مداخله بهطور معناداری نسبت به قبل از مداخله کاهش یافته است (P=0/001)، اما در گروه کنترل تفاوت معناداری بین قبل و بعد از مداخله نمره اضطراب مادران مشاهده نشد (P>0/05) (
جدول شماره 3).

آزمون تی مستقل نشان میدهد میانگین نمره خودکارآمدی مادران قبل و بعد از مداخله و همچنین تغییرات قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری نداشته است (P>0/05). آزمون تی زوجی نشان میدهد در گروه آزمایش میانگین نمره خود کارآمدی مادران بعد از مداخله بهطور معناداری نسبت به قبل از مداخله افزایش داشته است (P<0/001)، اما در گروه کنترل تفاوت معناداری بین قبل و بعد از مداخله نمره خودکارآمدی مادران مشاهده نشد (P>0/05) (
جدول شماره 4).

مقادیر جدول برای متغیرهای کمی (میانگین و انحرافمعیار) و برای متغیرهای کیفی (درصد) فراوانی است. تحلیل مورداستفاده برای متغیرهای کمی آزمون تی مستقل و برای متغیرهای کیفی آزمون کایاسکوئراست.
بحث
مطالعه حاضر به منظور بررسی تأثیر مداخله آموزش مجازی مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی بر اضطراب و خودکارآمدی مادران دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان انجام شد. میانگین نمره اضطراب آشکار مادران قبل و بعد از مداخله و همچنین تغییرات قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری نداشته است. به نظر میرسد مداخله مجازی با روزی 1 ساعت برای 4 روز بر اضطراب و خودکارآمدی اثر نداشته است. والدین نیازمند به اقدامات دیگری علاوهبر آموزش مجازی یا بازبینی محتوای آموزشی یا افزایش دفعات مداخله هستند تا اضطرابشان کم و خودکارآمدیشان ارتقا یابد. در مطالعه حاضر به منظور برقراری ارتباط با خانوادههای کودکان بستری در بخش مراقبتهای ویژه درخصوص آموزشهای لازم در زمان بستری، روند بهبودی کودک، شرایط مراقبت از کودک بستری و نحوه همکاری مادران با پرستاران از نرمافزار واتساپ و ارتباط بهصورت مجازی استفاده شد. بنابراین برقرای ارتباط مؤثر با خانواده کودکان بستری یک امر مهم در مراقبت از کودکان توسط پرستاران است.
مطالعه آزودو و همکاران در برزیل نشان داد که ارائه اطلاعات توسط تیم مراقبتی به مادران در بخش مراقبت ویژه کودکان سبب توانمندسازی آنان میشود. همچنین آنان بیان کردند که برنامه توانمندسازی مادران باید براساس نیازهای آنان برنامهریزی و اجرا شود [
29]. مطالعه پارک در کره نشان داد که برای مشارکت مؤثر بین مادران و پرستاران باید اقادمات لازم انجام شود. بدین منظور ارائه استراتژی مناسب به منظور مشارکت والدین و جلب اعتماد والدین ضروری است [
30]. مطالعه کیفی در ترکیه توسط بیتوت و همکاران نشان داد که مادران دارای کودک بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان نیازهای مختلفی دارند که از طرف پرستاران مورد غفلت قرار میگیرند. محققان بیان کردند که ازآنجاکه پرستاران مسئول مراقبت کودک و خانواده در بخش مراقبت ویژه هستند، باید به تمام اعضای خانواده بهویژه مادران توجه و حمایت بیشتری نشان دهند [
31]. مطالعه دیگری در مصر توسط البیلگاهی و همکاران مشخص کرد که یکی از عوامل مهم در رضایت مادران در بخش مراقبت ویژه کودکان مشارکت والدین در مراقبت و ارتباط مناسب با تیم مراقبتی با والدین میباشد [
32].
مطالعه فورد و همکاران در کالیفرنیا نشان داد که بهکارگیری تکنولوژی شبکه اجتماعی مجازی برای مشاوره و آموزش در بخش مراقبت ویژه کودکان مؤثر است. همچنین آنان بیان کردند که این تکنولوژی سبب مشارکت بهتر خانوادهها و تیم مراقبتی در فرآیند درمان بیمار میشود [
33]. مطالعه دیگری که در برزیل با استفاده از تکنولوژی شبکه اجتماعی مجازی در کودکان 18 سال مبتلا به آسم بر میزان خودکارآمدی آنان انجام شد، نشان داد که سبب افزایش خودکارآمدی کودکان شد. محققان توصیه کردند که استفاده از شبکه اجتماعی مجازی یک تکنیک مناسب برای کشورهای در حال توسعه است [
34]. این نتایج با مطالعه ما همسو نبود، نتایج ما نشان داد که میانگین نمره خودکارآمدی مادران قبل و بعد از مداخله و همچنین تغییرات قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری نداشته است. به نظر میرسد محتوای مورداستفاده در مطالعه ما متمرکز بر ارتقای خودکارآمدی مادر نبوده است.
