جستجو در مقالات منتشر شده


۸ نتیجه برای زارعی

فروغ رفیعی، سیمین شمسی خانی، محمد رضا زارعی، حمیدرضا حقانی، سهیلا شمسی خانی،
جلد ۲۵، شماره ۷۸ - ( آبان ۱۳۹۱ )
چکیده

  زمینه و هدف: مطالعات مختلفی در مورد فرسودگی شغلی پرستاران صورت گرفته است اما بافت اجتماعی و فرهنگی سازمان های مراقبتی و در راستای آن مشخصه های فردی پرستاران شاغل در این سازمان ها می تواند دانش جدیدی را در مورد این مقوله سازمانی ایجاد نماید. بر این اساس مطالعه حاضر در نظر دارد پس از تعیین فراوانی و شدت فرسودگی شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اراک، ارتباط این ابعاد را با عوامل فردی پرستاران مشخص نماید.

  روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی- همبستگی است. نمونه پژوهش ۲۰۰ پرستار بودند که با روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای با تخصیص متناسب و با توجه به شرایط پذیرش انتخاب شدند. ابزار مطالعه شامل پرسشنامه اطلاعات فردی و اجتماعی، و پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاچ وجکسون بود. داده ها با استفاده از امار توصیفی و آزمون های آماری تی مستقل، کای اسکوئر، آنالیز واریانس یک طرفه و تحت نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

  یافته ها: نتایج نشان داد که (۵/۳۹ % ) و (۳۷%) پرستاران به ترتیب سطح بالای فراوانی وسطح پائین شدت تحلیل عاطفی را تجربه کرده اند. ( ۷۵% ) و (۷۰ %) از پرستاران به ترتیب سطوح بالای فراوانی و شدت عدم موفقیت فردی را گزارش نمودند و (۴۷% ) و (۴۵%) از پرستاران به ترتیب سطح پائین فراوانی با شدت ضعیف مسخ شخصیت را نشان دادند. بر اساس یافته ها بین فراوانی تحلیل عاطفی با جنس ارتباط معنی دار وجود داشت (۰۱/۰ P = )؛ همچنین بین شدت تحلیل عاطفی با جنس نیز ارتباط معنی دار وجود داشت(۰۵/۰ P = ). بعلاوه بین مسخ شخصیت در بعد شدت، با سن ارتباط معنی دار وجود داشت (۰۴/۰ P = ).

  نتیجه گیری کلی: شناسایی منابع استرس زای محیط کار به منظور پیشگیری و کاهش تحلیل عاطفی و اتخاذ تدابیری در جهت فراهم کردن شرایط ارتقاء و کسب تجربه موفقیت های فردی برای پرستاران اراک توصیه می شود.


حسن محمودی، ادریس حسن پور، مرادعلی زارعی پور، حیدر حسین پور، پرشنگ شریفی سقزی، توحید بابازاده،
جلد ۲۹، شماره ۹۹ - ( اردیبهشت و تیر ۱۳۹۵ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: ارتقاء سلامت فرایند توانمندسازی افراد برای افزایش کنترل و بهبود سلامتی‌شان است و بروز رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، تاثیر قابل توجهی در بهبود سلامت، بهره‌وری و کیفیت زندگی نیروی انسانی در محل کار دارد. این مطالعه با هدف مقایسه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت پرستاران با کارکنان بهداشتی و اداری انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، ۱۸۰ نفر از کارکنان پرستاری، بهداشتی و اداری با استفاده از روش نمونه‌گیری آسان از بیمارستان امام خمینی و مراکز بهداشتی در شهرستان سقز، جهت مقایسه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت شرکت کردند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه جمعیت شناختی و نیم رخ سبک زندگی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت جمع آوری شد و با استفاده از آزمون‌های آماری آنالیز واریانس یکطرفه، آنالیز چند متغییره و تی مستقل بوسیله نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین کل نمرات رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در میان سه گروه (۴۸/۰± ۶۸/۲) بود. بیشترین نمره رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت مربوط به کارکنان مراکز بهداشتی بود که در مقایسه با دو گروه دیگر از لحاظ آماری اختلاف معنی داری داشت (۰۵/۰>P). در میان حیطه‌های رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت نیز بیشترین نمره کل مربوطه به حیطه‌های تغذیه و رشد معنوی و کمترین نمره نیز مربوط به حیطه فعالیت فیزیکی بود. همچنین یافته‌ها نشان داد که نوع شغل و سطح تحصیلات ارتباط معنی داری با رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دارند(۰۵/۰>P).

