جستجو در مقالات منتشر شده


۱۰ نتیجه برای توانمندسازی

محمد رضا ملکی، محمود رضا گوهری، عظیمه قربانیان،
جلد ۲۵، شماره ۷۶ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

  زمینه و هدف: افراد کانون تمام تغییرات سازمانی هستند. لذا آمادگی آنان برای تغییر از مهم ترین عوامل در سازمان‌های ‌کنونی است. توانمندسازی، کارکنان را قادر می‌سازد تا در مواجهه با مشکلات و تهدیدات از استقامت و انعطاف پذیری برخوردار باشند، در این پژوهش به بررسی ارتباط توانمندسازی ساختاری با آمادگی فردی پرستاران برای تغییر پرداخته شده است.

  روش بررسی: در این مطالعه توصیفی همبستگی ۱۳۰ نفر از پرسنل پرستاری مرکز آموزشی درمانی هاشمی نژاد تهران به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود، به منظور سنجش میزان آمادگی افراد برای تغییر ابزار هان پنکرن و همکاران و جهت اندازه گیری میزان توانمندسازی ساختاری، پرسشنامه شرایط اثربخشی کار- ۲ به کار رفت. جهت تحلیل داده ها آزمون همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره با استفاده از SPSS نسخه ۱۶ به کار رفت .

  یافته ها: یافته ها نشان داد توانمندسازی ساختاری با آمادگی پرستاران برای تغییر رابطه معنادار مثبت دارد ( ۰۱/۰ P ) و در بررسی تاثیر توانمندسازی ساختاری بر آمادگی پرستاران برای تغییر نیز مشخص شد دسترسی به فرصت، تاثیر آماری معنی داری در تبیین آمادگی فردی برا ی تغییر دارد (۰۰۱ /۰ P ) .

  نتیجه گیری کلی: چنانچه سازه‌های توانمندسازی ساختاری در محیط کار پرستاران پیاده شود، آمادگی آنان برا ی تغییر افزایش می‌ یابد. توصیه می‌شود که برنامه‌ریزان و تصمیم گیران زمینه دسترسی کارکنان به دانش و مهارت جدید را فراهم نموده و فرصت انجام کار های چالش برانگیز را به کارکنان بدهند. تا ضمن توانمندشدن کارکنان، آمادگی آنان برای تغییر ارتقا ‌یابد.


عیسی محمدی زیدی، امیر پاکپور حاجی آقا، بنفشه محمدی زیدی،
جلد ۲۶، شماره ۸۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده

  زمینه و هدف: یائسگی به عنوان یکی از مراحل بحرانی زندگی زنان که تاثیر به سزایی بر کیفیت زندگی آنان دارد، شناخته شده است. لذا مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی تاثیر مداخله آموزشی بر مبنای الگوی توانمندسازی فردی بر آگاهی، نگرش، عزت نفس، خودکارآمدی و کیفیت زندگی زنان یائسه طراحی و اجرا شد.

  روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی ۱۰۰ زن تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهر قزوین در سال ۱۳۹۱ بر اساس نمونه گیری تصادفی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ویژگی‌های دموگرافیک، پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ، پرسشنامه خودکارآمدی، پرسشنامه آگاهی و پرسشنامه اندازه‌گیری نگرش به همراه پرسشنامه ۲۶ سؤالی کیفیت زندگی مخصوص دوران یائسگی بود. بر مبنای الگوی توانمندسازی فردی، برنامه آموزشی در گروه تجربی در قالب ۵ جلسه بحث گروهی به مدت ۶۰-۴۵ دقیقه اجرا شد. داده‌ها قبل و ۳ ماه بعد از مداخله آموزشی گردآوری و وارد نرم افزار SPSS نسخه ۱۷ شد و با استفاده از آزمون‌های آماری تی زوجی و مستقل و کای اسکوئر تجزیه و تحلیل شد.