خودکارآمدی بر انتخاب رفتار و موقعیت انجام آن و میزان تلاش برای انجام یک رفتار خاص تأثیر میگذارد. بنابراین باید به راهکارهای افزایش خودکارآمدی ازطریق ارائه آموزشهای بهینه در راستای استفاده صحیح از تلفن همراه توجه ویژه کرد. نتایج سالوادور و همکاران در پرتغال نشان داد که آموزش مراقبت خانوادهمحور بهطور غیرمستقیم بر خودکارآمدی مادران دارای کودکان مبتلا به سرطان تأثیر دارد [
35]. یافتههای مطالعه مطهری و همکاران نشان داد که مادران کودکان تحت عمل جراحی همیشه سطح پایینی از خودکارآمدی از خود نشان دادهاند. مقایسه میانگین نمرات خودکارآمدی مادران قبل از مداخله تفاوت معناداری را بین دو گروه نشان نداد، اما میزان خودکارآمدی در مادرانی که آموزش دیده بودند، بهطور معناداری بیشتر از مادرانی بود که آموزش ندیده بودند. در این مطالعه ارائه آموزش با راهبردهای شناختی باعث افزایش کارایی و خودکارآمدی مادران در مراقبت از کودکان شده است [
12].
یافتههای بهدستآمده از مطالعه حاضر نشان داد که مادران کودکان بستری همواره درجات نسبتاً بالایی از اضطراب آشکار را تجربه میکنند که این نتایج با یافتههای برخی دیگر از مطالعات همخوانی دارد. ری و همکاران گزارش کردند که داشتن کودک بستری در بخش مراقبت ویژه کودکان سبب اختلال در سلامت روان مادران میشود. بدین منظور برای کاهش استرس آنان انجام مداخلات مناسب ضروری است [
36]. نتایج یک مطالعه ترکیبی توسط ورما و همکاران نشان داد که مادران در بخش مراقبت ویژه کودکان منابع استرس متعددی چون محیط بخش، شرایط ویژه بیماری کودک و فقدان حمایت روانی از طرف پزشک و پرستار را تجربه میکنند، بنابراین وجود خدمات حمایتی و مشاورهای و اطلاعاتی در بیمارستان ضروری است [
37].
نتایج مطالعه حاضر نشان داد آموزش مبتنی بر شبکه اجتماعی مجازی در گروه آزمایش باعث کاهش معناداری در میانگین نمره اضطراب مادران نسبت به قبل از مداخله شد. باوجوداین که در گروه کنترل که تنها آموزشهای معمول پرستاری را دریافت کرده بودند، اضطراب مادران کاهش یافته بود؛ اما این کاهش ازنظر آماری معنادار نبود. نتایج حاکی از مؤثر نبودن مداخله در کاهش اضطراب مادران مورد پژوهش بوده است. به نظر میرسد محتوای مورد آموزش ما توجهی به راهبردهای کاهش استرس نداشته است و باید در مطالعات آینده تمرکز مداخلهها بر افزایش توانایی مادران در سازگاری و استفاده از راهبردهای مقابلهای باشد، زیرا استفاده از راهبردهای سازگاری باعث کاهش اضطراب مادران این کودکان میشود. آگاهی دادن به والدین سبب کاهش اضطراب و ترس آنان میشود [
38]. برای حمایت از والدین در طول بستری کودک در بخش مراقبت ویژه میتوان به راههایی برای تفسیر آنچه در بخش مراقبت ویژه کودکان اتفاق میافتد، کمک به والدین برای سازگاری با استرس و ارائه استراتژیهای مدیریت ترس، نگرانی، نبود اطمینان و احساس درماندگی آنها اشاره کرد [
11].
هر مطالعه دارای محدودیتهایی میباشد. از محدودیت مطالعه حاضر تخصیص غیرتصادفی است. کنترل ناکافی نمونههای مطالعه برای آموزش از طریق رسانهها و منابع دیگر هم از دیگر محدودیتهای این مطالعه بود که به منظور جلوگیری از انتقال اطلاعات گروه آزمایش و کنترل از دو بیمارستان مجزا انتخاب شدند.
