جستجو در مقالات منتشر شده


۷ نتیجه برای حسن پور ازغدی

کتایون مبردی، سیده بتول حسن پور ازغدی، لیلا امیری فراهانی،
جلد ۳۰، شماره ۱۰۶ - ( تیر ۱۳۹۶ )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: ﺗﺮﺑیت ﺟﻨﺴﯽ یکی از دﺷﻮارﺗﺮین و ﺣﺴﺎس‌ﺗﺮین اﻧﻮاع ﺗﺮبیت در خانوادهﻫﺎ می‌باشد. در این میان میزان آگاهی و نوع نگرش والدین به ویژه مادر بیشترین ﻧﻘﺶ را در تربیت رفتارهای جنسی سالم کودک در سال‌های پیش از مدرسه دارد. مطالعه حاضر به منظور تعیین آگاهی و نگرش مادران نسبت به تربیت جنسی کودکان پیش دبستانی انجام گرفته است.
روش بررسی: در اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ۲۰۰ مادر دارای کودک پیش دبستانی از مراکز سلامت جامعه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران از طریق نمونه گیری چند مرحله‌ای به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا به صورت خودایفا جمع آوری و سپس با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۳ و جداول فراوانی تجزیه و تحلیل شد.   
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین آگاهی مادران ۰۴/۴ ± ۵۶/۲۸ (دامنه نمرات: ۴۰- ۰) و میانگین نگرش آنان ۴۵/۷ ± ۸۵/۴۹ (دامنه نمرات: ۷۵- ۱۵) بود که نشان دهنده میزان آگاهی و نگرش متوسط مادران نسبت به تربیت جنسی کودک پیش دبستانی بود. بین نگرش مادران با سطح تحصیلات ارتباط معنی‌داری وجود داشت (۰۰۱/۰>P ).
نتیجه‌گیری کلی: با توجه به آگاهی و نگرش متوسط مادران نسبت به تربیت جنسی کودکان پیش از دبستان، تدوین محتوای آموزشی مناسب و راهکارهایی جهت افزایش آگاهی و نگرش مادران ضروری به نظر می‌رسد.

سیده بتول حسن پور ازغدی، معصومه سیمبر، ابوعلی ودادهیر، سید علی آذین، لیلا امیری فراهانی،
جلد ۳۱، شماره ۱۱۳ - ( شهریور ۱۳۹۷ )
چکیده

زمینه و هدف: تمرکز اصلی برساخت اجتماعی، نمایان کردن شیوه‏ها و رویه‏هایی است که بر اساس آن افراد و گروه‏ها در خلق معانی و محصولات اجتماعی موجود مشارکت می‏کنند. از آنجا که ناباروری باعث ناتوانایی برای ایفای نقش مورد نظر اجتماعی می‏شود، اغلب با پیامدهای اجتماعی- روانی همراه است. بر این اساس این مطالعه با هدف تحلیل برساخت گرایانه فرایند مواجهه با ناباروری در زنان ناباور ایرانی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کیفی با رویکرد تئوری زمینه‌ای هم ساخت‌گرا است. نمونه‏گیری به صورت مبتنی بر هدف در مرکز ناباروری ولیعصر و ابن سینا در شهر تهران آغاز و به صورت نظری ادامه یافت. داده‏ها با استفاده از مصاحبه نیمه‏ساختار یافته با ۳۰ زن نابارور، مشاهده و یادداشت‏ در عرصه جمع آوری شد. مدیریت داده‌ها به روش چارمز و با نرم افزارMAXQDA۱۰  انجام گرفت.
یافته‏ها: طبق اصول برساخت گرایی اجتماعی با تناسب تغییراتی در هر یک از عناصر برساخت گرایی اجتماعی ناباروری، تغییراتی در سایر عوامل و اثر آنها بر یکدیگر ایجاد شده که خود باعث خلق تجربه‏های متنوعی از ناباروری می‏شود. تحلیل برساخت گرایانه مواجهه با ناباروری حاصل از داده‌های ما نشان داد ناباروری تعامل پیچیده‏ای با روابط اجتماعی، انتظارات و نیازهای اجتماعی دارد، بنابراین پسخوراندهای اجتماعی برای زنان نابارور اهمیت بسیاری دارد. طبق رویکرد برساخت گرایی اجتماعی، مهمترین تصمیمات درباره ناباروری مانند درمان و نوع آن، توقف درمان، فرزندخواندگی و مسائلی از این نوع، تفسیرهای ناباروری از نظر اجتماعی هستند که منعکس کننده‌ی ایدئولوژی و ساختار اجتماعی جامعه‏ا‌ی است که افراد نابارور در آن زندگی می‌کنند.
نتیجه‌گیری کلی: از دیدگاه رویکرد برساخت گرایی اجتماعی، فرایند مواجهه با ناباروری یک سازه اجتماعی است که تحت تاثیر کنشگران متعددی قرار می‌گیرد و عناصر ساختار اجتماعی و فرهنگی نیز نقش مهمی در ایجاد، حفظ و تغییر این فرایند دارند، بنابراین در تدوین سیستم‌های حمایتی برای افراد نابارور باید تمام عوامل و عناصر تأثیر گذار در نظر گرفته شود.

