مقدمه : شب ادراری از اختلالات شایع و مسئله ساز کودکان است که منجر به اختلالات روانی، آشفتگی و اعتماد به نفس پایین در آنان میشود. اشکال در احساس پری مثانه و ظرفیت پایین آن در بسیاری از کودکان شب ادرار وجود دارد. احتمال تسریع در روند تکامل مثانه و پیشگیری از تداوم شب ادراری در صورت اقدام به موقع برای افزایش ظرفیت مثانه وجود دارد.
هدف : تعیین و مقایسه تأثیر تمرین نگهداری ادرار بر ظرفیت مثانه کودکان دو گروه سنی ۵-۴ سال و بزرگتر از ۵ سال مبتلا به شب ادراری.
نوع پژوهش : این پژوهش از نوع کار آزمایی بالینی بود که در مراکز بهداشتی درمانی غرب تهران انجام گرفت .
نمونه : ۶۰ کودک مبتلا به شب ادراری (۳۰ نفر در گروه سنی ۵-۴ سال و ۳۰ نفر در گروه سنی بزرگتر از ۵ سال) که ظرفیت مثانه آنها کمتر از حد طبیعی بوده است نمونه پژوهش را تشکیل میداد.
نتایج : تمرین نگهداری ادرار، ظرفیت مثانه کودکان را در هر دو گروه سنی ۵-۴ سال و بزرگتر از ۵ سال افزایش داد P=۰,۰۰۰) ) و این تأثیر در دو گروه سنی یکسان بود.
بحث و نتیجهگیری : از تمرین نگهداری ادرار میتوان برای افزایش ظرفیت مثانه کودکان ۱۲-۴ ساله مبتلا به شب ادراری استفاده کرد. پیشنهاد میشود که تأثیر تمرین نگهداری ادرار بر کاهش دفعات شب ادراری نیز مورد بررسی قرار گیرد.
یکی از مشکلات شایع دوران بارداری اختلالات خواب میباشد. علل ایجاد کننده اختلال الگوی خواب متفاوت هستند و یکی از شایع ترین دلایل و عوامل زمینه ساز اختلالات خواب، بارداری، میباشد. اختلالات خواب خود میتواند دلیل و زمینه ساز بسیاری از اختلالات در قبل، حین و بعد از زایمان باشد. این پژوهش با هدف تعیین الگوی خواب و عوامل مؤثر بر آن در سه ماهه سوم بارداری در خانم های باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد در سال ۱۳۸۰ انجام گرفته است.
این پ ژوهش توصیفی و از نوع مقطعی است. اطلاعات با استفاده از فرمهای پرسشنامه و مصاحبه جمعآوری گردید. مقیاس خواب ( Sleep-log ) توسط واحد های پژوهش تکمیل گردید. اطلاعات مربوط به مشخصات دموگرافیک، تاریخچه بارداری فعلی ب ه صورت مصاحبه جمع آوری ش د جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش های آماری توصیفی و استنباطی (جداول توزیع فراوانی، آزمون تی استیودنت و آنالیز واریانس یک طرفه) استفاده شده است .
۳۲۰ زن باردار واجد شرایط پژوهش (مانند: عدم وجود سابقه اختلال خواب در قبل و اوایل بارداری ، عدم مصرف دارو، عدم وجود آنمی و برخی از بیماری های طبی و عدم مصرف زیاد چای و قهوه و...) که در سه ماهه سوم بارداری قرار داشتند و به مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد از شهریور تا آبان ماه ۱۳۸۰ مراجعه کرده بودند، نمونه های این پژوهش را تشکیل داده اند.
نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین نمره کل خواب واحدهای پژوهش ۷۶/۸ ± ۰۵/۲۶، میانگین طول مدت و کیفیت خواب ۸۹/۳ ± ۷۲/۷، میانگین بیخوابی ۸۶/۴ ± ۸۷/۱۲ و میانگین هوشیاری در طول روز ۰۵/۳ ± ۴۶/۵ بود. شایع ترین دلایل احتمالی اختلال خواب، تکرر ادرار ( ۳/۵۶ درصد ) ، کمر درد ( ۱/۴۸درصد ) ، چرخیدن در بستر ( ۵/۴۷ درصد ) کرامپ پا ( ۱/۳۴درصد ) ، عدم تحمل گرما ( ۸/۳۲ درصد ) ، فکر زیاد ( ۶/۳۰ درصد ) ، حرکات جنین ( ۳/۳۰ درصد ) و سوزش سردل ( ۱/۲۹درصد ) بودهاند.