پیشنهاد میشود مطالعاتی با بازبینی محتواهای آموزشی و تمرکز بیشتر بر ارتقای خودکارآمدی مادران صورت گیرد، باتوجهبه این که در مطالعه حاضر تمرکز محتوا بیشتر بر آشناسازی والد با بخش و خدمات ارائهشده در بخش بوده است. توجه به فناوریهای جدید در عرصه آموزش در سالهای اخیر زمینه را برای انجام مطالعات در حیطه پرستاری مهیا کرده است. برایناساس پیشنهاد میشود در مطالعات آینده تأثیر آموزش بهطور سنتی و آموزش از طریق فضای مجازی و استفاده از تلفن همراه با استفاده از محتواهای مرتبط به افزایش خودکارآمدی والدین ویژه هر کودک بر خودکارآمدی و اضطراب خانوادههای دارای کودک بستری در بخش مراقبتهای ویژه مقایسه شود.
نتیجهگیری
میانگین نمره اضطراب آشکار مادران قبل و بعد از مداخله و همچنین تغییرات قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری نداشته است. توصیه میشود در پژوهشهای بعدی تأثیر مداخلات کاملتر حضوری یا مجازی بر اضطراب و خودکارآمدی والدین بررسی شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
مجوز کمیته اخلاق برای انجام این مطالعه از کمیته اخلاق دانشگاه علومپزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرکرد با شماره (IR.SKUMS.REC.1401.050) دریافت شد.
حامی مالی
این مطالعه برگرفته از پایاننامه زینب یلمه دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری کودکان در دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرکرد است (شماره مصوب: 3864). حامی مالی این مقاله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرکرد بود.
مشارکت نویسندگان
مفهومسازی، مدیریت پروژه و تحقیق و بررسی: هایده حیدری و زینب یلمه؛ تحلیل دادهها: فاطمه دریس؛ تدوین و بازبینی: هایده حیدری؛ تحقیق، بررسی و بازنگری: شهریار صالحی تالی.
تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد.
تشکر و قدردانی
پژوهشگران از مسئولین دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهرکرد و مشارکتکنندگان در مطالعه تشکر و قدردانی میکنند.
References
1.
Delvecchio E, Salcuni S, Lis A, Germani A, Di Riso D. Hospitalized children: Anxiety, coping strategies, and pretend play. Front Public Health. 2019; 7:250. [DOI:10.3389/fpubh.2019.00250] [PMID]
2.
Rennick JE, St-Sauveur I, Knox AM, Ruddy M. Exploring the experiences of parent caregivers of children with chronic medical complexity during pediatric intensive care unit hospitalization: An interpretive descriptive study. BMC Pediatr. 2019; 19(1):272. [DOI:10.1186/s12887-019-1634-0] [PMID]
3.
Alisamir M, Mirkarimi M, Mirzaee S, Heidari S, Barouti S, Mohammadi S. Characteristics and outcomes of patients admitted to a pediatric intensive Care Unit in Southwest of Iran. Acta Med Iran. 2022; 60(10):646-54. [DOI:10.18502/acta.v60i10.11558]
4.
Coulthard MG, Varghese V, Harvey LP, Gillen TC, Kimble RM, Ware RS. A review of children with severe trauma admitted to pediatric intensive care in Queensland, Australia. PLoS One. 2019; 14(2):e0211530. [DOI:10.1371/journal.pone.0211530] [PMID]
5.
Colville G. The tip of an iceberg? A “big data” study examines the evidence for new mental health problems in parents after PICU. Pediatr Crit Care Med. 2020; 21(11):1002-3. [DOI:10.1097/PCC.0000000000002588] [PMID]
6.
Kastner K, Pinto N, Msall ME, Sobotka S. PICU follow-Up: The impact of missed school in a cohort of children following PICU Admission. Crit Care Explor. 2019; 1(8):e0033. [DOI:10.1097/CCE.0000000000000033] [PMID]
7.
Alzawad Z, Lewis FM, Kantrowitz-Gordon I, Howells AJ. A qualitative study of parents’ experiences in the pediatric intensive care unit: Riding a roller coaster. J Pediatr Nurs. 2020; 51:8-14 [DOI:10.1016/j.pedn.2019.11.015] [PMID]
8.
van Benthum MV, van Dijk T, Maas-van Schaaijk NM, van Zwol A. Psychological problems in parents of children with bronchiolitis following paediatric intensive care unit (PICU) admission. Acta Paediatr. 2022; 111(5):1054-5. [DOI:10.1111/apa.16272] [PMID]
9.
