جلد 36، شماره 141 - ( اردیبهشت 1402 )                   جلد 36 شماره 141 صفحات 93-80 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Omidi A, Ahmadi V, Valizadeh R. Comparing the Effects of Emotion Regulation Training and Mindfulness-based Cognitive Therapy on the Resilience and Self-compassion of Women With Irritable Bowel Syndrome. IJN 2023; 36 (141) :80-93
URL: http://ijn.iums.ac.ir/article-1-3657-fa.html
امیدی آیدا، احمدی وحید، ولیزاده رضا. مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان با شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری و شفقت به خود در زنان مبتلایان به سندرم روده تحریک‌پذیر. نشریه پرستاری ایران. 1402; 36 (141) :80-93

URL: http://ijn.iums.ac.ir/article-1-3657-fa.html


1- گروه روانشناسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.
2- گروه روانشناسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران. ، vahid_ahmadi20@yahoo.com
3- گروه روانپزشکی، دانشکده پزشکی، واحد ایلام، دانشگاه علوم پزشکی، ایلام، ایران.
متن کامل [PDF 6743 kb]   (141 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (619 مشاهده)
متن کامل:   (162 مشاهده)
مقدمه
در چارچوب نظری ایمنی‌شناسی عصبی‌روانی و درون‌ریزشناسی، ارتباط پیچیده‌ای بین عوامل متعدد روان‌شناختی، عصب‌شناختی و تغییرات سیستم ایمنی در بروز نشانگان روده تحریک‌پذیر وجود دارد. سندرم روده تحریک‌پذیر، یک اختلال کنشی گوارشی شایع است که با دردهای شکمی و تغییر در عادات روده‌ای مشخص می‌شود و در غیاب یک نابهنجاری ساختاری مشخص رخ می‌دهد [1]. شیوع این سندرم بسته به ملاک‌های تشخیصی قابل استفاده متفاوت است، اما به‌طور کلی حدود 10 تا 15 درصد از جمعیت را تحت تأثیر قرار می‌دهد [2]. پژوهش‌های مختلف بر نقش مجموعه‌ای از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی در پدیدآیی ویژگی‌های بالینی و شدت سندرم روده تحریک‌پذیر تأکید کرده‌اند [3]. براساس این مکانیسم آسیب‌زایی سندرم روده تحریک‌پذیر به درستی شناخته‌شده نیست، اما نقش احتمالی فعالیت‌های غیرطبیعی حسی‌حرکتی روده، اختلال عملکرد اعصاب مرکزی، اختلالات روانی، التهاب مخاطی، استرس و عوامل داخل مجرای روده‌ای مطرح است [4-6]. یکی از ابعاد مهم روان‏شناختی در بیماران گوارشی که تحت تأثیر میزان استرس و ادراک ناشی از آن قرار دارد، تاب‏آوری است. 
تاب‏آوری، یکی از مهم‏ترین توانایی‏های انسان است که باعث سازگاری مؤثر با بیماری می‏شود و در طب و روان‏شناسی نشان‏دهنده‏ مقاومت جسمانی و بهبود خودانگیخته و توانایی برقراری مجدد تعادل هیجانی در موقعیت‏های تنش‏زا است.درواقع، به ویژگی‏ هایی اشاره می‌کند که در سرعت و میزان بهبود بعد از رویارویی با تنش مشارکت دارند [7]. تاب‌آوری، میزان توانایی سازگاری افراد در رویارویی با استرس‌ها را نشان می‌دهد. در محیط‌های استرس‌زا عده‌ای به‌راحتی قادرند از پس این موقعیت برآیند و بدون عارضه خاصی مشکل را برطرف کنند یا آن را پشت سر بگذارند [8]. هر اندازه ظرفیت تاب‌آوری بالاتر باشد، به همان اندازه شخص قادر است سلامت روان خود را در سطح بهتری نگه دارد و به شیوه مثبت، سازگارانه و کارآمد به حل و فصل استرس‌های خود بپردازد. درحقیقت تاب‌آوری با گرفتن نتایج مثبت از شرایط استرس‌زا ارتباط دارد. فقدان تاب‌آوری می‌تواند در بروز رفتارهای پرخاشگرانه زودهنگام مؤثر باشد. همچنین فرایندهای تنظیم هیجان نقش کلیدی در افزایش تاب‌آوری دارند [9]. 