  یافته‌ها: بعد از آموزش، میانگین نمرات آگاهی (از ۴۳/۸ ± ۱۱/۳۸ به ۲۳/۹ ± ۱۴/۴۹)، نگرش (از ۳۱/۴ ± ۳۴/۱۴ به ۵۴/۵ ± ۳۲/۱۹)، عزت نفس از (۴۷/۴ ± ۸۲/۱۳ به ۶۱/۵ ± ۹۰/۱۷) و خودکارآمدی (از ۴۳/۵ ± ۴۲/۱۴ به ۱۲/۶ ± ۰۶/۲۰) در گروه تجربی افزایش یافت (۰۰۱/۰> P ). همچنین نتایج کاهش(بهبود) معنادار و مثبتی را در میانگین کیفیت زندگی مرتبط با یائسگی پس از اجرای برنامه آموزشی نسبت به قبل آن در گروه تجربی نشان داد (۰۰۱/۰> P ).

  نتیجه‌گیری کلی: به کارگیری الگوی توانمندسازی فردی به منظور بهبود کیفیت زندگی زنان یائسه در طراحی برنامه‌های آموزشی توصیه می‌شود.


حسین زاهدنژاد، هومان منوچهری، منصوره زاغری تفرشی، پویا فرخ نژاد افشار، رضا قانعی قشلاق،
جلد ۲۸، شماره ۹۳ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: درک افراد از عدالت سازمانی بسیار حائز اهمیت می باشد. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین عدالت سازمانی و توانمندسازی روانشناختی پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- همبستگی است. نمونه پژوهش ۱۵۵ نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۳۹۱ بود که با روش نمونه گیری چند مرحله ای وارد پژوهش شدند و از آنان خواسته شد که دو پرسشنامه استاندارد عدالت سازمانی ( Niehooff& Moorman) و توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (Spreitzer) را تکمیل کنند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ انجام شد.

یافته ها: همبستگی معنی دار و مثبتی بین عدالت سازمانی و ابعاد آن (عدالت توزیعی، عدالت رویه ای و عدالت تعاملی) با توانمندسازی روانشناختی پرستاران وجود داشت (۰۰۵/۰=P) بر اساس نتایج رگرسیون چند گانه عدالت تعاملی قادر به تبیین ۵۳ درصد واریانس توانمندسازی روانشناختی در پرستاران می باشد.

نتیجه گیری کلی: با توجه به وجود ارتباط معنی دار بین عدالت سازمانی و توانمندی روانشناختی پرستاران، پیشنهاد می شودکه مدیران به منظور افزایش سطح توانمندسازی پرستاران به وضعیت عدالت در سیستم های بهداشتی درمانی توجه بیشتری نمایند.


حمید مرادی، لیلی بریم نژاد، نعیمه سیدفاطمی، حمید حقانی، مژگان مرادی،
جلد ۳۲، شماره ۱۲۱ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: سوگ یک واکنش طبیعی به از دست دادن، تولد نوزاد نارس و یا غیرطبیعی است ولی در صورت طولانی شدن، خطر ابتلا به بیماری‌های مزمن جسمی، افزایش پیدا می‌کند. اصلی‌ترین اقدامات پرستاران برای کاهش مشکلات والدینی که نوزادشان در بخش ویژه بستری است، توانمند ساختن آنان در امر مراقبت از نوزاد است، بنابراین این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه توانمندسازی بر سوگ مزمن والدین نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی غیر تصادفی با گروه کنترل بود که بر روی ۶۸ پدر و مادر دارای نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بیمارستان حضرت رسول و علی اصغر تهران صورت گرفت. روش نمونه گیری در این مطالعه به صورت در دسترس و تخصیص واحد‌های پژوهش به دو گروه، به صورت طرح زمانی بود.ابتدا فرم اطلاعات جمعیت شناختی و سپس ابزار سوگKendall  توسط نمونه‌های هر دو گروه تکمیل و سپس در گروه مداخله از برنامه فرصت‌های توانمند‌سازی والدین استفاده شد. تمام آموزش‌ها و جلسات با والدین به صورت گروه‌های ۲-۴ نفره بود و ۱ ماه پس از اجرای طرح، از طریق آنلاین، مجددا پرسشنامه توسط نمونه‌ها تکمیل شد و جهت تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ استفاده شد.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که دو گروه مورد بررسی از نظر مشخصات جمعیت شناختی اختلاف آماری معنی‌داری نداشتند (۰۵/۰P>). میانگین نمره سوگ مزمن والدین در هر دو گروه قبل از اجرای مداخله تفاوت آماری معنی‌داری نداشت (۰۵/۰P>) ولی پس از اجرای مداخله میانگین و انحراف معیار به ترتیب در دو گروه کنترل و مداخله ۳۸/۸ ± ۱۱/۴۳ و ۴۵/۵ ± ۸۵/۳۲ بوده که از نظر آماری معنی‌دار بود (۰۰۱/۰P<). این نتایج بیانگر تأثیر مثبت برنامه توانمندسازی در کاهش سوگ مزمن والدین نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه می‌باشد.
نتیجه‌گیری کلی: این نتایج بیانگر مؤثر بودن برنامه توانمند‌سازی بر سوگ مزمن والدین نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بود. پیشنهاد می‌شود این برنامه به عنوان یک برنامه اثربخش و کم هزینه در بخش مراقبت ویژه نوزادان مد نظر قرار گیرد.   