نتیجه‌گیری کلی: اگرچه میانگین نمره کل رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در میان سه گروه مورد مطالعه در سطح مطلوب بود اما این مطلوبیت بایستی در همه حیطه‌های آن خصوصا بعد فعالیت فیزیکی نیز مدنظر قرار گیرد.


منصور بیرامی، مجید محمود علیلو، عاطفه زارعی، شیرین زینالی،
جلد ۳۰، شماره ۱۰۵ - ( اردیبهشت ۱۳۹۶ )
چکیده

چکیده

مقدمه و هدف : زایمان، یکی از تجارب مهم زندگی مادران است که گاهی توام با مشکل می‌باشد. هدف مطالعه‌ی حاضر، مقایسه دلبستگی پس از تولد و سلامت عمومی در مادران دارای سابقه زایمان‌های آسان، دشوار و زودرس بود.

روش بررسی: روش پژوهش توصیفی تحلیلی مقطعی و از نوع علی‌ـ مقایسه‌ای و جامعه آماری پژوهش تمامی مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی دولتی شهر تبریز بودند. از مادران مراجعه کننده، ۱۸۰ نفر به صورت نمونه گیری غیراحتمالی ودر دسترس انتخاب شده و پرسشنامه‌های دلبستگی پس از تولد و سلامت عمومی را تکمیل نمودند. داده‌های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین سه گروه زایمان آسان، دشوار و زودرس در دلبستگی پس از تولد تفاوت معنی‌دار وجود دارد (۳/۳۲F=، ۰۰۱>۰=P). همچنین نتایج نشان داد که بین سه گروه زایمان آسان، دشوار و زودرس در سلامت عمومی و مولفه‌های آن در سطح تفاوت معنی‌دار وجود دارد (۷/۵۹F=، ۰۰۱>۰=P).

نتیجه‌گیری کلی: با توجه به یافته‌های این مطالعه می‌توان چنین نتیجه گرفت که تجربه‌ی زایمان زودرس و دشوار بر رابطه‌ی بین مادر- کودک و سلامت عمومی مادر تاثیر منفی می‌گذارد.


مهدی عبدالکریمی، مراد علی زارعی پور، حسن محمودی، سعید دشتی، رضا فاریابی، احسان موحد،
جلد ۳۰، شماره ۱۰۵ - ( اردیبهشت ۱۳۹۶ )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت یکی از معیارهای عمده تعیین کننده سلامت می‌باشد. امروزه اعتقاد بر این است که افراد برای این که بتوانند در تغییر رفتار و ارتقای سلامت خود موفق باشند، باید از خودکارآمدی لازم برخوردار باشند. هدف این مطالعه تعیین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و ارتباط آن با خودکارآمدی در بهورزان شهرستان ارومیه می‌باشد.

روش بررسی‌: این مطالعه با روش توصیفی تحلیلی، روی ۳۰۱ بهورز خانه‌های بهداشت مراکز بهداشتی درمانی روستایی شهرستان ارومیه در سال ۱۳۹۳ صورت گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه‌ای مشتمل بر خصوصیات جمعیت شناختی، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت(Health Promoting Lifestyle Profile-II) و خودکارآمدی عمومی شرر (Sherer) بود. داده‌ها با آزمون‌های آماری کای دو و آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه تحلیل شدند.

یافته‌ها: میانگین نمره کلی رفتارهای ارتقاء دهنده سـلامت در بهورزان (۴/۲۴) ۴/۱۳۶بود. بیشتـرین نمره در بعد مسئولیت پذیری سلامت (۳۷/۷) ۳۷/۳۵ و کمترین نمـره در بعد فعالیت بدنی (۲۶/۵) ۲۵/۱۳ بـدسـت آمد. نتایج این مطالعه نشان داد که بین خودکارآمدی و نمره کلی رفتارهای ارتقـاء دهنـده سـلامت و تمـام زیـر دامنه‌های آن همبستگی مثبت و معنـی‌داری وجود داشـت. (۰۰۱/۰> P) همچنین بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت با سطح اقتصادی، تحصیلات و جنس ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (۰۵/۰> P).