عامل روان‏شناختی مهمی که در بیماران مزمن طبی ازجمله مبتلایان به بیماری‏های گوارشی مطرح است، شفقت به خود می‏باشد. در زمان بروز دشواری‌ها و رویدادهای منفی، شفقت به خود می‌تواند به‌عنوان یک موضع مثبت نسبت به خود بسیار سازنده و مؤثر باشد. شفقت به خود، یعنی افراد همان مهربانی و مراقبتی که به دیگران دارند، حین تجربه سختی‌ها به خودشان نیز داشته باشند و بنابراین متغیر است که ارتباط تنگاتنگی با سلامت روان دارد [10]. شفقت به خود موجب می‌شود افراد با افزایش ظرفیت درون فردی برای پذیرش اشتباهات و نقصان‌های خود و درک محدودیت‌های مربوط به شرایط به این موضوع پی ببرند که برای هیچ انسانی کمال مطلق دست یافتنی نیست و به جای سرزنش و تحقیر کردن خود به خاطر ناشایستگی و ناکامی، دیدگاهی گرم و پذیرا به خود داشته باشند [11]. 
ازجمله درمان‌هایی که می‌تواند بر تاب‌آوری و شفقت به خود تأثیرگذار باشد، درمان مبتنی بر آموزش ذهن‌آگاهی و آموزش تنظیم هیجان است. ذهن‌آگاهی یعنی بودن در لحظه با هر آنچه که در اینجا و اکنون است، بدون قضاوت و اظهارنظر درباره آنچه اتفاق می‌افتد. در درمان مبتنی بر ذهن‌آگاهی مراجعان یاد می‌گیرند که چطور با افکار و احساس‌های غیرمنطقی خود رابطه برقرار کنند و بر محتوای افکار خود متمرکز شوند و آن‌ها را تغییر دهند [12 ,13]. شناخت درمانی ذهن‌آگاهی عناصری از شناخت درمانی را به درمان می‌افزاید که در آن دیدگاه تمرکززدایی، افکار فرد را تسهیل می‌کند. این نوع رویکرد تمرکز زدا در مورد هیجانات و حس‌های بدنی هم به کار می‌رود. در این روش به افراد آموزش داده می‌شود که افکار و احساسات خود را به‌عنوان قسمتی از خودشان یا انعکاسی از واقعیت در نظر بگیرند [14]. از سوی دیگر تنظیم هیجان به توانایی فهم هیجان‌ها و تعدیل تجربه و ابراز هیجان‌ها اشاره می‌کند [15]. تنظیم‏هیجان شامل همه راهبردهای آگاهانه و غیرآگاهانه‏ای می‏شود که برای افزایش، حفظ و کاهش مؤلفه‏ های هیجانی، رفتاری و شناختی یک پاسخ هیجانی به کار برده می‏شود و به توانایی فهم هیجانات، تعدیل تجربه و ابراز هیجانات اشاره می‌کند. ازاین‌رو آموزش تنظیم شناخت هیجان را می‌توان روش‌شناختی مدیریت اطلاعات هیجانی تحریک‌شده دانست [16]. 
بررسی متون و پژوهش‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد که تنظیم هیجان عامل مهمی در تعیین سلامتی و داشتن عملکرد موفق در تعامل‌های اجتماعی است و نقص در آن با اختلال‌های درون‌ریز همچون افسردگی و اضطراب و استرس و اختلال‌های برون‌ریز مانند ناسازگاری و رفتار پرخاشگرانه ارتباط دارد [17]. درمجموع درمان‏های مختلفی که از تکنیک‏های شناختی‌ رفتاری استفاده کرده‏اند یا در ترکیب با درمان ذهن‏آگاهی استفاده شده‏اند حاکی از نقش ذهن‏آگاهی در بهبود علائم جسمانی، اضطراب و استرس ناشی از بیماری‏های مزمن طبی است، اما تاکنون در فرهنگ بومی ایران پژوهشی که به‏طور مستقیم به آزمون اثربخشی آموزش ذهن‏آگاهی مبتنی بر شناخت‏درمانی و مقایسه‏ تأثیر آن با برنامه‏ آموزش تنظیم‏ هیجان بر وضعیت روان‏شناختی بیماران دارای مشکلات دستگاه گوارش پرداخته باشد، یافت نشد و باتوجه‌به غنی بودن فرهنگ بومی ایران برای تجربه ذهن‏آگاهی، خلأ چنین پژوهشی دیده می‏شود.
 باتوجه‌به شیوع بالای سندرم روده تحریک‌پذیر در بین اقشار مردم که سلامت آن‌ها را دچار اختلال می‌کند و همچنین باتوجه‌به اینکه افراد مبتلا به این بیماری علائم مهمی از اختلالات روان‌شناختی و آشفتگی روانی را در خود گزارش می‌دهند و درنهایت خلأ‌های پژوهشی دررابطه‌با بیماران مبتلا به اختلال سندرم روده تحریک‌پذیر، ضرورت انجام پژوهش از این دست را بیان می‌کند و استفاده از نتایجی که از این پژوهش‌ها به دست می‌آید درزمینه پیشگیری و درمان مشکلات همراه با سندرم روده تحریک‌پذیر از ضرورت‌های مهم در هر کشوری است و هرگونه مطالعه، تشخیص و شناسایی، پیشگیری و درمان در این قلمرو بسیار ارزشمند می‌باشد. بنابراین، سؤال پژوهش حاضر این است که آیا بین اثربخشی آموزش تنظیم‏هیجان با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری و شفقت به خود در مبتلایان به سندرم روده تحریک‌پذیر تفاوت وجود دارد؟