با توجه به این که درصد زیادی از زنان باردار (ب ه ویژه در سه ماهه سوم بارداری) دچار تغییر در الگوی طبیعی خواب و اختلال در آن میشوند و نیز با توجه به این مهم که اختلال خواب میتواند موجب بروز عوارض زیادی در قبل، حین و پس از زایمان گردد ، ضروری است که در دوران بارداری علاوه بر مراقبتهای معمول، برنامهای مدون جهت بررسی ، تشخیص و علت یابی اختلال خواب انجام شود. تا از طریق مشاوره و ارائه برنامههای آموزشی و حمایتی از مادران باردار ، حفظ سلامت جسمی و روانی آن ها مد نظر قرار گیرد.
استفراغ های شدید حاملگی (هیپرامزیس گراویداروم)، وضعیت نادری است که تقریبا ً به میزان یک مورد در ۵۰۰ حاملگی اتفاق می افتد، و با کاهش وزن، کتواسیدوز و اختلال در تعادل الکترولیت های سرم همراه است.
علل استفراغ های شدید حاملگی نامشخص است، افزایش غلظت هورمونی، هیپرتیروئیدیسم گذرا، و مسائل روحی روانی مادر از جمله عواملی است که در ایجاد استفراغ های شدید حاملگی مطرح می باش ن د. پژوهش های اخیر ارتباط معنی دار و محکمی را بین عفونت هلیکو باکتر پیلوری و استفراغ های شدید حاملگی عنوان کرده اند.
امروزه روش های درمانی غیر دارویی در کاهش علائم استفراغ شدید مورد ارزیابی قرار گرفته اند ، طب سوزنی، هیپنوتیزم و استفاده از ریشه گیاه زنجبیل از جمله این روش ها به شمار می آیند.
مراقبت های بهداشت باروری در زنان معلول جسمی حرکتی مانند زنان سالم حائز اهمیت است. با توجه به این که زنان مبتلا به معلولیت های جسمی حرکتی برای دریافت مراقبت های بهداشت باروری دچار موانع گوناگونی می باشند این پژوهش با هدف تعیین مراقبت های بهداشت باروری دریافت شده طی دوران معلولیت در زنان معلول جسمی حرکتی انجام شده است.
پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای بود که به صورت خود گزارش دهی تکمیل گردید. در این پژوهش ۲۴۱ زن معلول جسمی حرکتی ۴۹_۱۵ ساله متأهل عضو جامعه معلولین ایران که به روش سرشماری انتخاب شده بودند، نمونه پژوهش را تشکیل داده اند.
نتایج بیانگر آن بود که ۱/۳ درصد از مجموع نمونه ها (۲۲۳ نفر) که در دوران معلولیت ازدواج کرده بودند، مشاوره جنسی دریافت کرده اند. و ۹/۲ درصد از کل نمونه ها (۲۴۱ نفر) مشاوره جنسی بعد از ازدواج دریافت کرده اند. مراقبت های تنظیم خانواده (به جز اندازه گیری وزن و معاینه دستگاه تناسلی در اولین مراجعه) در کمتر از۵۰ درصد از نمونه ها انجام شده بود. همچنین معاینه در اولین مراجعه بارداری (به جزآزمایش خون و ادرار) در کمتر از ۳۷ درصد انجام گردیده بود. آموزش های دوران بارداری (به جز آموزش تغذیه و شیردهی) توسط کمتر از ۳۵ درصد از زنان مورد مطالعه دریافت شده بود. تمامی مراقبت های دوره ای بارداری (به جز ویزیت دندانپزشکی) در ۷۵_۶۰ درصد از نمونه ها انجام شده بود. انجام آزمایش پاپ اسمیر در ۹/۱۴درصد و آموزش خودآزمایی در ۶/۴ درصد و معاینه پستان توسط کارکنان بهداشتی در ۲/۶ درصد نمونه ها انجام شده بود و هیچ کدام از زنان دارای سن بیش از۴۰ سال جهت ماموگرافی ارجاع نشده بودند.