سیده سعیده موسوی، سیده بتول حسن پور ازغدی،
جلد ۳۲، شماره ۱۱۷ - ( اردیبهشت ۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: شناخت ویژگیهای عاطفی، اجتماعی و سلامت روان زنان نابارور می‌تواند در جهت کمک به کیفیت زندگی آنان کمک کننده باشد. در این راستا یکی از مسایل مهم برای تسریع این امر، تعیین بهزیستی روانشناختی است. هدف از رائه این مقاله مروری جامع بر پژوهش‌های انجام شده درباره بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در سراسر ایران است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مروری است. به منظور یافتن مطالعات مرتبط در زنان نابارور ایرانی، جستجو از طریق پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر فارسی زبان شامل: بانک اطلاعات نشریات کشور و پایگاه‌های مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایران و پایگاه‌های انگلیسی زبان شامل: Google Scholar, EMBASE, Web of Science, MEDLINE, Pub Med, Science Direct, Scopus با ترکیبی از کلید واژه‌های: Infertil”, infertility, well-being, “psychological well-being”, ‘Iran’ “women که معادل فارسی آن‌ها به ترتیب زنان نابارور، ناباروری، بهزیستی و بهزیستی روانشناختی و ایران می‌باشد بدون محدودیت زمانی انجام شد. از مجموع ۲۴ مقاله بدست آمده بعد از بررسی دقیق، ۱۲ مقاله که به طور مستقیم در مورد بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در ایران بود، در این مطالعه وارد شدند.
یافته‌ها: با توجه به مرور متون مربوطه، بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در سالهای اخیر نسبت به گذشته افزایش یافته و در شهر‌های بزرگ با قومیت‌های مختلف به ویژه فارس زبان، میانگین بهزیستی روانشناختی نسبت به شهرهای کوچک بیشتر است، در صورتی که مداخلات آموزشی و مشاوره‌ای که به شکل‌های مختلف بر روی بهزیستی روانشناختی زنان نابارور در ایران انجام شده، همه سبب بهبود بهزیستی روانشناختی آنان شده است.
نتیجه‌گیری کلی: گرچه بهزیستی روانشناختی زنان نابارور ایرانی در مطالعات اخیر افزایش یافته است، ولی با توجه به این که بعضی متغیرهای دموگرافیک بر میزان بهزیستی روانشناختی اثر می‌گذارند و بیشتر پژوهش‌های انجام یافته در ایران ارتباط بین متغیرهای دموگرافیک را با بهزیستی روانشناختی در نظر نگرفته است، به نظر می‌رسد، نیاز به مطالعه‌ای توصیفی با حجم نمونه بالا است که بتواند اثر بعضی متغیرهای دموگرافیک مثل تحصیلات، قومیت و محل سکونت را بر متغیر بهزیستی روانشناختی بررسی کند.