روش بررسی
روش پژوهش حاضر تحقیق کاربردی (مداخله‌ای) است که با روش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری تحقیق را تمامی بیماران زن مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر در شهر ایلام که در سال 1398-1399 به مطب خصوصی پزشکان متخصص داخلی مراجعه کردند، تشکیل می‌دهند. در این پژوهش 60 نفر از افراد جامعه با استفاده از روش خوشه‌ای ساده  انتخاب شدند (از بین مطب‌های متخصصین 3 مطب، از هر مطب مراجعه‌کنندگان مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر و از بین آن‌ها کسانی که سابقه بیمارستانی و بستری شدن داشته‌اند، انتخاب شدند). براساس رضایت آگاهانه، از بین بیماران مراجعه‌کننده به مطب 60 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب و پس از همتاسازی براساس ویژگی‏های جمعیت‏شناسی (سن و تعداد سال‌های درمان) در 3 گروه (20 نفر تحت آموزش تنظیم هیجان، 20نفر تحت ذهن‏آگاهی مبتنی بر شناخت‏درمانی و 20 نفر هم گروه کنترل) جایگزین شدند. جهت تعیین حجم نمونه از معادله برآورد حجم نمونه فلایس استفاده شد. در استفاده از معادله برآورد حجم نمونه فلایس، براساس پژوهش‏های پیشین، 1/61=σ و 4/507=2d و 0/90=Power و 0/05=α درنظر گرفته شد. براساس معادله، حجم نمونه 12/07 به‏دست آمد که برای اطمینان برای هر گروه 20 نفر در نظر گرفته شد. 
ملاک‌های ورود به مطالعه شامل دامنه سنی 20 الی 50 ساله، تشخیص سندرم روده تحریک‌پذیر توسط متخصص گوارش، دریافت درمان دارویی زیر نظر پزشک متخصص (داروهای SSRI و گوارشی)، سابقه درمان‏های روان‏شناختی طی 3 ماه گذشته، رضایت به شرکت در پژوهش و داشتن سواد کافی جهت تکمیل پرسش‌نامه‏های خودگزارشی بود و همچنین ملاک‏های خروج نیز عبارت بودند از: غیبت بیش از 2 جلسه از شرکت در جلسات برنامه آموزشی، تکمیل ناقص ابزارهای پژوهش، نداشتن رضایت و تمایل آگاهانه برای ادامه شرکت در پژوهش. 
ابزارهای به‌کار گرفته‌شده در پژوهش شامل تاب‌آوری کونور– دیویدسون و شفقت به خود نف (2003) بوده است. 

پرسش‌نامه تاب‏آوری
 پرسش‌نامه تاب‌آوری کونور–دیویدسون توسط دو نظریه‌پرداز مشهور این حوزه یعنی کونور و دیویدسون (2003) با مرور منابع پژوهشی 1979-1991 حوزه تاب‌آوری ساخته شده است. پرسش‌نامه تاب‌آوری کونور و دیویدسون 25 عبارت دارد که در یک مقیاس لیکرتی بین صفر (کاملاً نادرست) تا 4 (همیشه درست) نمره‌گذاری می‌شود. بنابراین طیف نمرات آزمون بین صفر تا 100 قرار دارد. نمرات بالاتر بیانگر تاب‌آوری بیشتر آزمودنی است. در بررسی پایایی، کونور و دیویدسون ضریب آلفای کرونباخ مقیاس تاب‌آوری را 0/89 گزارش کرده‌اند. همچنین ضریب پایایی حاصل از روش بازآزمایی در یک فاصله 4 هفته‌ای 0/87 بوده است. این مقیاس در ایران توسط محمدی هنجاریابی شده است. وی برای تعیین پایایی مقیاس تاب‌آوری کونور و دیویدسون از روش آلفای کرونباخ بهره گرفته و ضریب پایایی 0/89 را گزارش کرده است. در مطالعات آهنگ‏زاده رضایی و رسولی، پایایی و روایی این ابزار تأیید شده است. در پژوهشی که توسط سامانی، جوکار و صحراگرد در بین دانشجویان صورت گرفت، پایایی آن را 0/93 گزارش کردند. پایایی پرسش‌نامه در پژوهش حاضر از روش آلفای کرونباخ برابر با 0/87 بدست آمد. 