علی حسن پور دهکردی، فرشاد سلیمانی، زهرا حبیبی، سلیمان خیری، شهریار صالحی تالی،
جلد ۳۲، شماره ۱۲۲ - ( ۱۲-۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: خستگی در بیماران مزمن انسدادی ریه بهره‌وری شغلی، توانایی تمرکز، قوای جنسی و عملکرد بیمار را کاهش داده و فرد را به سمت سستی و بی‌حال سوق می‌دهد. غلبه بر این امر نیازمند مشارکت بیمار و خانواده در امر مراقبت و مدیریت بیماری است. هدف از این مطالعه تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خستگی افراد مبتلابه بیماری مزمن انسدادی ریه است.
روش بررسی: در مطالعه کار آزمایی بالینی حاضر تعداد ۷۲ بیمار نارسایی مزمن انسداد ریه همراه با مراقب خانوادگی آنها به روش نمونه‌گیری آسان انتخاب و سپس به روش تصادفی در دو گروه ۳۶ نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی توانمندسازی خانواده محور در چهار جلسه ۹۰ دقیقه‌ای مبتنی بر چهار گام تهدید درک شده، مشکل‌گشایی، مشارکت آموزشی و ارزشیابی در گروه‌های ۱۰ تا ۱۵ نفره با حضور اعضای خانواده به صورت پانل برای گروه مداخله ارائه گردید. سپس به مدت ۳ ماه گروه مداخله توسط تیم تحقیق پیگیری شد و به سئوالات و مشکلات مراقبتی و دانش مورد نیاز مراقبتی آنها پاسخ داده شد. ارزشیابی نهایی پس از گذشت سه ماه از اجرای مداخله با تکمیل مجدد پرسشنامه خستگی انجام شد. داده‌ها توسط آزمون‌های تی زوجی، تی مستقل، آزمون دقیق فیشر و مجذور کای توسط نرم‌افزار SPSS نسخه ۱۶ تحلیل شدند.
یافته‌ها: در بدو مطالعه دو گروه مداخله و کنترل، تفاوت معنی‌داری از نظر میانگین نمره خستگی نداشته اند )۵/۰  (P=. بعد از مداخله، میانگین نمره خستگی گروه مداخله نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی‌داری داشته است )۰۱/۰ (P=. در گروه مداخله میانگین نمره خستگی بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله، کاهش معنی‌داری داشته است )۰۱/۰ (P=.
نتیجه‌گیری کلی: نتایج مطالعه بیانگر آن بوده که توانمند کردن اعضای خانواده مسئول مراقبت بیمار نارسایی مزمن ریه باعث کاهش سطح خستگی در بیماران شده است، بنابراین برنامه‌های مراقبتی و درمانی بیماران مزمن علاوه بر توجه به بیمار باید به مراقبین بیمار نیز توجه کنند.  