Stremler R, Haddad S, Pullenayegum E, Parshuram C. Psychological outcomes in parents of critically Ill hospitalized children. J Pediatr Nurs. 2017; 34:36-43. [DOI:10.1016/j.pedn.2017.01.012] [PMID]
10.
Vasli P, Dehghan-Nayeri N, Borim-Nezhad L, Vedadhir A. Dominance of paternalism on family-centered care in the Pediatric Intensive Care Unit (PICU): An ethnographic study. Issues Compr Pediatr Nurs. 2015; 38(2):118-35. [DOI:10.3109/01460862.2015.1035464] [PMID]
11.
Debelić I, Mikolčić A, Tihomirović J, Barić I, Lendić Đ, Nikšić Ž, et al. Stressful experiences of parents in the paediatric intensive care unit: Searching for the most intensive PICU stressors. Int J Environ Res Public Health. 2022; 19(18):11450. [DOI:10.3390/ijerph191811450] [PMID]
12.
Motahari Niya H, Hojjati H. The impact of General Psychological Training on the self-efficacy of Mothers whose Children Undergoing Surgery in Taleghani Pediatrics Hospital in Gorgan, Iran. J Res Dev Nurs Midw. 2019; 16 (1):43-50. [DOI:10.29252/jgbfnm.16.1.44]
13.
Foster CC, Blackwell CK, Kan K, Morales L, Cella D, Shaunfield S.“Parental self-efficacy managing a child’s medications and treatments: Adaptation of a PROMIS measure.”J Patient Rep Outcomes. 2023; 7(1):10. [DOI:10.1186/s41687-023-00549-z] [PMID]
14.
Boeschoten SA, Dulfer K, Boehmer ALM, Merkus PJFM, van Rosmalen J, de Jongste JC, et al. Quality of life and psychosocial outcomes in children with severe acute asthma and their parents. Pediatr Pulmonol. 2020; 55(11):2883-92. [DOI:10.1002/ppul.25034] [PMID]
15.
Waak M, Harnischfeger J, Ferguson A, Gibbons K, Nguyen KH, Long D. Every child, every day, back to play: The PICUstars protocol-implementation of a nurse-led PICU liberation program. BMC Pediatr. 2022; ;22(1):279. [DOI:10.1186/s12887-022-03232-2] [PMID]
16.
Johanna B, Noora G, Kaisa M, Heikki E, Mari L. Nurses’ and patients’ perceptions about psychiatric intensive care-an integrative literature review. Issues Ment Health Nurs. 2022; 43(11):983-95. [DOI:10.1080/01612840.2022.2101079] [PMID]
17.
Bruyneel A, Tack J, Droguet M, Maes J, Wittebole X, Miranda DR, et al. Measuring the nursing workload in intensive care with the Nursing Activities Score (NAS): A prospective study in 16 hospitals in Belgium. J Crit Care. 2019; 54:205-11. [DOI:10.1016/j.jcrc.2019.08.032] [PMID]
18.
Slusher TM, Kiragu AW, Day LT, Bjorklund AR, Shirk A, Johannsen C, et al. Pediatric critical care in resource-limited settings-overview and lessons learned. Front Pediatr. 2018; 6:49. [DOI:10.3389/fped.2018.00049] [PMID]
19.
Hill C, Knafl KA, Santacroce SJ. Family-centered care from the perspective of parents of children cared for in a pediatric intensive care unit: An integrative review. J Pediatr Nurs. 2018; 41:22-33. [DOI:10.1016/j.pedn.2017.11.007] [PMID]
20.
Coats H, Bourget E, Starks H, Lindhorst T, Saiki-Craighill S, Curtis JR, et al. Nurses’ reflections on benefits and challenges of implementing family-centered care in pediatric intensive care units. Am J Crit Care. 2018; 27(1):52-8. [DOI:10.4037/ajcc2018353] [PMID]
21.
Matricardi PM, Dramburg S, Alvarez-Perea A, Antolín-Amérigo D, Apfelbacher C, Atanaskovic-Markovic M, et al. The role of mobile health technologies in allergy care: An EAACI position paper. Allergy. 2020; 75(2):259-72. [DOI:10.1111/all.13953] [PMID]
22.
Longacre M, Grande S, Hager A, Montan M, Bergquist RP, Martensson M, et al. Clinical adoption of mHealth technology to support pediatric cystic fibrosis care in Sweden: Qualitative case study. JMIR Pediatr Parent. 2018; 1(2):e11080. [DOI:10.2196/11080] [PMID]
23.