پرسش‌نامه شفقت به خود نف 
 این مقیاس را نف در سال 2003 تدوین کرده است و دارای 26 گویه و 6 زیرمقیاس مهربانی با خود، قضاوت خود، اشتراکات انسانی، انزوا، ذهن‌آگاهی و همانندسازی فزاینده است. روش نمره‏گذاری مقیاس به‌صورت لیکرت 5 درجه‏ای (1=تقریباً هرگز تا 5=تقریباً همیشه) انجام می‏شود و گویه‌های 1، 2، 4، 6، 8، 11، 13، 16، 18، 20، 21، 24 و 25 دارای نمره‌گذاری معکوس می‌باشند. دامنه نمرات زیرمقیاس مهربانی با خود (5-25)، قضاوت خود (5-25)، اشتراکات انسانی (4-20)، انزوا (4-20)، ذهن‌آگاهی(4-20) و همانندسازی فزاینده(4-20) می‌باشد که نمره بالاتر سطح بالاتر شفقت خود و نمره پایین‌تر سطح پایین‌تر شفقت خود را نشان می‌دهد. سازنده مقیاس پایایی کل آن را با روش ضریب آلفای کرونباخ 0/87 و زیرمقیاس‏های آن را در دامنه‏ای بین 0/70 الی 0/91 گزارش کرده است. در ایران نیز ویژگی‏های روان‏سنجی این مقیاس در مطالعات متعدد تأیید شده است. در پژوهش خسروی و همکاران ضریب آلفا برای نمره کلی مقیاس 0/76 است. همچنین ضرایب آلفای کرونباخ برای خرده‌مقیاس‌های مهربانی با خود، قضاوت نسبت به خود، اشتراکات انسانی، انزوا، بهشیاری یا ذهن اگاهی و همانندسازی افراطی به‌ترتیب 0/81، 0/79، 0/84، 0/85، 0/80 و 0/83 می‌باشند. پایایی پرسش‌نامه در پژوهش حاضر با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه و برابر با 0/85 به دست آمد. 

بسته آموزشی تنظیم هیجان
 برنامه مداخله‌ای تنظیم هیجان به آزمودنی‌های گروه آزمایشی اول شامل 8 جلسه هفتگی 90 دقیقه‌ای (1 جلسه در هفته) مطابق محتوای جدول شماره 1 آموزش داده شد.


مداخلات توسط متخصص و درمانگر مرتبط انجام شده که جلسات آموزشی به شیوه گروهی بر مبنای بحث و گفتگو بوده است (جدول شماره 1).

بسته آموزشی شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی
 برنامه مداخله‌ای شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی به آزمودنی‌های گروه آزمایشی دوم شامل 8 جلسه هفتگی 90 دقیقه‌ای (جلسه در هفته) به شرح زیر آموزش داده شد (جدول شماره 1).
برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در نسخه 23نرم‌افزار SPSS، از آمار توصیفی نظیر میانگین و انحراف‌معیار و از آمار استنباطی نظیر آزمون شایپرو ویلک برای بررسی نرمال بودن داده‌ها و تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر استفاده شده است. 

یافته‌ها
براساس اطلاعات جدول شماره 2، میانگین سنی زنان و تعداد سال‌هایی که تحت درمان بوده‌اند، به تفکیک گروه‌های آموزشی ارائه شده است.


میانگین سنی زنان در گروه برنامه مداخله‌ای تنظیم هیجان 36/5 سال، گروه مداخله‌ای شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی 38 سال و در گروه کنترل 37/5 سال  و همچنین میانگین تعداد سال‌هایی که افراد تحت درمان بوده‌اند در گروه برنامه مداخله‌ای تنظیم هیجان 4/75 سال، گروه مداخله‌ای شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی 5/1 سال و در گروه کنترل 4/7 سال بوده است. 
نتایج آزمون آماری تی مستقل در جدول شماره 3 نشان داد که میانگین نمره تاب‌آوری قبل از آزمایش تفاوت معناداری بین گروه‌ها وجود ندارد، اما بعد از آزمایش بین گروه‌ها تفاوت معناداری بود.


آزمون آماری تی زوجی نشان داد بین میانگین نمره شفقت به خود  قبل و بعد از آزمایش در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری دارد، اما براساس آزمون تی زوجی در گروه کنترل در میانگین نمره تاب‌آوری و شفقت به خود تفاوت آماری معناداری یافت نشد. 
استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مستلزم رعایت چند پیش‌فرض اولیه است. مهم‌ترین پیش‌فرض‌های استفاده از این آزمون عبارت‌اند از: آزمون نرمال بودن توزیع نمرات و بررسی همگنی واریانس‌ها (آزمون لون) و همگونی کواریانس. 
براساس یافته‌های به‌دست‌آمده از آزمون شاپیرو ویلک شرط برابری واریانس‌های درون‌گروهی و نیز توزیع نرمال بودن داده‌ها برقرار است. باتوجه‌به نتایج آزمون لون، پیش‌فرض برابری واریانس‌ها در متغیرهای پژوهش تأیید می‌شود. همچنین آزمون ماچلی نیز تأیید می‌شود. در صورتی که مقدار احتمال یا سطح معنا‌داری آزمون از احتمال خطای اول بیشتر یا برابر باشد، دلیلی بر رد فرض صفر وجود ندارد. پس باتوجه‌به تأیید و رعایت مهم‌ترین پیش‌فرض‌های استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر، می‌توان به بررسی فرضیات پژوهش پرداخت. 
براساس یافته‌های به‌دست‌آمده در جدول شماره 4، تفاوت بین نمرات تاب‌آوری و شفقت به خود و مؤلفه‌های آن (مهربانی با خود، قضاوت نسبت به خود، اشتراکات انسانی، انزوا، بهشیاری یا ذهن‌آگاهی و همانندسازی افراطی) در مراحل پژوهش معنادار است.