طیبه قرایی، لیلا امیری فراهانی، شیما حقانی، سیده بتول حسن پور ازغدی،
جلد ۳۲، شماره ۱۱۹ - ( شهریور ۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: مادربزرگ‌ها افراد کلیدی برای موفقیت در شیردهی هستند. نگرش شیردهی مثبت مادربزرگ یکی از عوامل تأثیرگذار بر مدت شیردهی مادر می‌باشد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مادربزرگ‌ها بر نگرش آنها نسبت به شیردهی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است که بر روی ۶۴ مادربزرگ مادری مراجعه کننده به بیمارستان امیرالمومنین (ع) تهران در سال ۱۳۹۷ انجام شد. مادربزرگ‌های مادری واجد معیارهای ورود، به روش نمونه‌گیری مستمر تا زمان تکمیل حجم نمونه انتخاب شدند. افراد به صورت هفتگی به دو گروه مداخله (۳۲=n) و کنترل (۳۲=n) تخصیص یافتند. در گروه مداخله، مادربزرگ‌های مادری نوزاد به همراه دختران نخست‌زای خود در دو جلسه یک ساعته آموزش شیردهی در بارداری (۳۴-۳۱ هفته) و (۳۷-۳۵ هفته) شرکت داشتند. در گروه کنترل، مادربزرگ‌های مادری آموزشی دریافت نکردند و محتوای آموزشی بعد پایان دو جلسه آموزشی به ایشان تحویل داده شد. مقیاس نگرش شیردهی (Iowa Infant Feeding Attitude Scale) قبل و بلافاصله بعد از آموزش در دو گروه تکمیل شد. داده‌ها با آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافته‌ها: آزمون آماری تی مستقل، تفاوت آماری معنی‌داری در میانگین نمره نگرش شیردهی در زمان قبل مداخله بین دو گروه کنترل و مداخله نشان نداد. هرچند، تفاوت آماری معنی‌داری در میانگین نمره نگرش شیردهی بلافاصله بعد مداخله بین دو گروه کنترل (۵۳/۷ ± ۱۲/۶۰) و مداخله (۳۶/۱ ± ۲۱/۷۴) وجود داشت (۰۰۱/۰>P). به طوری که میانگین نمره کسب شده در گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل بود. به عبارت دیگر آموزش مادربزرگ‌ها باعث افزایش معنی‌دار نمره نگرش شیردهی در گروه مداخله شد.
نتیجه‌گیری کلی: یافته‌ها نشان داد که آموزش شیردهی به مادربزرگ‌ها بر بهبود نگرش آنها نسبت به شیردهی مؤثر است. با توجه به نتایج مطالعه، حضور مادربزرگ‌ها در کلاس‌های آموزش شیردهی در بهبود نگرش آنها نسبت به شیرمادر و ارتقاء تغذیه انحصاری با شیر مادر می‌تواند مؤثر باشد.