Siebert JN, Gosetto L, Sauvage M, Bloudeau L, Suppan L, Rodieux F, et al. Usability Testing and Technology Acceptance of an mHealth App at the Point of Care During Simulated Pediatric In- and Out-of-Hospital Cardiopulmonary Resuscitations: Study Nested Within 2 Multicenter Randomized Controlled Trials. JMIR Hum Factors. 2022; 9(1):e35399.[DOI:10.2196/35399] [PMID]
24.
Shorey S, Ng YPM, Ng ED, Siew AL, Mörelius E, Yoong J, et al. Effectiveness of a technology-based supportive educational parenting program on parental outcomes (part 1): Randomized controlled trial. J Med Internet Res. 2019; 21(2):e10816. [DOI:10.2196/10816] [PMID]
25.
Spielberger CD, Gonzalez-Reigosa F, Martinez-Urrutia A, Natalicio LF, Natalicio DS. The state-trait anxiety inventory. Revista Interamericana de Psicologia/Interam J Psychol. 1971; 5(3 & 4). [Link]
26.
Hedayati E, Hazrati M, Momen Nasab M, Shokoohi H, Afkari F. [The relationship between spiritual well-being and anxiety of aged people admitted in coronary care units (Persian)]. Iran J Ageing. 2016; 11(3):432-9. [DOI:10.21859/sija-1103432]
27.
Schwarzer R, Jerusalem M. Generalized self-efficacy scale. J. Weinman, S. Wright, & M. Johnston, Measures in health psychology: A user’s portfolio. Causal and control beliefs. 1995; 35:37.
28.
Ebrahimi Moghaddam H, Mahmodi A. [The relationship between quality of life and self-efficacy among students with mental health component (Persian)]. J Couns Res. 2017; 16(63):67-80. [Link]
29.
Azevedo MSN, Oliveira ICDS, Souza TV, Moraes JRMM, Martinez EA, Araújo BDS. Empowerment of the mothers of children in a pediatric intensive care unit. Rev Bras Enferm. 2018; 71(3):998-1006. [DOI:10.1590/0034-7167-2016-0689] [PMID]
30.
Park B, Oh WO. Differences in the perceptions of partnership between nurses and mothers of children in a pediatric intensive care unit in South Korea: A qualitative study. Child Health Nurs Res. 2022; 28(3):197-207. [DOI:10.4094/chnr.2022.28.3.197] [PMID]
31.
Beytut D, Özalp Gerçeker G, Karayağız Muslu G. A qualitative study exploring the needs of Turkish mothers in the Pediatric Intensive Care Unit. J Pediatr Res. 2018; 5(4):187-93. [DOI:10.4274/jpr.37232]
32.
Sauers-Ford HS, Hamline MY, Gosdin MM, Kair LR, Weinberg GM, Marcin JP, et al. Acceptability, usability, and effectiveness: A qualitative study evaluating a pediatric telemedicine program. Acad Emerg Med. 2019; 26(9):1022-33. [DOI:10.1111/acem.13763] [PMID]
33.
Sukhov R, Asante A, Ilizarov G. Telemedicine for pediatric physiatry: How social distancing can bring physicians and families closer together. J Pediatr Rehabil Med. 2020; 13(3):329-38. [DOI:10.3233/PRM-200747] [PMID]
34.
Marcano Belisario JS, Huckvale K, Greenfield G, Car J, Gunn LH. Smartphone and tablet self management apps for asthma. Cochrane Database Syst Rev. 2013; 2013(11):CD010013. [DOI:10.1002/14651858.CD010013.pub2] [PMID]
35.
Salvador Á, Crespo C, Barros L. The benefits of family-centered care for parental self-efficacy and psychological well-being in parents of children with cancer. J Child Fam Stud. 2019; 28(7):1926-36. [DOI:10.1007/s10826-019-01418-4]
36.
Rodríguez-Rey R, Alonso-Tapia J, Colville G. Prediction of parental posttraumatic stress, anxiety and depression after a child’s critical hospitalization. J Crit Care. 2018; 45:149-155. [DOI:10.1016/j.jcrc.2018.02.006] [PMID]
37.
Verma K, Dharni IT. A mixed method research on experience of stress among mothers of children admitted in Pediatric Intensive Care Unit of Indira Gandhi Medical College and Hospital, District Shimla (Himachal Pradesh). Int J Adv Res Ideas Innov Technol. 2019; 5(3):1887-99. [Link]
38.
Gholami S, Reyhani T, Beiraghi M, Behnam Vashani H. Effect of a supportive educational program on self-efficacy of mothers with epileptic children. Evidence Based Care Journal. 2016; 6(2):49-56. [DOI:10.22038/EBCJ.2016.7321]