همچنین میانگین نمرات این متغیرها در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری دارد و بین آموزش‌های انجام‌شده بر روی مبتلایان به سندرم روده تحریک‌پذیر تفاوت معناداری وجود دارد و این بدان معناست که حداقل یکی از گروه‌ها تأثیر معناداری داشته است. همچنین نتایج به‌دست‌آمده در جدول شماره 2، حاکی از تفاوت معنادار بین نمرات تاب‌آوری و شفقت به خود و مؤلفه‌های آن در مراحل پژوهش است. میزان اتا نیز بیانگر میزان تأثیر آموزش بر روی گروه‌ها بوده است و به این میزان متغیرهای وابسته تحت تأثیر گروه‌های آزمایش تغییر می‌کنند. میزان تأثیر یا تفاوت تاب‌آوری در گروه‌ها برابر با 89 درصد می‌باشد، یعنی 89 درصد تفاوت‌های فردی در نمرات پس‌آزمون تاب‌آوری مربوط به تأثیر درمان می‌باشد. میزان تأثیر یا تفاوت شفقت به خود و مؤلفه‌های آن (مهربانی با خود، قضاوت نسبت به خود، اشتراکات انسانی، انزوا، بهشیاری یا ذهن‌آگاهی و همانندسازی افراطی) در گروه‌ها برابر با 0/859 (0/9، 0/859، 0/596، 0/823، 0/804 و 0/945) می‌باشد، یعنی 85/9 درصد (90، 85/9، 59/6، 82/3، 80/4 و 94/5 درصد) تفاوت‌های فردی در نمرات پس‌آزمون شفقت به خود و مؤلفه‌های آن مربوط به تأثیر درمان می‌باشد. 
نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی برای هم سنجی زوجی گروه‌ها در جدول شماره 5 نشان داد که هر دو گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل با اثربخشی معناداری در افزایش تاب‌آوری و شفقت به خود همراه بودند.


همچنین آموزش شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی در مقایسه با گروه آزمایشی آموزش تنظیم هیجانی اثربخشی بیشتری بر تغییرات افزایش تاب‌آوری و شفقت به خود شرکت‌کنندگان داشته است. 
نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی برای هم سنجی زوجی زمان‌ها در جدول شماره 6 نشان داد که بین پس‌آزمون و پیگیری در مقایسه با پیش‌آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. 