طبق یافته های این پژوهش، درصد پایینی از زنان معلول جسمی حرکتی مراقبت های بهداشت باروری را دریافت کرده بودند. لذا توصیه می شود این مسئله مورد توجه سیستم بهداشتی و درمانی و سازمان بهزیستی کشور قرار گیرد و تسهیلات لازم برای انجام این مهم فراهم شود. همچنین بررسی موانع دسترسی زنان معلول جسمی حرکتی به مراقبت های بهداشت باروری ضروری به نظر می رسد.
زمینه و هدف: امروزه سپردن سالمندان به سرای سالمندان سیر صعودی دارد. درک اینکه چرا چنین مکانی اغلب بوسیله سالمندان به،عنوان «آخرین نشانه شکست» در نظر گرفته می شود، اهمیت دارد. زیرا این نوع نگرش اثر منفی بر سازگاری مقیمان سالمند در هنگام مواجهه با این چالش میگذارد. درک چگونگی تجارب احساسی سالمندان، برای ادامه زندگی در سرای سالمندان اهمیت دارد. هدف پژوهش، توصیف تجارب روحی سالمندان در فراینداسکان سرای سالمندان بوده و سؤال کلی پژوهش، ساختار و معنی تجارب روحی سالمندان در فراینداسکان در سرای سالمندان چگونه است؟، میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه از روش فنومنولوژی که رویکردی کیفی است، استفاده شده است. نمونه ها از میان سالمندان مقیم در سراهای سالمندان خصوصی و دولتی در شهر اصفهان انتخاب گردیدند. نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده وتا اشباع اطلاعات که در آخر تعداد شرکت کنندگان به ۱۰ نفر رسید، ادامه یافت.پژوهشگر از یادداشت برداری زمینه ای هم در تکمیل فرایند جمعآوری داده ها بهره گرفت. روش کلایزی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات بکار رفته و استحکام این مطالعه بر اساس دو معیار اطمینان پذیری وباور پذیری بوده است.
یافته ها: یافته های حاصل از تجارب احساسی سالمندان، شامل ۷۰ کد، ۱۵ زیر مفهوم و۲ مفهوم اصلی بودند. از مجموع یافتههای این پژوهش،۲ مفهوم کلی (اجزاء ساختاری تجربه) استخراج شدند که عبارتند از: احساسات در متن زندگی در سرای سالمندان و احساسات بدو پذیرش.
نتیجه گیری: در این مطالعه، سالمندان نسبت به نقل مکان و اقامت در سرای سالمندان احساسات مختلطی داشتند. به عبارتی هر سالمند با توجه به زمینه ای که قبلاً در آن زندگی می کرده و توقعات خود، دیدگاه متفاوت و تجارب منحصر بهفردی از سکونت در سرای سالمندان داشت و به بیان نیازها، انتظارات، احساسات و تجارب روحی اش پرداخت. انتظار می رود که به حمایت اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی سالمندان توجه شود و مؤسسات، پرورش جسم، ذهن و روح سالمندان را بخشی از مراقبت کلی در نظر گیرند، زیرا با محدود کردن مراقبت ها به نیازهای جسمی، منکر حق سالمندان به داشتن فرصت هایی برای زندگی با معنی، با هدف و امید خواهیم شد
زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس (MS) از اختلالات دمیلینالیتو مزمن و پیشرونده سیستم عصبی مرکزی است که اکثراً قشر فعال جامعه را درگیر می سازد. با ارزیابی کیفیت زندگی بیماران میتوان برخی از ناتوانیهای ایجاد شده را بهبود بخشید و تواناییهای باقیمانده را نیز ارتقاء بخشید. این مطالعه با هدف تعیین کیفیت زندگی بیماران عضو انجمن MS مازندران طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی بود. جامعه پژوهش را بیماران عضو انجمن MS مازندران تشکیل میدادند. نحوه نمونهگیری به صورت سرشماری انجام گرفت. ۱۰۱ عضو داوطلب وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها جهت تعیین کیفیت زندگی، پرسشنامه استاندارد ۳۶ SF- بود. این پرسشنامه دارای ۳۶ سؤال است و قبلاً در بسیاری کشورها از جمله ایران تعیین اعتبار شده است و از پایایی بالایی برخوردار است (ضریب آلفای کرونباخ ۷۷ درصد تا ۹۰ درصد) علایم بالینی و شدت بیماری با گرفتن شرح حال و انجام معاینه عصبی توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب و با استفاده از معیارنمرهبندی وضعیت ناتوانی به صورت گسترده ( EDSS Expanded disability status scale or ) تعیین و ثبت شد.