نتیجه‌گیری کلی: با توجه به اهمیت رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در بهورزان و تأثیری که خودکارآمدی بر این رفتارها دارد به نظر میرسد برنامه‌های آموزشی در راستای افزایش خود کارآمدی می‌تواند در تقویت رفتارهای ارتقا دهنده سلامت بهورزان موثر باشد.


نگین لارتی، مژگان جوکار، فاطمه مرکی، اکرم اعرابی، محمدرضا زارعی،
جلد ۳۲، شماره ۱۱۸ - ( تیر ۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوارض جراحی، عفونت محل عمل (SSI) است. رعایت تکنیک آسپتیک از اقدامات مؤثر جهت جلوگیری از SSI است که دانش و عملکرد کاردان‌ها و کارشناسان اتاق عمل، نقش بسزایی در اجرای صحیح آن دارد. هدف مطالعه حاضر، مقایسه دانش و عملکرد کاردان‌ها و کارشناسان اتاق عمل در خصوص رعایت تکنیک آسپتیک است.
روش بررسی: این مطالعه مقایسه‌ای- مقطعی درسال ۹۷-۱۳۹۶ بر روی ۲۳۵ نفر از کاردان‌ها و کارشناسان اتاق عمل در هشت بیمارستان آموزشی- درمانی شهر اصفهان انجام شد. روش نمونه گیری، طبقه‌ای تصادفی بود. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته جهت سنجش دانش بود که توسط نمونه‌ها تکمیل شد و چک لیستی محقق ساخته نیز با مشاهده عملکرد نمونه‌ها طی سه پروسیجر جراحی توسط پژوهشگر کامل شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با آمار توصیفی و تحلیلی در نرم افزارSPSS نسخه ۲۲ انجام شد.
یافتهها: نمره دانش کاردان‌ها و کارشناسان اتاق عمل در سطح خوب و نمره عملکرد آن‌ها، متوسط بود. میانگین نمره دانش (۰۴۷/۰P=) و عملکرد (۰۱/۰P=) کارشناسان به طور معنی‌داری بیشتر از کاردان‌ها بود. هم در کاردان‌ها (۰۲۷/۰P=) و هم در کارشناسان (۰۳۲/۰P=)، بین نمرات دانش و عملکرد رابطه مستقیم وجود داشت.
نتیجه‌گیری کلی: یافته‌ها نشان داد افزایش دانش کاردان‌ها و کارشناسان اتاق عمل در خصوص تکنیک آسپتیک می‌تواند بهبود عملکرد آن‌ها را به دنبال داشته باشد. لذا امید می‌رود یافته‌های این پژوهش، منجر به اعمال نظارت دقیق‌تر بر عملکرد مراقبین درمانی به منظور همگام کردن دانش و عملکرد آنها با یکدیگر شود.همچنین با توجه به بالاتر بودن نمره دانش و عملکرد کارشناسان اتاق عمل، بهتر است کاردان‌ها به ادامه تحصیل تشویق شوند. علاوه بر این اجرای برنامه‌های آموزشی کارآمد، به منظور بهبود عملکرد کارکنان اتاق عمل باید مورد توجه قرار گیرد.