بحث
یافته ها حاکی از این است که بین آموزش‌های انجام‌شده بر روی مبتلایان به سندرم روده تحریک‌پذیر تفاوت معناداری وجود دارد و شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی برای مبتلایان به سندرم روده تحریک‌پذیر در مقایسه با آموزش تنظیم هیجانی تأثیر بیشتری بر تغییرات تاب‌آوری مبتلایان به سندرم روده تحریک‌پذیر داشته است که تقریباً 28/4 درصد از تاب‌آوری تحت تأثیر گروه‌های آزمایش تغییر می‌کند. نتایج هرزندجدید در بررسی تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری و حساسیت اضطرابی مبتلایان به بیماری قلبی حاد نشان داد که شرکت در جلسات شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی باعث بهبود تاب‌آوری و حساسیت اضطرابی مبتلایان به بیماری قلبی حاد می‌شود [18]. خرمی و همکاران نشان دادند که اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری معنا‌دار است [19]. همچنین نتایج خسروزاده و همکاران حاکی از این بود که آموزش راهبردهای شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری همسران بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی تأثیر داشت [20]. در تبیین و تشریح یافته پژوهش می‌توان گفت ذهن‌آگاهی نوعی توجه پذیرا و بدون قضاوت است که از منظر نظری برای پرورش و تنظیم هیجان‌ها ارائه شده است. افرادی که مورد آموزش ذهن‌آگاهی قرار گرفته‌اند، در مواجهه با دامنه وسیعی از افکار، هیجانات و تجربه‌ها تواناتر هستند و خودنظم دهی بیشتری دارند. همچنین افزایش ذهن‌آگاهی منجر به کاهش رنج‌های آدمی و پرورش ویژگی‌های مثبتی مثل بینش، خرد، عقل، شفقت، آرامی و خونسردی است و نشان می‌دهد آموزش ذهن‌آگاهی بر تاب‌آوری تأثیر دارد. این مداخله می‌تواند بر کاهش نشخوار فکری و افکار ناکارآمد و استرس اثرگذار باشد. افراد برخوردار از مهارت ذهن‌آگاهی می‌دانند که افکار فقط افکار هستند و فرد ذهن‌آگاه نسبت به ماهیت تخریب‌کننده برخی از این افکار که باعث ترس از شکست و ناامیدی در فرد می‌شود، هوشیار و حساس می‌شود. درنتیجه فردی که نسبت به افکار، احساسات و هیجانات خودآگاهی بیشتری داشته باشند، کمتر تحت تأثیر افکار منفی و مخرب و احساسات و هیجانات ناخوشایند قرار می‌گیرد. اگر شخصی ازنظر هیجانی، ناهشیار باشد و در تنظیم و تعدیل عواطف و هیجان‌های خود به نحوی اشکال داشته باشد، در کنترل رفتار و پرخاشگری خود نیز دچار مشکل خواهد بود. بنابراین مدیریت یا تنظیم عواطف و هیجان‌ها به فرد کمک می‌کند توان سازگاری بیشتر به‌خصوص بعد از‌ تجارب‌ هیجانی منفی داشته باشد و کمک می‌کند که که پرخاشگری خود را کاهش دهد. 
دیگر یافته پژوهش حاکی از آن است که تغییرات شفقت به خود و مؤلفه‌های آن (مهربانی با خود، قضاوت نسبت به خود، اشتراکات انسانی، انزوا، بهشیاری یا ذهن‌آگاهی و همانندسازی افراطی) در پیش‌آزمون و پس‌آزمون‌ها در دو گروه آزمایش و کنترل به یک میزان نمی‌باشد و بین آموزش‌های انجام‌شده بر روی مبتلایان سندرم روده تحریک‌پذیر تفاوت معناداری وجود دارد. شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی برای مبتلایان سندرم روده تحریک‌پذیر در مقایسه با آموزش تنظیم هیجانی تأثیر بیشتری بر تغییرات شفقت به خود و مؤلفه‌های آن در مبتلایان سندرم روده تحریک‌پذیر داشته است. طاهری و سجادیان نشان دادند که برای بهبود مؤلفه‌های شفقت خود می‌توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی استفاده کرد [21]. همچنین یافته‌های برجعلی و ناصری‌نیا حاکی از این بود که آموزش تنظیم هیجان موجب ارتقای شفقت به خود در افراد شده است [22]. شفقت خود با افزایش تحمل شکست‌ها و اشتباهات، امکان بخشایش دیگران را فراهم می‌سازد. ازآنجایی‌که فرد خود را شبیه فرد خاطی می‌بیند، احتمال بیشتری دارد که با این همسان‌پنداری، اقدام به گذشتن از خطاهای دیگران کند. بنابراین چون شفقت خود با احساس همبستگی و مشابهت بیشتر و جدایی کمتر از دیگران همراه است، افرادی که از شفقت خود بیشتری برخوردارند، میل بیشتری نیز به بخشایش‌گری دیگران نشان می‌دهند. در مهربانی با خود، فرد هنگام مواجهه با رنج، ناکارآمدی یا شکست به جای سرزنش کردن خود و یا کوچک شمردن رنج خود، با گرمی و درکی واقع‌بینانه خود را می‌پذیرد. در همانندسازی افراطی (ازجمله زیرمقیاس‌های منفی شفقت خود)، فرد هنگام مواجهه با شکست و احساس ناراحتی و غمگینی، آنچنان در واکنش‌های عاطفی ذهنی خود غرق می‌شود که فاصله‌گیری از موقعیت را برای اخذ یک دیدگاه عینی و متعادل دشوار می‌سازد.
 در تبیین یافته‌های فوق می‌توان گفت که افراد ممکن است به‌دلیل مشکلات جسمانی ناشی از این بیماری از وجود هیجان‌های مثبت و منفی خود آگاهی نداشته باشند و هنگام قرار گرفتن در موقعیت‌های زندگی نتوانند به‌خوبی از هیجان‌های خود استفاده کنند [23]. در ذهن‌آگاهی فرد با دقت بیشتری به افکار خود توجه می‌کند و بدون بیزاری یا قضاوت آن‌ها را بررسی می‌کند و علت وجود آن‌ها را در می‌یابد. تمرین ذهن‌آگاهی این توانایی را به فرد می‌دهد که دریابد افکار فقط افکارند و زمانی که می‌فهمد افکارش ممکن است حقیقت نداشته باشند، راحت‌تر می‌تواند آن‌ها را رها کند. علاوه‌براین فرد با مشاهده دقیق واقعیت درونی خود درمی‌یابد که خوشحالی وابسته به عناصر بیرونی و دنیای بیرون است و زمانی اتفاق می‌افتد که فرد وابستگی به افکار، موضع گرفتن و برنامه‌های ذهنی از پیش ‌تعیین‌شده را رها کند و درنتیجه رفتارهای خودکاری را که برای رسیدن به موقعیت‌های لذت‌آور یا فرار از موقعیت‌های دردناک انجام می‌دهد، کنار بگذارد و به رهایی برسد. 
از محدودیت‌های پژوهش می‌توان به این مورد اشاره کرد که امکان سوگیری در ارزیابی شفقت خود و استرس ادراک‌شده است که براساس گزارش شخصی آزمودنی‌ها می‌باشد. بهتر است در پژوهش‌های آتی از سایر ابزار جمع‌آوری داده‌ها همچون مصاحبه استفاده شود. همچنین باتوجه‌به اینکه طرح شبه‌آزمایشی است به این معنا که نمی‌توان به‌طور قاطع بیان کرد که تغییرات در متغیر وابسته تحت تأثیر مداخله درمانی یعنی متغیر مستقل قرار داشته است.
 یکی دیگر از محدودیت‌های پژوهش این بود که در این مطالعه تمام ویژگی‌های جمعیت‌شناختی شرکت‌کنندگان به‌طور کامل سنجش نشده که تعمیم‌پذیری نتایج را محدود می‌کند. در راستای نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش، باتوجه‌به اینکه ذهن‌آگاهی سازه‌ای بسیار وسیع و دارای مؤلفه‌های فراوان است و همچنین نقش خاصی در کاهش استرس دارد، ازاین‌رو پیشنهاد می‌شود علاوه‌بر پوشش وسیع مسائل آموزشی به بهبود علائم روان‌شناختی افراد نیز توجه شود و همچنین پیشنهاد می‌شود متخصصان داخلی و گوارش جهت درمان بیماران مذکور، طی همکاری با روان‌شناسان سلامت، از شناخت‏درمانی مبتنی بر ذهن‏آگاهی استفاده کنند.