یافته ها: نتایج نشان داد،۷۴ درصد بیماران، زن و ۲۶ درصد ، مرد بودند، محدوده سنی بیماران ۱۸-۶۰ سال
۳۱/۸ ± ۲۷/۳۳، سن شروع بیماری ۱۲-۵۴ سال ۰۳/۸ ± ۱۲/۲۷ بود. در ۷ درصد بیماران سابقه خانوادگی MS وجود داشت. میانگین نمره سلامت عمومی (بر مبنای ۱۰۰) ۲۲/۱۰ ± ۳۴/۴۱، میانگین نمره سلامت جسمی ۲۵/۳۰ ± ۷۵/۵۴، میانگین نمره سلامت روحی ۰۳/۲۲ ± ۲۵/۵۳ میانگین نمره شادابی ۴۴/۲۴ ± ۷۵/۵۴ و میانگین نمره رابطه اجتماعی ۹۶/۲۰ ± ۶۲/۵۶ و میانگین نمره درد جسمی ۶۸/۳۱ ± ۷۵/۳۵ بود.
نتیجه گیری: در این بررسی کیفیت زندگی بیماران عضو انجمن MS مازندران در تمام شاخص ها در حد متوسط بود. این امر میتواند ناشی از خفیف بودن بیماری در اکثر بیماران مورد بررسی، پایین تر بودن سن شروع و کوتاه تر بودن دوره بیماری بوده باشد.
زمینه و هدف: در سراسر جهان، جمعیت سالمندان رو به رشد می باشد. پیشبینی می شود که ۴۰ درصد افراد بالاتر از ۷۵ سال، نیاز به خدمات مراقبتی وسیع در اواخر زندگی پیدا کنند. کشورهای دارای جمعیت بالایی از سالمندان، سیاستهای مراقبت طولانی مدت برای سالمندان را به وجود آورده اند. در ایران نیز سپردن سالمندان به سرای سالمندان روند صعودی دارد. تجربه استقلال و ارزشمندی سالمندانی که در این اماکن زندگی می کنند، اهمیت دارد. بیقدرتی منتهی به از دست دادن امید، احساس افسردگی و استرس می شود. قدرت بخشیدن سالمندان می تواند کیفیت زندگی و احساس رفاه آنها را افزایش دهد . هدف این مطالعه توصیف چگونگی تجربه بی قدرتی سالمندان مقیم سرای سالمندان بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه کیفی از روش فنومنولوژی با کاربرد نمونه گیری مبتنی بر هدف در میان سالمندان مقیم در سراهای سالمندان خصوصی و دولتی در شهر اصفهان انجام شد. نمونهگیری تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت و تعداد نمونه ها به ۱۰ شرکت کننده رسید. دادهها با مصاحبههای عمیق جمع آوری شدند. محققین در تکمیل فرایند جمعآوری دادهها از یادداشت برداری در عرصه ( Field notes ) نیز استفاده کردند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش کلایزی ( Colaizzi's method ) استفاده شد. استحکام مطالعه بر اساس دو روش باورپذیری و انتقال پذیری ( Transferability and credibility ) بود. هدف مطالعه، توصیف چگونگی تجربه بی قدرتی سالمندانی است که در سرای سالمندان زندگی میکنند. سؤال اصلی پژوهش عبارت بود از، ساختار و معنی تجربه بیقدرتی سالمندان مقیم در سرای سالمندان چگونه است؟
یافتهها: سه تم اصلی که همان اجزای ساختاری تجربه بیقدرتی هستند، از دادهها استخراج گردیدند، که شامل: ۱) تحمل اجباری، ۲) در انتظار فرصتی برای خروج، ۳) محدود شدن اختیار بود.
نتیجه گیری: در این مطالعه برخی شرکت کنندگان فقدان توانایی در تغییر شرایط و تحمل اجباری را بیان کرده اند که مفهوم بیقدرتی از آن استنباط گردید. انتقال به سرای سالمندان منبعی از ترس و اضطراب در اواخر زندگی است. قدرت بخشیدن به سالمندان بستری در مؤسسات را می توان با دخالت دادن سالمند در تصمیم گیری در مراقبت و جنبه های دیگر زندگی در این اماکن ، انجام داد. علاوه بر این، نیازهای جسمی، روحی و معنوی سالمندان بایستی با مراقبتی همه جانبه انجام داد، زیرا صرفاً با توجه به نیازهای جسمی آنها، نمی توان امید به داشتن زندگی امیدوار کننده، با معنی و هدفمند در سراهای سالمندان داشت.