آلیس خاچیان، محمدرضا زارعی، حمید حقانی، فاطمه خانی،
جلد ۳۳، شماره ۱۲۴ - ( تیر ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: جامعه ایرانی به لحاظ تاریخی دارای بافت چند قومیتی، فرهنگی، زبانی و مذهبی بوده، که این امر در میان مراجعین نظام خدمات سلامت نیز به چشم می‌خورد. با توجه به اهمیت مراقبت، به عنوان مهم‌ترین جزء اقدامات پرستاری و از سویی وجود تفاوت‌های فرهنگی در کشور ایران، و این که بیماران از شهرهای مختلف کشور با فرهنگ‌های متفاوت به مراکز درمانی در شهرهای بزرگ از جمله تهران مراجعه می‌کنند و پرستاران باید در برنامه‌ریزی مراقبت پرستاری اطلاعات ضروری در مورد وضعیت فرهنگی، اجتماعی و قومیتی بیمار به عنوان بخشی از حرفه پرستاری داشته باشند، ضروری به نظر رسید که پژوهشی با هدف تعیین ارتباط شایستگی فرهنگی پرستاران با رفتارهای مراقبتی آن‌ها در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال ۱۳۹۸ انجام شود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی با مشارکت ۲۰۰ پرستار شاغل در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران در شهر تهران که به صورت چند مرحله‌ای خوشه‌ای انتخاب شدند، انجام شد. جمع آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه شایستگی فرهنگی Perng و Watson و پرسشنامه رفتارهای مراقبتی CBI-۴۲ از ابتدای آبان ماه تا آخر دی ماه ۱۳۹۸ انجام شد. داده‌ها پس از جمع آوری، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ با آزمون تی مستقل، ANOVA و ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین نمره شایستگی فرهنگی پرستاران ۰۲/۱۵ ± ۲۷/۶۶ و میانگین نمره رفتارهای مراقبتی پرستاران ۴۳/۰ ± ۲۸ /۵ بود. بیشترین نمره میانگین شایستگی فرهنگی مربوط به بعد حساسیت فرهنگی (۵۰/۶۰) وکمترین نمره میانگین مربوط به بعد دانش فرهنگی (۲۵/۵۶) بود. کمترین نمره میانگین رفتارهای مراقبتی مربوط به بعد احترام قائل شدن برای دیگری (۰۹/۵) و بیشترین نمره میانگین مربوط به بعد دانش و مهارت حرفه‌ای (۴۳/۵) بود. به طور کلی بین شایستگی فرهنگی پرستاران مورد پژوهش و رفتارهای مراقبتی آن‌ها ارتباط معنی‌دار ضعیفی وجود داشت. همچنین بین تمامی ابعاد رفتارهای مراقبتی و شایستگی فرهنگی به غیر از دانش و مهارت و حساسیت فرهنگی (۰۵۸/۰P=) ارتباط معنی‌دار آماری مشاهده شد (۰۵/۰>P). همچنین یافته‌ها نشان داد که افرادی که در بخش اورژانس کار می‌کنند سطح شایستگی فرهنگی بالاتری دارند و افراد متأهل دارای سطح بالاتر رفتارهای مراقبتی هستند.
نتیجه‌گیری کلی: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بین شایستگی فرهنگی پرستاران و رفتارهای مراقبتی آنها ارتباط معنی‌دار ضعیفی وجود دارد. پیشنهاد می‌شود با تقویت آنها از طریق آموزش‌های آکادمیک و ضمن خدمت باعث بهبود ارائه مراقبت‌های پرستاری به مددجویان شد.

مژگان زارعی صالح آبادی، معصومه خیرخواه، نازنین اسماعیلی، شیما حقانی،
جلد ۳۳، شماره ۱۲۵ - ( شهریور ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: بارداری نافرجام تجربه‌ای مخرب و شایع با عوارض جسمی، روانی و شناختی می‌باشد که بر رویکرد و نگرش والدین به والدشدن تأثیر دارد. توانمندسازی با ارتقاء دانش باروری، خودکارآمدی، عزت نفس و خودکنترلی سعی در بهبود نگرش به باروری و فرزندآوری زنان با حاملگی نافرجام دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانمندسازی بر نگرش به باروری و فرزندآوری زنان با سابقه بارداری نافرجام طراحی گردید.
روش بررسی: کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی از دی ۱۳۹۸ تا اردیبهشت ۱۳۹۹بر روی ۸۰ زن با حاملگی نافرجام که با بلوک تصادفی چهار تایی به گروه‌های کنترل و مداخله تخصیص داده شدند در بیمارستان شهید اکبرآبادی تهران انجام شد. برای گروه مداخله، جلسات آموزشی مبتنی بر گام‌های توانمندسازی (درک تهدید، مشکل گشایی، مشارکت آموزشی، ارزشیابی) برگزار شد. قبل و ۶ هفته پس از مداخله مقیاس نگرش به باروری و فرزندآوری Soderberg (AFCSتوسط دو گروه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با SPSS نسخه ۱۶ با آزمون‌های تی مستقل، تی زوجی، آنالیز کوواریانس، مجذور کای و دقیق فیشر  انجام شد. (۰۵/۰P<  معنی‌دار گزارش شد).
یافته‌ها: میانگین نمره نگرش به باروری و فرزندآوری گروه کنترل قبل و بعد از مداخله و گروه کنترل و مداخله قبل از مداخله تفاوت نداشتند. در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تفاوت آماری معنی‌دار بود. بعد از مداخله، میانگین نمره گروه مداخله، به طور معنی‌داری بیشتر از گروه کنترل بود (۰۰۱/۰P<).       
نتیجه‌گیری کلی: حمایت روانی و آموزش به موازات مراقبت جسمی، توسط فردی آگاه و متخصص می‌تواند با توانمندسازی این زنان آسیب پذیر از طریق ارائه اطلاعات صحیح و اصلاح باورهای نادرست مؤثر بوده و با بهبود نگرش به باروری و فرزندآوری باروری سالم را به دنبال داشته باشد