نتیجه‌گیری
باتوجه‌به یافته‌ها می‌توان از شناخت درمان مبتنی بر ذهن‌آگاه به‌عنوان روش مؤثر بر افزاش تاب‌آور و شفقت به خود در مبتلایان به سندرم روده تحریک‌پذیر استفاده کرد.

ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش

این مقاله در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایلام تأیید و با شناسه اخلاق IR. MEDILAM. REC. 1400. 066  ثبت شده است. 

حامی مالی
این مقاله قسمتی از پایان‌نامه آیدا امیدی مقطع دکتری رشته روان‌شناسی عمومی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام بود. این پژوهش هیچ‌گونه کمک مالی از سازمانی‌های دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی دریافت نکرده است. 

مشارکت نویسندگان
مفهوم‌سازی و تحقیق و بررسی: آیدا امیدی؛ ویراستاری و نهایی‌سازی: وحید احمدی و رضا ولیزاده.

تعارض منافع
بنابر اظهار نویسندگان، این مقاله تعارض منافع ندارد. 

تشکر و قدردانی
از تمامی افراد مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر که در انجام این پژوهش همکاری کردند، تشکر و قدردانی می‌شود.

References
1.Ford AC. Commentary: Estimating the prevalence of IBS globally-past, present and future. Aliment Pharmacol Ther. 2020; 51(1):198-9. [DOI: 10. 1111/apt. 15508] [PMID]
2.Kułak-Bejda A, Bejda G, Waszkiewicz N. Antidepressants for Irritable Bowel syndrome- A systematic review. Pharmacol Rep. 2017; 69(6): 1366-79. [DOI: 10. 1016/j. pharep. 2017. 05. 014] [PMID]

3.Bennet SMP, Böhn L, Störsrud S, Liljebo T, Collin L, Lindfors P, et al. Multivariate modelling of faecal bacterial profiles of patients with IBS predicts responsiveness to a diet low in FODMAPs. Gut. 2018; 67(5):872-81. [DOI: 10. 1136/gutjnl-2016-313128] [PMID]

4.Azimi M, Eftekharafzali MS, Khoram Pazhouh H, Hasheminasab FS. [Comparative study of Irritable Bowel syndrome in Persian medicine and current medicine: A narrative review (Persian)]. J Islam Iran Tradit Med. 2020; 11(2):173-82. [Link]

5.Ghorbani Taqlidabad B, Tasbih Sazan Mashhadi, SR. [The relationship between cognitive emotion regulation and lifestyle with depression among patients with Irritable Bowel syndrome (Persian)]. J Neyshabur Univ Med Sci. 2017; 4(4):11-21. [Link]

6.Pirkhafi A, Rozbahani M, Rastgo SS. [Effectiveness of mindfulness-based cognitive-therapy on somatic symptoms in patients with irritable bowel syndrome (Persian)]. Health Psychol Q. 2019; 7(28):52-66. [Link]

7.Rubin-Falcone H, Weber J, Kishon R, Ochsner K, Delaparte L, Doré B, et al. Longitudinal effects of cognitive behavioral therapy for depression on the neural correlates of emotion regulation. Psychiatry Res Neuroimaging. 2018; 271:82-90. [DOI: 10. 1016/j. pscychresns. 2017. 11. 002] [PMID]