زمینه و هدف: سکونت در سرای سالمندان عمده ترین نقل مکان تأثیرگذار بر سالمندان است. محققین دریا فتهاند که حمایتهای اجتماعی، سالمندان را در مقابل اثرات مضر استرس محافظت کرده و رفاه احساسی و جسمی را در آنها ارتقا میدهد. این مطالعه با هدف توصیف برداشت سالمندان از کیفیت حمایت اجتماعی در مدت اقامتشان در سرای سالمندان صورت گرفت سؤال اصلی پژوهش ساختار و معنی تجارب سالمندان از حمایت اجتماعی در سرای سالمندان چگونه است؟، بود.
روش بررسی: در این مطالعه، روش فنومنولوژی همراه با چند مصاحبه عمیق با سالمندان در طی دوره ایی ۹ ماهه انجام شد. نمونهگیری مبتنی بر هدف بوده وتا اشباع اطلاعات که در آخر، تعداد شرکتکنندگان به ۱۰ نفر رسید، ادامه یافت. روش کلایزی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات بهکار رفته و استحکام این مطالعه بر اساس دو معیار اطمینان پذیری وباور پذیری بوده است.
یافتهها: یافته ها، شامل ۸۰ کد ،۵ زیر مفهوم و۲ مفهوم اصلی بودند. دو مفهوم اصلی بهدست آمده از دادهها عبارت بودند از: ۱- حمایت غیر رسمی در سرای سالمندان، ۲- حمایت رسمی در سرای سالمندان، که هر کدام بنو به خود دارای زیر موضوعهایی بودند.
نتیجهگیری: در این مطالعه بهطور کلی سه عنصر مهم از دیدگاه سالمندان شامل کارکنان، سایر مقیمان و خانواده اهمیتی به سزا در زندگی سالمند داشته و شبکه حمایت اجتماعی را برای سالمندان فراهم میکردند. در مطالعه حاضر سالمندان مقیم درجات متفاوتی از ارتباط با خانواده و دوستان و سایرین و احساس حمایت از جانب آنها را بیان داشتند. تمام شرکتکنندگان ملاقات سایر مردم را دلگرم کننده و حمایتگر دانستند.
زمینه و هدف: بازاندیشی از شیوه های بنیادی آموزش است که درارتقاء سطح آگاهی و مهارت درموقعیت های بالینی موثر شناخته شده است است. نظر به اهمیت تأکید بر روشهای فعال و دانشجو محور در یادگیری و لزوم مشارکت فراگیران در فرآیند آموزش جهت کسب توانمندیها و شایستگی های حرفه ای مطالعه حاضر با هدف تعیین دیدگاه دانشجویان پرستاری نسبت به بازاندیشی در آموزش بالینی انجام شده است.
روش بررسی : مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی یک گروهی پس آزمون می باشد. جامعه مورد مطالعه،۳۵ نفر از دانشجویان پرستاری سال آخر پرستاری مشغول به گذراندن کارآموزی در عرصه پرستاری کودکان بوده اند که به روش سرشماری در مطالعه شرکت داشتند. از دانشجویان خواسته شد که به مدت ۴ هفته بر عملکرد خود در محیط بالینی بازاندیشی نمایند. بعد از پایان تجربه نظرات دانشجویان در ابعاد مختلف نسبت به فرآیند بازاندیشی مورد بررسی قرار گرفت. ابزار مورد استفاده پرسشنامه خود ایفا بود که نظرات دانشجویان را در ۴ حیطه فردی، زمان، مکان و سازمان مورد سنجش قرار می داد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های میانگین وانحراف معیار و آزمون t استفاده شد.
یافته ها: بالاترین امتیاز موافق مربوط به حیطه فردی بود( ۲/۲ ± ۹/۱۳ ). نظرات دانشجویان نسبت به بازاندیشی نشان داد که ۳/۸۴ درصد آنان این روش را در افزایش حس توانمندی و اعتماد به نفس موثر می دانند. در بررسی نظرات دانشجویان در تمامی ابعاد با سن ارتباط معنادار مشاهده شد(۰۵/۰ P< ). و بین معدل تحصیلی با نمرات حیطه فردی و علاقه مندی به رشته پرستاری ارتباط معنادار وجود داشت (۰۵/۰ P< ) و همچنین بین نظرات دانشجویان در بعد مکان و معدل تحصیلی ارتباط معنی دار مشاهده شد (۰۵/۰ P< ).