مژگان زارعی صالح آبادی، معصومه خیرخواه، نازنین اسماعیلی، شیما حقانی،
جلد ۳۳، شماره ۱۲۵ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: بارداری نافرجام تجربه‌ای مخرب و شایع با عوارض جسمی، روانی و شناختی می‌باشد که بر رویکرد و نگرش والدین به والدشدن تأثیر دارد. توانمندسازی با ارتقاء دانش باروری، خودکارآمدی، عزت نفس و خودکنترلی سعی در بهبود نگرش به باروری و فرزندآوری زنان با حاملگی نافرجام دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانمندسازی بر نگرش به باروری و فرزندآوری زنان با سابقه بارداری نافرجام طراحی گردید.
روش بررسی: کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی از دی ۱۳۹۸ تا اردیبهشت ۱۳۹۹بر روی ۸۰ زن با حاملگی نافرجام که با بلوک تصادفی چهار تایی به گروه‌های کنترل و مداخله تخصیص داده شدند در بیمارستان شهید اکبرآبادی تهران انجام شد. برای گروه مداخله، جلسات آموزشی مبتنی بر گام‌های توانمندسازی (درک تهدید، مشکل گشایی، مشارکت آموزشی، ارزشیابی) برگزار شد. قبل و ۶ هفته پس از مداخله مقیاس نگرش به باروری و فرزندآوری Soderberg (AFCSتوسط دو گروه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با SPSS نسخه ۱۶ با آزمون‌های تی مستقل، تی زوجی، آنالیز کوواریانس، مجذور کای و دقیق فیشر  انجام شد. (۰۵/۰P<  معنی‌دار گزارش شد).
یافته‌ها: میانگین نمره نگرش به باروری و فرزندآوری گروه کنترل قبل و بعد از مداخله و گروه کنترل و مداخله قبل از مداخله تفاوت نداشتند. در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تفاوت آماری معنی‌دار بود. بعد از مداخله، میانگین نمره گروه مداخله، به طور معنی‌داری بیشتر از گروه کنترل بود (۰۰۱/۰P<).       
نتیجه‌گیری کلی: حمایت روانی و آموزش به موازات مراقبت جسمی، توسط فردی آگاه و متخصص می‌تواند با توانمندسازی این زنان آسیب پذیر از طریق ارائه اطلاعات صحیح و اصلاح باورهای نادرست مؤثر بوده و با بهبود نگرش به باروری و فرزندآوری باروری سالم را به دنبال داشته باشد