فاطمه محدث، مهری بزرگ نژاد، طاهره نجفی قزلجه، محمد رضا زارعی، شیما حقانی، فریبا جلالی نژاد،
جلد ۳۵، شماره ۱۳۹ - ( دی ۱۴۰۱ )
چکیده

زمینه و هدف بیماری‌های قلبی‌عروقی علت اصلی ۳۰ درصد از کل مرگ‌و‌میرها در سرتاسر جهان را تشکیل می‌دهند. مطالعه حاضر با هدف ارزشیابی اثر آموزش با شبکه‌های مجازی بر اضطراب و رضایتمندی افراد کاندید آنژیوگرافی با استفاده از فیلم و محتوای عکس و متن آموزشی و تلفیق آن با فناوری مبتنی بر گوشی تلفن همراه در بستر اینترنت و شبکه مجازی واتساپ در فضای تعاملی با بیماران انجام شد.
روش بررسی در این مطالعه ارزشیابی، ارزشیابی اثر آموزش با شبکه‌های اجتماعی مجازی بر اضطراب و رضایتمندی افراد کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر مراجعه‌کننده به مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) در بازه زمانی اردیبهشت تا تیر ماه سال ۱۴۰۰ در دو گروه آزمایش (۴۳=n) و کنترل (۴۳=n) بررسی و مقایسه شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامه جمعیت‌شناختی، پرسش‌نامه اضطراب بک و مقیاس آنالوگ دیداری جهت سنجش رضایتمندی بود. داده‌ها با استفاده از آزمون تی مستقل، تی زوجی، آزمون کای دو، دقیق فیشر در نرم‌افزار SPSS نسخه ۱۶ تجزیه‌وتحلیل شد.
یافته‌ها نتایج نشان داد هر دو گروه از نظر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی همگن بودند و بین نمرات اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل قبل از مداخله اختلاف معنا‌دار آماری وجود نداشت (۰/۲۲۹=P). نتایج آزمون تی مستقل حاکی از تأثیر مداخله در کاهش سطح اضطراب آن‌ها بود. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد رضایت از آموزش در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به‌صورت معناداری بیشتر بود (۰/۰۰۱>P). نتایج آزمون تی زوجی نشان داد هم در گروه آزمایش (۰/۰۰۱>P) و هم در گروه کنترل (۰/۰۰۵=P) ) نمرات اضطراب بعد از مداخله نسبت به قبل از آن به‌صورت معناداری کاهش یافته است. مقدار اندازه اثر اضطراب ۰/۹ و اندازه اثر رضایت از آموزش ۱/۸۸ محاسبه شد که نشان‌دهنده اثر بالای مداخله می‌باشد.
نتیجه‌گیری در این پژوهش آموزش با شبکه اجتماعی منجر به کاهش اضطراب و بهبود رضایتمندی در افراد کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر شد؛ بنابراین این مداخله می‌تواند به‌عنوان یک روش در کنار روش‌های رایج آموزش به بیمار در مراکز درمانی توسط پرستاران مورداستفاده قرار گیرد.

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به {نشریه پرستاری ایران} می باشد.

Designed & Developed by : Yektaweb