8.Nironamnd R, Seydmoradi K, Kakavand A, Tavasoli Z. [Effectiveness of education emotion regulation techniques on reducing stress and increasing resilience of student (Persian)]. Thoughts Behav Clin Psychol. 2019; 14(53):7-16. [Link]

9.Kalisch R, Müller MB, Tüscher O. A conceptual framework for the neurobiological study of resilience. Behav Brain Sci. 2015; 38:e92. [DOI: 10. 1017/S0140525X1400082X] [PMID]

10.Mashall Pourfard M, Shvichi J. [The relationship between aggression and different types of emotional intelligence with resilience among addicted addicts to Ahvaz, Iran (Persian)]. Paper presented at: 4th National Conference on Sustainable Development in Educational Sciences and Psychology, Social and Cultural Studies. 15 June 2016; Tehran, Iran. [Link]

11.Neff KD, Long P, Knox MC, Davidson O, Kuchar A, Costigan A, et al. The forest and the trees: Examining the association of self-compassion and its positive and negative components with psychological functioning. Self Identity. 2018; 17(6):627-45. [DOI:10. 1080/15298868. 2018. 1436587]

12.Neff KD,  Pommier E. The relationship between self-compassion and other-focused concern among college undergraduates, community adults, and practicing meditators. Self Identity. 2013; 12(2):160-76. [Link]

13.Janssen L, Kan CC, Carpentier PJ, Sizoo B, Hepark S, Grutters J, et al. Mindfulness based cognitive therapy versus treatment as usual in adults with Attention Deficit Hyperactivity Disorder (ADHD). BMC Psychiatry. 2015; 15:216. [DOI: 10. 1186/s12888-015-0591-x] [PMID]

14.Lo HH, Wong SY, Wong JY, Wong SW, Yeung JW. The effect of a family-based mindfulness intervention on children with attention deficit and hyperactivity symptoms and their parents: Design and rationale for a randomized, controlled clinical trial (Study protocol). BMC Psychiatry. 2016; 16: 65. [PMID]

15.Razavizadeh Tabadkan BZ, Jajarmi M, Vakili Y. [The effectiveness of Mindfulness-based Cognitive Therapy (MBCT) on depression, rumination and perceived stress in women with type 2 diabetes (Persian)]. North Khorasan Univ Med Sci. 2019; 11(1):1-8. [Link]

16.Shaw P, Stringaris A, Nigg J, Leibenluft E. Emotion dysregulation in Attention Deficit Hyperactivity Disorder. Focus (Am Psychiatr Publ). 2016; 14(1):127-44. [DOI: 10. 1176/appi. focus. 140102] [PMID]

17.Potthoff S, Garnefski N, Miklósi M, Ubbiali A, Domínguez-Sánchez FJ, Martins EC, et al. Cognitive emotion regulation and psychopathology across cultures: A comparison between six European countries. Pers Individ Differ. 2016; 25(2): 218-24. [DOI: 10. 1016/j. paid. 2016. 04. 022]

18.Harzandjadid Y. [The effect of cognitive therapy based on mindfulness on resilience and anxiety sensitivity of patients with acute heart disease (Persian)]. Papr presented at: The Second Congress of New Findings in The Field of Family, Mental Health, Disorders, Prevention and Education. 13 Jun 2020; Tehran, Iran. [Link]  

19.Khorrami M, Atashpour S H, Arefi M. [Comparison of the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy and metacognitive therapy on psychological well-being, mental vitality and resilience among mothers of children with cerebral palsy (Persian)]. J North Khorasan Univ Med Sci. 2020; 12(1):63-72. [DOI: 10. 52547/nkums. 12. 1. 63]

20.Khosrowzadeh A, Ghasemi M, Solati K. [The effectiveness of cognitive therapy based on mindfulness on the resilience of spouses of schizophrenic patients (Persian)]. J Shahrekord Univ Med Sci. 2019; 20(5):59-65. [Link]

21.Taheri S, Sajjadian I. [The effectiveness of cognitive therapy based on mindfulness on the components of self-compassion and aspects of mindfulness of employees with chronic fatigue syndrome (Persian)]. Paper presented at: The Third International Conference of Psychology, Educational Sciences and Lifestyle. 25 August 2016;  Mashhad, Khorasan. [Link]

22.Barjali M, Naseri Nia S. [The effectiveness of emotion regulation strategies training on mental health, self-compassion and craving in the addicts (Persian)]. Couns Cultand Psycotherapy. 2019; 10(40): 133-54. [DOI: 10. 22054/qccpc. 2019. 45570. 2194]

23.Mongia M, Hechtman L. Attention-deficit Hyperactivity Disorder across the lifespan: Review of literature on cognitive behavior therapy. Curr Dev Disord Rep. 2016; 3(1): 7-14. [DOI: 10. 1007/s40474-016-0072-z]
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: پرستاری
دریافت: 1401/10/29 | پذیرش: 1402/2/1 | انتشار: 1402/2/11

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به {نشریه پرستاری ایران} می باشد.

Designed & Developed by : Yektaweb