سیما حسین پور، لیلی بریم نژاد، محبوبه رسولی، امیرکمال حردانی، فاطمه الحانی،
جلد ۳۴، شماره ۱۳۴ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: بستری نوزاد در بخش مراقبت‌های ویژه، یک بحران روحی محسوب می‌شود که برای خانواده استرس و ناتوانی به همراه دارد و می‌تواند کیفیت زندگی والدین را مختل کند.کیفیت زندگی از آن رو مهم است که در صورت نادیده گرفته شدن به ناامیدی، نداشتن انگیزه برای هرگونه تلاش و کاهش فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی و غیره می‌انجامد و در ابعاد عمیق‌تر بر توسعه اجتماعی و اقتصادی یک کشور تأثیر می‌گذارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی والدین نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در دو گروه آزمایش و کنترل در بین ۹۰ نفر (پدر و و مادر) سالم دارای نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت‌های ویژه انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت مستمر و غیر تصادفی از شهریورماه ۱۳۹۸ تا اردیبهشت ۱۳۹۹ انجام شد. پرسش‌نامه‌های جمعیت‌شناسی، شدت، حساسیت، عزت نفس، خودکارآمدی والدین و کیفیت زندگی، یک بار در بدو ورود به مطالعه و بار دیگر، یک ماه پس از اتمام جلسات مداخله تکمیل شدند.گروه آزمایش، آموزش‌های مرتبط به اصول توانمندسازی را طی چهار گام و ۸ جلسه دریافت کردند.
گام اول (درک تهدید به روش بحث گروهی): طی دو جلسه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه‌ای، بحث گروهی برای بالا بردن آگاهی در خصوص نوزاد سالم از جمله مراقبت‌های پوستی، تغذیه سالم، خواب سالم و حساس ساختن والدین به علائم خطر تهدید کننده، توسط پژوهشگر انجام شد. 
گام دوم (ارتقاء خودکارآمدی به روش مشکل‌گشایی): در ابتدای جلسه سوم، به ابهامات و پرسش‌های والدین پاسخ داده شد. سپس طی دو جلسه ۶۰ دقیقه‌ای به بحث گروهی در حوزه‌ حالت‌های صحیح شیردهی، مراقبت کانگرویی، نحوه برخورد با قولنج یا کولیک نوزاد و آشنایی و نحوه برخورد با کودک لرزان پرداخته شد. 
گام سوم (ارتقاء عزت نفس از طریق مشارکت آموزشی): طی سه جلسه بحث گروهی ۳۰ الی‌۶۰ دقیقه‌ای از مراجعین درخواست شد در حضور پژوهشگر نکات فرا گرفته شده را به اعضای خانواده خود آموزش دهند، تجارب خود را در اختیار دیگر افراد گروه بگذارند و پرسش‌های پیش آمده برای خود یا اعضای خانواده را در گروه مطرح و پاسخ آن را دریافت کنند. 
گام چهارم (ارزشیابی): در جلسه آخر به بررسی میزان آگاهی و توانایی افراد در انتقال اطلاعات از موارد آموزشی پرداخته شد. همچنین توانمندی افراد تحت پژوهش، توسط پرسش‌نامه توانمندی، شامل سه بعد: درک تهدید، خودکارآمدی و عزت نفس مورد سنجش قرار گرفت. پرسش‌نامه جمعیت‌شناسی و پرسش‌نامه کیفیت زندگی یک بار در بدو ورود به مطالعه و بار دیگر یک ماه پس از اتمام جلسات مداخله تکمیل شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کای‌دو، تی‌مستقل، آنالیز واریانس و ضریب همبستگی اسپیرمن و شاپیرو _ ویلک و با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها نتیجه آزمون کای _ دو نشان داد دو گروه از نظر مشخصات والدین و نوزادان همگن بودند و تفاوت معناداری در دو گروه وجود نداشت (۰/۰۵<P). نمرات توانمندی پایه(خودکارآمدی، عزت نفس، شدت و حساسیت) و کیفیت زندگی نیز قبل از مداخله تفاوت معناداری نداشتند. پس از اجرای مداخله نمره کل کیفیت زندگی(۰/۰۴۱=P)، در گروه آزمایش به‌طور معناداری بیش از گروه کنترل شد. در مقایسه درون‌گروهی نیز نمرات توانمندی(عزت نفس، خودکارآمدی (۰/۰۰۱>P) هر دو گروه و نمرات شدت و حساسیت (۰/۰۰۱>P) صرفاً در گروه آزمایش افرایش معناداری نشان داد. در ابعاد کیفیت زندگی، در بعد روانی (۰/۰۴۲=P)، اجتماعی (۰/۰۰۳=P)، محیطی و کل نمرات (۰/۰۰۱>P) در گروه آزمایش افزایش معناداری وجود داشت. همچنین مقایسه نمرات قبل و بعد در گروه کنترل نشان داد نمره کیفیت زندگی در بعد عملکرد محیطی در گروه کنترل نیز با گذشت زمان بهبود یافته است (۰/۰۰۱>P)، اما این افزایش نسبت به گروه آزمایش معنادار نبود (P>۰/۰۵)
نتیجه‌گیری :این مطالعه نشان داد الگوی توانمندسازی خانواده محور موجب بهبود برخی فاکتورهای کیفیت زندگی شده است، اما برای نتیجه‌گیری قطعی در این زمینه به مطالعات بیشتر‌ی نیاز است. پیشنهاد می‌شود پژوهشگران آینده در زمینه تقویت برنامه توانمندسازی خانواده محور در ابعادی که اثرگذاری کمتری داشته است، مطالعات بیشتری انجام دهند. همچنین استفاده از برنامه توانمندسازی خانواده محور برای کمک به مادران باردار با احتمال زایمان زودرس و بررسی اثرگذاری آن پس از زایمان مورد بررسی قرار گیرد.