سمانه صفری، سیده بتول حسن پور ازغدی، علی اصغر غفاری زاده، لیلا امیری فراهانی،
جلد ۳۳، شماره ۱۲۶ - ( آبان ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: بیشتر شواهد علمی اشاره به تأثیر منفی ناباروری بر روابط زوجین دارند، لذا ممکن است توجه به ابعاد بخشودگی و عوامل مرتبط به آن برای زوجین نابارور مفید باشد، بر این اساس مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین ابعاد بخشودگی و عوامل مرتبط با آن در زوجین نابارور انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی است که بر روی ۲۰۰ زوج نابارور با علت ناباروری زنانه در مرکز ناباروری امید رویان در شهر اراک به روش نمونه‌گیری مستمر انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه مشخصات جمعیت شناختی و ناباروری و ابزار پرسشنامه سنجش بخشش در خانواده جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: میانگین نمره بخشودگی در زنان و مردان به ترتیب ۸۹/۴ ± ۳۸/۶۴ و ۱۶/۶ ± ۱۴/۶۴  بود. بیشترین میانگین نمره درحیطه‌های بخشودگی، هم در زنان و هم مردان مربوط به حیطه احساس بهبودی به ترتیب ۸۴/۱ ± ۱۰/۱۴ و ۱۸/۲ ± ۹۴ /۱۳ و کمترین میانگین نمره مربوط به حیطه تصدیق خطا برای زنان و مردان به ترتیب ۷۵/۱ ± ۸۰/۱۰ و ۳۴/ ۱ ± ۵۸/۱۰ بود. بین بخشودگی زنان نابارور با بخشودگی همسرانشان ارتباط معنی‌دار مثبتی وجود داشت (۰۰۱/۰p< و ۴۴/۰r=). از بین متغیرهای مورد بررسی، بخشودگی در زنان نابارور با متغیرهای تحصیلات زن و مرد، شغل زن و وضعیت منزل مسکونی و بخشودگی همسران آنها فقط با تحصیلات مرد، شغل مرد و تعداد تعداد بارداری به شکست انجامیده در ارتباط بود.
نتیجه‌گیری کلی: نتایج نشان داد بین میانگین نمره بخشودگی زنان و مردان تفاوتی وجود نداشت و یکسری متغیرهای جمعیت شناختی و ناباروری با بخشودگی در زنان نابارور و همسران آنها در ارتباط بود که توجه به این متغیرها می‌تواند در تهیه و تدوین برنامه‌های مشاورهای یا آموزشی مبتنی بر بخشودگی کمک کننده باشد.
مریم قراچه، زهرا مزاری، سیده بتول حسن پور ازغدی، شیما حقانی، شهدخت آزادی،
جلد ۳۳، شماره ۱۲۷ - ( دی ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: دوره شیرخوارگی مهم‌ترین زمان برای شکل گیری عواطف و رشد هیجانی فرد است و دلبستگی مادر- شیرخوار از اهمیت ویژه‌ای در این مقطع برخوردار است. به نظر می‌رسد یکی از عوامل مرتبط با دلبستگی مادر به شیرخوار، خشونت خانگی باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط خشونت خانگی با دلبستگی مادر به شیرخوار در شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش مقطعی بود که بر روی ۳۲۰ نفر از مادران مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال ۱۳۹۸ انجام شد. روش نمونه‏گیری چند مرحله‌ای بود. ابتدا مراکز جامع سلامت به دو طبقه (غرب و شمال غرب) تقسیم شدند. سپس از هر منطقه دو مرکز به صورت تصادفی ساده انتخاب گردید و ۳۲۰ نفر از مادران مراجعه کننده واجد معیارهای ورود به صورت مستمر انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیت شناختی و باروری، مقیاس دلبستگی مادر به شیرخوار (MAI) و مقیاس فنون تعارض CTS۲)) استفاده شد. داده‌ها از طریق آمار توصیفی و آزمون‌های مجذور کای، تی مستقل و آنالیز واریانس در نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‏ها: از میان مادران مورد مطالعه ۸/۵۳ درصد خشونت در حیطه مذاکره، ۷/۲۴ درصد خشونت جسمی، ۶/۷۵ درصد خشونت روانی، ۵/۱۲ درصد خشونت جنسی و ۶/۳۱ درصد خشونت منجر به صدمه را تجربه کرده بودند. بین دو گروه خشونت دیده و ندیده در خشونت کلی (۰۱۰/۰p=) و حیطه‌های مذاکره (۰۱۴/۰p=)، خشونت جسمی (۰۴۳/۰p=)، خشونت روانی (۰۱۴/۰p=) و خشونت منجر به صدمه (۰۱۰/۰p=) به جز حیطه خشونت جنسی (۳۵۶/۰p=) از نظر نمره دلبستگی مادر- شیرخوار تفاوت وجود داشت.
نتیجه‏گیری کلی: خشونت خانگی با دلبستگی مادر- شیرخوار ارتباط داشت و دلبستگی مادر- شیرخوار در مادرانی که خشونت دیده بودند، کمتر بود. توجه بیشتر مسئولین و سیستم‌های مراقبتی به سلامت روانی مادران از طریق شناسایی، مشاوره و اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه و حمایتی به موقع از طریق سهیم نمودن و مشارکت فعال پدران در مراقبت‌های جسمی و عاطفی کودکان شیرخوار ضروری است تا با کاهش خشونت خانگی، سلامت روانی اعضاء خانواده و دلبستگی مادر به شیرخوار ارتقاء یابد.