نتیجه گیری کلی : بازاندیشی از دیدگاه دانشجویان پرستاری منجر به بهبود توانمندی و اعتماد به نفس آنان می شود، لذا استفاده از این روش در آموزش بالینی دانشجوی ان رشته پرستاری توصیه می شود.
زمینه و هدف: تغذیه مادران در طول بارداری عامل کلیدی در تضمین سلامت مادر و کودک است. دریافت انواع مواد غذایی به میزان مناسب جهت تامین نیازهای مادر و جنین ضروری است. هدف از این پژوهش تعیین وضعیت تغذیه مادران باردار به تفکیک گروههای غذایی و عوامل مرتبط با آن بود.
روش بررسی : مطالعه حاضر از نوع توصیفی بود و به روش مقطعی انجام شد. گروه هدف ۱۰۳۶ مادر باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر قم بود که به روش سهمیهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بسامد خوراک ۲۴ ساعته بود. کفایت دریافت گروههای غذایی با استفاده از شاخص [۱۰۰ ´ (تعداد واحد مصرف شده تقسیم بر تعداد واحد توصیه شده)] محاسبه شد. مقادیر کمتر از ۸۰، ۱۰۰-۸۰ و بالای ۱۰۰ به ترتیب کمتر، برابر و بیشتر از نیاز روزانه در نظر گرفته شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۵/۱۱ با روشهای آمار توصیفی و آزمون مربع کای صورت گرفت.
یافتهها : در (۳/۶۵ درصد) مادران باردار مصرف نان و غلات، در(۷/۴۵ درصد) دریافت گوشت و حبوبات، تخم مرغ، مغزها، در(۵/۶۸ درصد ) مصرف شیر و لبنیات و در(۴/۵۷ درصد) آنان مصرف مواد متفرقه کمتر از میزان سفارش شده بود.استفاده از میوه ها و سبزیجات در ۸/۶۵ درصد مادران بالاتر از میزان مورد نیاز روزانه بود. مصرف میوه و سبزیجات در سه ماه دوم بارداری (۰۱/۰= p ) بالاتر بود. بین دریافت گوشت و حبوبات، شیر و لبنیات و میوه ها و سبزیجات با شغل و سطح تحصیلات رابطه معنی دار وجود داشت(۰۵/۰ > p ).
نتیجه گیری کلی : آموزش و حمایت مادران باردار برای دریافت کافی مواد غذایی خصوصاً در گروههای شاغل و خانواده های کم درآمد ضروری است.زمینه و هدف: اضطراب یکی از شایع ترین و مهم ترین واکنش های روانی بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی می باشد که تأثیر بسیار منفی بر سیر بیماری و مرحله بهبودی جسمی و روحی بیماران دارد. مطالعه حاضر با هدف، مقایسه تأثیر شیوه های مختلف آموزش بر کاهش میانگین اضطراب آشکار در بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه تجربی است که در آن ۶۶ بیمار مبتلا به سکته حاد قلبی بستری در بخش «سی سی یو» بیمارستان کامکار- عرب نیا قم به طور مستمر بر حسب معیارهای ورود انتخاب و سپس با تخصیص تصادفی در سه گروه آموزش چهره به چهره، پمفلت و لوح فشرده قرار گرفتند. ابزار گرد آوری داده ها شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه اضطراب آشکار اسپیل برگر بود. در این مطالعه، میانگین اضطراب قبل و بعد از مداخله بیماران در هر سه گروه به تفکیک اندازه گیری و سپس با هم مقایسه شد. از SPSS نسخه شماره ۱۱,۵ و آزمون های کای اسکوئر، تی زوجی، آنالیز واریانس یکطرفه، کولموگروف – اسمیرنوف، و آزمون لون جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های مختلف آموزش موجب کاهش معنی دار میانگین اضطراب بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی شده است (۰۰۰/۰ = P ) ، هر چند این سه شیوه آموزش هیچگونه تفاوتی باهم در مورد کاهش میانگین اضطراب آشکار بیماران نداشتند(۰۵/۰< P ).