حرمت السادات امامزاده قاسمی، فاطمه حاجی بابایی، ابولفضل ثباتی، زهرا نجم زاده، حسن خسروی،
جلد ۳۶، شماره ۱۴۱ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف توانمندسازی ارائه‌دهندگان خدمات سلامت از جمله پرستاران و مدیران پرستاری از اهمیت بالایی برخوردار است. همان‌طورکه کسب تبحر بالینی، هدف نهایی آموزش پرستاری است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه توانمندسازی مدیران رده‌های مختلف پرستاری بر مهارت‌های مدیریتی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی مطالعه حاضر از نوع مداخله‌ایی در مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران انجام شد. مشارکت‌کنندگان پژوهش ۸۴ دانشجوی پرستاری ترم ۸ در ۲ دوره کارآموزی مدیریت پرستاری و نیز ۱۹ مدیر پرستاری بودند. دانشجویان در دو مرحله قبل و بعد (۴۲ نفر)، به روش تخصیص غیرتصادفی و در دو گروه کنترل و آزمون (۴۲ نفر) قرار گرفتند. برنامه توانمندسازی با رویکرد توانمندسازی روان‌شناختی اسپریتزر و به‌صورت کارگاه آموزشی برای مدیران پرستاری انجام شد. سنجش مهارت‌های مدیریتی دانشجویان تحت سرپرستی مدیران هر دو گروه آزمون و کنترل، قبل و بعد از اجرای برنامه‌های توانمندسازی، با استفاده از  پرسش‌نامه مهارت‌های مدیریتی به روش مشاهده و پرسش از مدرسان مربوطه و سرپرستار بخش، مورد سنجش قرار گرفت و نتایج حاصله با استفاده از نرم‌افزار SPSS  نسخه ۱۶ تجزیه‌وتحلیل شدند.
یافته‌ها مهارت‌های مدیریتی دانشجویان پرستاری در مرحله پس از مداخله در گروه آزمون ۰/۴۲۲±۲/۳۴۰ و کنترل ۰/۴۹۸±۱/۹۴۰ بوده است. به این ترتیب برنامه‌های توانمندسازی سبب افزایش ۰/۲۷۴ واحدی (۱۳/۲ درصد)  این متغیر شده است.
نتیجه‌گیری توانمندسازی روان‌شناختی مدیران پرستاری می‌تواند ارتقاء مهارت‌های مدیریتی دانشجویان پرستاری را به دنبال داشته باشد. بنابراین مطالعه حاضر با تشویق مدیران پرستاری جهت شرکت و برگزاری در برنامه های توانمندسازی، توانمندی روان‌شناختی محیط‌های کاری، پرستاران و نیز دانشجویان پرستاری را نیز فراهم سازد. 

سید محمد مهدی پیغمبری، محدثه چوبانی، محمود شیخ فتح الهی، آویسا طبیب، محمد جواد عالم زاده انصاری، فیدان شبانی،
جلد ۳۶، شماره ۱۴۱ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف فرسودگی شغلی کیفیت زندگی، سطح عملکردی و تعهد سازمانی پرستاران را کاهش و قصد ترک شغل را افزایش می‌دهد. مطالعات مختلف نشان داده‌اند که توانمندسازی کارکنان و مشارکت دادن آن‌ها در تصمیم‌گیری‌ها باعث کاهش فرسودگی شغلی می‌شود. رفتارهای توانمندساز مؤثر رهبران باعث احساس توانمندی، استقلال و انگیزه در کارکنان می‌شود. ناظران و مدیران پرستاری نقش بسیار مهمی در توانمندسازی کارکنان دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط رفتارهای توانمندساز رهبران پرستاری با فرسودگی شغلی پرستاران انجام شد.
روش بررسی این مطالعه توصیفی‌همبستگی در سال ۱۳۹۹ در مرکز قلب و عروق شهید رجایی انجام شد. جامعه پژوهش شامل پرستاران شاغل در بخش‌های مراقبت ویژه (سی‌سی‌یو و آی‌سی‌یو) بود. شرکت‌کنندگان ۱۶۵ پرستار بودند که به روش دردسترس انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه رفتارهای توانمندساز رهبران و پرسش‌نامه فرسودگی شغلی ماسلاچ استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۴ انجام شد.
یافته‌ها میانگین و انحراف‌معیار سن پرستاران مورد بررسی ۷/۲۰±۳۶/۷۳ سال بود و پرستاران در محدوده سنی ۲۴ تا ۵۳ سال قرار داشتند. همچنین، ۱۰۴ نفر (۶۳ درصد) از پرستاران مورد بررسی خانم و ۶۱ نفر (۳۷ درصد) آقا بودند. بیشتر پرستاران (۵۹/۴ درصد) متأهل بودند. ضرایب همبستگی پیرسون نشان‌دهنده رابطه معکوس بین نمرات ابعاد پرسش‌نامه رفتارهای توانمندساز رهبران پرستاری و نمرات خستگی عاطفی و مسخ شخصیت پرسش‌نامه فرسودگی شغلی پرستاران بود (P<۰/۰۰۱). همچنین رابطه مستقیم بین نمرات ابعاد پرسش‌نامه رفتارهای توانمندساز رهبران پرستاری و موفقیت فردی دیده شد (P<۰/۰۰۱). 
نتیجه‌گیری براساس نتایج مطالعه حاضر، رفتارهای توانمندساز رهبران در بیمارستان موردمطالعه در حد متوسط بوده است. هرچه رفتارهای توانمندساز رهبران از سطح بالاتری برخوردار باشند، فرسودگی شغلی پرستاران در ابعاد مختلف کاهش پیدا می‌کند. 