مریم امینی، مریم قراچه، سیده بتول حسن پور ازغدی، شیما حقانی،
جلد ۳۵، شماره ۱۳۸ - ( آبان ۱۴۰۱ )
چکیده

زمینه و هدف بارداری یک حالت فیزیولوژیک است که با تغییرات جسمی و روانی فراوانی همراه است. هم‌زمان شدن بارداری با دوران نوجوانی که یک دوره بحرانی در زندگی فرد محسوب می‌شود، ممکن است کیفیت زندگی زنان را تحت تأثیر قرار دهد. از این جهت، این مطالعه با هدف تعیین کیفیت زندگی در زنان باردار نوجوان مراجعه‌کننده به مراکز خدمات جامع سلامت اراک در سال ۱۳۹۹ انجام شد. 
روش بررسی این مطالعه یک پژوهش مقطعی بود که بر روی ۲۱۷ نفر از زنان باردار نوجوان مراجعه‌کننده به مراکز جامع سلامت شهری اراک در سال ۱۳۹۹ انجام شد. روش نمونه‌گیری به‌صورت چندمرحله‌ای بود. برای گردآوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌های اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامه کیفیت زندگی در دوران بارداری استفاده شد. برای توصیف داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی و برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون‌های تی مستقل، تحلیل واریانس و آزمون همبستگی پیرسون در نسخه ۲۲ نرم‌افزار SPSS استفاده شد. سطح معنا‌داری کمتر از ۰/۰۵ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها میانگین سنی زنان باردار مورد مطالعه۱/۴۲±۱۷/۸۶ سال بود. میانگین و انحراف‌معیار نمره کیفیت زندگی ۰/۵۶±۱/۸۳ بود که بالاتر از حد متوسط است. زنان باردار نوجوان مورد پژوهش در حیطه عملکرد روانی کیفیت زندگی، بالاترین نمره (با میانگین ۲/۰۰) و در حیطه عملکرد اجتماعی، پایین‌ترین میانگین نمره (با میانگین ۱/۵۰) را کسب کردند. از بین متغیر‌های جمعیت‌شناختی، تحصیلات مادر نوجوان باردار، تحصیلات همسر و وضعیت اقتصادی و از میان مشخصات باروری، برنامه‌ریزی‌شده و بدون برنامه‌ریزی بودن بارداری ازنظر مادر و همسرش با کیفیت زندگی ارتباط معنا‌دار آماری داشت. 
نتیجه‌گیری نتایج مطالعه نشان داد میانگین نمره کیفیت زندگی و هریک از حیطه‌های آن در زنان باردار نوجوان بالاتر از حد متوسط است. همچنین کیفیت زندگی در نوجوانان بارداری که خود و همسرشان تحصیلات بالاتری داشتند، از وضعیت اقتصادی مطلوب‌تری برخوردار بودند و تجربه بارداری خواسته از طرف خود و همسرشان داشتند، بالاتر بود.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به {نشریه پرستاری ایران} می باشد.

Designed & Developed by : Yektaweb