نتیجه گیری کلی: یافته های مطالعه موید آن است که شیوه های مختلف آموزش در کاهش اضطراب آشکار بیماران مبتلا به سکته حاد قلبی موثر است؛ بنابراین استفاده از هر سه روش قابل توصیه استزمینه و هدف: پرسنل پرستاری همواره در خطر اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با کار قرار دارند و حمل و جابجایی بیمار عامل خطر اصلی در بروز این اختلالات می باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی ناشی از جابجایی بیمار در پرسنل پرستاری بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی ۴۰۰ پرستار شاغل در ۷۵ بخش از ۱۱ بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز که بطور تصادفی انتخاب شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند . داده ها با استفاده از پرسشنامه های ویژگی های دموگرافیک، نوردیک و چک لیست ارزیابی انتقال بیمار PTAI) ) گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ انجام گرفت. برای بررسی اختلاف شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در سطوح مختلف شاخص ارزیابی انتقال بیمار PTAI) ) از "آزمون کای دو" استفاده شد. نسبت شانس ابتلا به اختلالات نیز برای سطوح مختلف شاخص مربوطه محاسبه شد.
یافته ها: میانگین سن و سابقه کار افراد مورد مطالعه به ترتیب برابر با ۴۴/۶ ± ۷۸/۳۰ و ۷۵/۵ ± ۹۲/۶ سال و میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی ۲/۸۸% بدست آمد. نتایج ارزیابی خطر اختلالات اسکلتی- عضلانی به روش PTAI نشان داد که ۴% از کل افراد در سطح خطر ۱، ۵/۸% در سطح خطر ۲ و ۵/۸۷% در سطح ۳ شاخص PTAI قرار دارند. نتایج نشان داد که وقوع علائم این اختلالات در پرسنل پرستاری مورد مطالعه با شاخص PTAI دارای ارتباط معنی دار است (۰۰۱/۰> p ).
نتیجه گیری کلی: با توجه به یافته های مطالعه، روش ارزیابی PTAI می تواند به عنوان شیوه ای مفید جهت تشخیص و ارزیابی خطر اختلالات اسکلتی- عضلانی ناشی از جابجایی بیمار در پرسنل پرستاری مد نظر قرار گیرد.
زمینه و هدف: صلهرحم به معن ا ی ارتباط دوستانه و حمایتی با ارحام جسمانی روحانی از طریق رشد و تقویت شبکه حمایت اجتماعی بر توانایی افراد برای مواجهه با اختلالات روانی و جسمانی ناشی از سالمندی تاثیر میگذارد. با توجه به اینکه تحولات اجتماعی جوامع امروزی موجب تغییر جایگاه سالمندان در جامعه و خانوادهها شده است مطالعه ای با هدف بررسی وضعیت صلهرحم جسمانی و روحانی سالمندان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی ۳۰۰سالمند با روش نمونهگیری خوشهای از شهر قم در سال۱۳۹۰ شرکت کردند. پرسشنامه خودساخته صلهرحم جسمانی و روحانی استفاده شد. روایی پرسشنامه با روش اعتبار محتوی و پایایی آن نیز با استفاده از روش انسجام و تناسب داخلی آلفا کرونباخ (۸۶/۰) تعیین شد . اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش۱۸ و آمار توصیفی، آزمونهای t-test ، آنالیز واریانس، کروسکال-والیس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بالاترین نمره میانگین صله رحم مربوط به صله رحم با پیامبر و ائمهمعصومین (۰۰/۳۲) و خانواده (۴۷/۳۰) بود. صلهرحم با خانواده با وضعیت اقتصادی، منبع درآمد، ابتلا به بیماری مزمن و نحوه زندگی سالمند ، صله رحم با خویشاوندان و دوستان با تحصیلات، صله رحم با پیامبر و ائمه معصومین با تاهل، تحصیلات، منبع درآمد و نحوه زندگی وصله رحم با علما و سادات با تحصیلات و وضعیت تاهل ارتباط معنیداری داشت (۰۵/۰> P ).
نتیجهگیری کلی: سالمندان بهترین روابط صلهرحمی را با پیامبر و ائمه معصومین و خانوادههایشان داشتند و ارتباط با اقوام و دوستان بخصوص علما و سادات ضعیف بود. پیشنهاد میشود، مطالعاتی کیفی برای شناسایی علل ضعف صلهرحم در سطح جامعه و اثرات صلهرحم بر سلامتی انجام شود.