Dr فرشته امینی، Mrs سمیه مولایی، pro فرخنده امین شکروی، pro علیرضا حیدرنیا،
جلد ۳۸، شماره ۰ - ( ۱-۱۴۰۴ )
چکیده

زمینه و هدف: شرکت در برنامه های آموزشی توانمندسازی تخصصی پرستاری ( مراقبت های ویژه مراقبت های ویژه قلبی-دیالیز-اورژانس) مهارت های افراد را تغییر می دهد. توانمندسازی پرستاران برای ارائه مراقبت با کیفیت بسیار مهم است. انگیزه و علاقه به انجام کار و دستیابی به اهداف، از مهمترین عوامل تعیین کننده رضایت شغلی کادردرمان است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه آموزشی توانمندسازی پرستاران بر رضایت شغلی آنان بود.
روش تحقیق: روش این پژوهش نیمه آزمایشی، طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه آماری شامل تمام پرستاران شاغل در هشت شهر محروم ایران (اهواز، هرمزگان، زاهدان، ایلام، آبادان، زابل، تربت جام و ایرانشهر) در سال ۹۸-۹۷ بود. برای این مطالعه ۱۲۰ پرستار به روش نمونه گیری هدفمند ( گروه آزمایش) و ۱۲۰ پرستار به روش کاندید ( گروه کنترل) انتخاب شدند (n=۲۴۰) که بر اساس تحصیلات، جنسیت، سابقه کار و سن همتاسازی شدند. برنامه آموزشی تخصصی برای گروه مداخله بر اساس مدل ارزیابی آموزشی کرک پاتریک [۱]ارائه شد، اما گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. معیارهای ورود به مطالعه، سابقه کار زیر ۲۰ سال و استقرار نیروی کار شاغل در بخش‌های ویژه بیمارستان‌ها بود. معیارهای خروج سابقه کار بیش از ۲۰ سال بود. سپس به مدت سه ماه (هر هفته یک ساعت و نیم) برنامه آموزشی اجرا شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از آزمون ANCOVA انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-۱۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: اجرای دوره توانمندسازی آموزشی، میزان رضایت شغلی پرستاران را به طور معنی داری افزایش داد (P>۰,۰۰۱).
نتیجه‌گیری: آموزش توانمندسازی باعث افزایش انعطاف پذیری و رضایت شغلی و انگیزه در پرستاران و افزایش بهره وری در فرصت های شغلی چالش برانگیز شد. نتایج این مطالعه می تواند به مقامات و سیاستگذاران مراقبت های بهداشتی کمک کند تا عوامل موثر بر مهارت ها و عملکرد پرستاران را شناسایی کنند و برنامه‌های آموزش ضمن خدمت مستمر می‌تواند موجب ارتقاء رضایت شغلی پرستاران شود.

[۱] Kirkpatrick Model


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به {نشریه پرستاری ایران} می باشد.

Designed & Developed by : Yektaweb