چکیده زمینه وهدف: در سال های اخیراستفاده از رایانه در هر کاری ضروری شده و کمتر حرفه ای را می توان یافت که در آن برای انجام وظایف از رایانه استفاده نشود . یکی از شایع ترین شکایات کاربران رایانه، مشکلات چشمی است . هدف از این مطالعه تعیین فراوانی انواع شکایات چشمی در کاربران رایانه یکی از شرکت های نفتی آبادان است. روش بررسی: نوع مطالعه توصیفی مقطعی است که به صورت تصادفی ساده روی ۱۹۹ نفر ازکاربران رایانه انجام شده است. داده ها ازطریق پرسشنام ه های دموگرافیک، خستگی چشمی و ارگونومی محیط کار با رایانه جمع آوری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش ۱۹ و روش های آمار توصیفی و کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نمونه ها شامل ۷۸ زن و۱۲۱مرد با دامنه سنی ۳۰ - ۴۰ سال بودند که به طور متوسط ۲۱ تا ۴۰ ساعت در هفته از رایانه استفاده می کردند . فراوانی شکایات چشمی در کاربران به ترتیب شامل تار دیدن مانیتور۲/۴۴ درصد، سرگیجه در هنگام نگاه کردن به مانیتور۷/۴۱ درصد، اشک آلود شدن و اشک ریزش چشمی در حین کار با مانیتور۷/۳۸ درصد، احساس سوزش چشم۲/۳۸ درصد و احساس خشکی چشم۲/۳۸ درصد می باشد. بین خستگی چشمی با سن (۰۱۴/۰=P-value)، ساعت کار با رایانه (۰۰۴/۰= P-value)، شرایط کار (۰۰۱/۰= P-value)، وضعیت صندلی (۰۳/۰= P-value) و وضعیت مانیتور (۰۲/۰= P-value) رابطه معنی دار آماری مشاهده شد. نتیجه گیری کلی: نتایج این مطالعه فراوانی بالای شکایات چشمی در کاربران رایانه را نشان می دهد و تأثیر شرایط نامناسب محیط کار را در بروز این شکایات مطرح ساخته و لزوم اصلاح شرایط ارگونومیک محیط کار را بیان می کند. |
چکیده
زمینه و هدف: احترام به شأن و منزلت انسان به عنوان یکی از اصول اخلاقی، وظیفه حرفهای هر پرستار است. مطالعات حاکی از این واقعیت است که شأن و منزلت بیماران در محیطهای مراقبتی مورد توجه قرار نمیگیرد. بر همین اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت رعایت شأن و کرامت بیماران بستری از دیدگاه پرستاران صورت گرفت.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی- تحلیلی است که در سالهای ۱۳۹۱ -۱۳۹۲ در بیمارستانهای شهر اصفهان صورت گرفته است. در این مطالعه ۳۶۸ نفر از پرستاران به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. دادهها از طریق پرسشنامه پژوهشگر ساخته، با مقیاس لیکرت و در ابعاد میزان رعایت حریم، استقلال و ارتباط توام با احترام جمعآوری و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بر اساس یافتههای حاصل از این پژوهش از میان مولفههای مربوط به شأن بیمار، رعایت استقلال بیماران از دیدگاه پرستاران (با میانگین ۵۳/۰ ± ۴۳/۲ و نمره ۸۲%) مطلوبتر و رضایت بخشتر بود و بعد از آن رعایت اصول ارتباط توأم با احترام (با میانگین ۳۵/۰ ± ۴۰/۲ و نمره ۷۹% ) قرار داشت و کمترین میانگین را رعایت حریم بیماران (۵۲/۰ ± ۳۴/۲) دارا بوده است که با نمره ۷۶% در سطح نسبتا مطلوب قرار داشت.
نتیجهگیری کلی: این مطالعه نشان داد که مودبانه و محترمانه بودن لحن مراقبین بهداشتی، استفاده از زبان مناسب و اصطلاحات قابل فهم، پاسخ گویی به سئوالات بیمار و سپردن مراقبتهای اختصاصی به پرستار هم جنس با بیمار، نیازمند توجه ویژهای از سوی کارکنان تیم درمانی و بویژه پرستاران میباشد.
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به {نشریه پرستاری ایران} می باشد.
Designed & Developed by : Yektaweb